جلد کتاب کتاب صوتی زندان سفید
رایگان
افزودن به کتابخانه
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب صوتی زندان سفید
کتاب صوتی
00:12:33
MP3
خانه داستان چوک

برای شنیدن کتاب صوتی زندان سفید و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب صوتی زندان سفید

کتاب صوتی زندان سفید نوشته‌ی مونا مزینانی، داستان حبس شدن در قفسی است که جز زندانی‌اش، هیچ‌کس توان دیدنش را ندارد. زنی که با هزار امید و آرزو به خانه‌ی بخت رفته، شاهرگ حیاتش را در چنگ مردسالاری و تفکر پوسیده‌ی سنتی گرفتار می‌بیند و کاری از دستش برای خلاصی برنمی‌آید...

درباره‌ی کتاب صوتی زندان سفید

حالا دیگر مدتی می‌شود که متین و ریحانه با هم زیر یک سقف زندگی می‌کنند. زندگی‌شان با هزار امید و آرزو شروع شد، یا حداقل ریحانه با انداختن تور سفید روی سرش، حس کرد که قرار است بختش هم مانند همان تور سفید باشد. اما این‌طور نبود؛ بعد از جاگیر شدن در آن خانه‌ی تازه که خانه‌ی بختش بود، متین کم‌کم رنگ عوض کرد و به آدم دیگری تبدیل شد.

قصه‌ی کتاب صوتی زندان سفید نوشته‌ی مونا مزینانی از اینجا آغاز می‌شود؛ یک بدقولی به‌ظاهر کوچک و ساده. ریحانه در دانشگاه قبول شده، اما متین به او وعده می‌دهد که بعد از ازدواجشان، وقتی که کمی سروسامان گرفتند، می‌تواند به دانشگاه برود. این‌طور نمی‌شود. هرچه می‌گذرد و هر چه اصرار ریحانه برای دانشگاه رفتن بیشتر می‌شود، متین تنها یک جواب می‌دهد: «دانشگاه جای زن متأهل نیست.»

دانشگاه رفتن اما تنها زخم این زندگی تازه نمی‌شود؛ همه‌چیز خانه و زندگی‌شان کم‌کم طبق نظر و سلیقه‌ی متین می‌شود. پرده‌های کلفت سرتاسر خانه را گرفته‌اند، اجازه‌ی رفت‌وآمد با کسی به ریحانه داده نمی‌شود و حتی لباس‌های تنش را هم متین برایش انتخاب می‌کند. یک زورگویی فاحش و زننده که در کاغذکادوی رنگی و الفاظ محبت‌آمیز پیچیده و بزک می‌شود تا صدای اعتراض ریحانه به تمام آزادی‌های ازدست‌رفته‌اش را در نطفه خفه کند...

کتاب صوتی زندان سفید کاری از نشر صوتی خانه‌ی داستان چوک است. این کتاب را با صدای خود نویسنده، یعنی مونا مزینانی می‌شنوید.

کتاب صوتی زندان سفید برای چه کسانی مناسب است؟

اگر به داستان‌های کوتاه اجتماعی علاقه داشته باشید،‌ از مخاطبین این کتاب محسوب می‌شوید.

در بخشی از کتاب صوتی زندان سفید می‌شنویم

- سلام خانومی کجایی؟

زن به استقبال آقای خانه رفت. کتش را گرفت و خسته‌نباشید همیشگی‌اش را گفت. کت را با حوصله به چوب‌لباسی آویزان کرد و با خنده پرسید: «چایی می‌خوری یا چیز دیگه؟» مرد خندید و با مهربانی گفت: «همون چایی. یا چیز دیگه‌ش رو من می‌گم بهت. کیفم این‌جوری سنگینه اصلاً سوال نشد چی توشه؟»

بدون اینکه منتظر جواب زن بماند سمت کیف چرمش رفت و بسته‌ای را بیرون آورد.

- بفرما خدمت بانوی دربار ریحانه خانم.

فهرست مطالب کتاب صوتی

13 دقیقه
زندان سفید

مشخصات کتاب صوتی

عنوان کتابکتاب صوتی زندان سفید
نویسندهمونا مزینانی
گویندهمونا مزینانی
ناشر صوتی خانه داستان چوک
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابMP3
مدت۱۲ دقیقه
زبانفارسی
قیمت کتاب صوتی
رایگان

افزودن به کتابخانه
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان کوتاه ایرانی
کتاب‌های صوتی داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب صوتی زندان سفید بر اساس قرارداد رسمی با خانه داستان چوک در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی زندان سفید

سما جعفری
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
از اون جایی که همیشه حقوق زنان از دغدغه‌های من بوده، خیلی موضوع این داستان رو دوست داشتم. متاسفانه هنوز هم در این دوره افرادی هستند که به هویت فردی زن توهین میکنند و اجازه‌ی تصمیم‌گیری درباره ساده‌ترین مسائل شخصیش رو هم از او سلب میکنند. اشاره به حل مسائل زوجین در میان خودشون هم موضوع خوبی بود که و بهش اشاره شد چون به کرات دیده شده افراد زیادی از این مسئله سواستفاده میکنند. انتخاب اسم داستان هم بسیار هوشمندانه بود، چون اون زن در واقعیت هیچ حق انتخابی نداشت به اصطلاح دست و پاش کاملا بسته بود و اسیر همسرش بود، در حالی که از بیرون به نظر میرسید در خانه‌ی خودش بسیار خوشبخته و یک زندگی عالی دارد. واقعا تبریک میگم به نویسنده‌ی محترم و امیدوارم باز هم در این زمینه کار کنند.
مجیدناجی
۱۴۰۴/۰۲/۱۴
داستان روایتی از آقایانی خودخواه و زورگو برای خانواده و همسر خود است و خانومهایی که از خود هیچگونه شخصیت با ثباتی ندارند و به خواسته‌های ظالمانه و گاه تحقیر آمیز اینگونه آقایان تن میدهند و خانوم‌هایی که از این آب گل آلود ماهی میگیرند. در زندگی مشترک همه تصمیم‌ها باید بین خانوم و آقا مشورت شود و بعد تصمیم نهایی گرفت اینگونه که خاسته‌ها یک طرفه باشد زندگی مشترک ادامه‌ای نخواهد داشت. در میان جنگ بین زن و شوهر متاسفانه آدم‌های حقیر و کوچک که اتفاقاً دوست و آشنا هستند با زوجین در این میانه یا آتش بیار معرکه میشوند یا مانند داستان سو استفاده میکنند از دوستان خود...
ممنونم از کتابراه
Atefeh_asgari
۱۴۰۵/۰۵/۰۵
داستان در باره‌ی زنانیه که بال پریدن آنها را میچینن ولی باز به پرواز در میان داستان در باره‌ی مردی بد دل که متاسفانه در جامعه بسیار هستن که حتی لباس همسرشم رو هم خودش انتخاب میکنه پرده‌ های کلفت به پنجره‌ها میزنه حتی رفت و آمد به خونه را ممنوع کرده یک روز زن تصمیم میگیره دیگه تن به اجبار و زور نده مهمانی ترتیب میده و هرکار که دوست داره میکنه وقتی شوهرش گفت سمیرا دوستت همه چیزو بهم گف فکر کرد الان زنش قید دوستشو میزنه و پشیمون میشه از کارش اما زن با قدرت ایستاد و گفت بیا طلاق بگیریم اخرشم‌ که هر دو خسته از کار هاشون بودن ممنون از کتابراه
فاطمه ابوالی
۱۴۰۴/۱۰/۱۳
نویسنده دست روی موضوع خوبی گذاشته. این که هنوز هم چقدر ظلم علیه زنان میشه و این که درمان دردهای رابطه درون رابطه است و با درد و دل کردن با آدم های نااهل فقط شرایط رو برای خودمون سخت تر می کنیم. حتی آدم هایی که دلشون برای ما میسوزه هم لزوما کیس خوبی برای مشورت نیستند. این که بخشی از فشاری که بر زنان امروز تحمیل میشه، تقصیر عده ای معدود از خودشون هست هم قابل توجهی. افرادی که ضعف جنس مخالف دارند.
علی صنعتی
۱۴۰۴/۰۲/۲۱
داستان به واقعیتی اشاره میکنه که در زیر پوست این جامعه در جریان هست. زن و شوهرهایی که از دنیای هم بیگانه‌اند و بلد نیستند با هم حرف بزنند، خواسته هاشون را به درستی مطرح کنند و با هم به نتیجه برسند. یا حرفهاشون را در دل تلنبار می‌کنند و در بزنگاه چون آتشی فوران می‌کند و یا بدون توجه به خواست واقعی طرف مقابل می‌خواهند امیال و خواسته‌های خودشون را پیش ببرند...
Eli
۱۴۰۴/۰۲/۱۴
با اینکه راوی خود نویسنده بود و حاصل افکار خودش رو می‌خوند ولی فقط بطور یکنواخت از روی متن روخوانی کرد حتی قسمت‌هایی از داستان که زن و مرد در حال بحث کردن با هم بودن باز هم حالت و تن صداشون ثابت بود و عصبانیت و رنجشی در صداشون وجود نداشت که این موضوع شنونده رو خسته میکنه. داستان جذابیت و کششی نداشت و جایی که تموم شد به نظر ناقص اومد.
آیدا راد
۱۴۰۴/۰۲/۱۰
ممنون از گروه کتاب راه داستان جالبی می‌تونست باشه.. اما با صدای راوی‌ها واقعا پشیمون شدم از شنیدنش.. یک راوی باید اول نکات جذب خواننده رو یادداشته باشه بعد شروع ب انشاخونی کنه.. آخه چرا این مدلی؟؟! انگار کلاس چهارم نشستیم و یکنفر ازبچه‌ها وین وین کنان، روخوانی که خودش هم نمیدونه چی داره میخونه رو داره...
احمدی
۱۴۰۴/۰۲/۱۳
کتاب صوتی زندان سفید نوشته‌ی مونا مزینانی، داستان حبس شدن در قفسی است که جز زندانی‌اش، هیچ‌کس توان دیدنش را ندارد. زنی که با هزار امید و آرزو به خانه‌ی بخت رفته، شاهرگ حیاتش را در چنگ مردسالاری و تفکر پوسیده‌ی سنتی گرفتار می‌بیند و کاری از دستش برای خلاصی برنمی‌آید...
Javad Delpasand
۱۴۰۴/۰۳/۱۴
با سلام و خسته نباشیدموضوع جالب و حقیقت محض برخی مرداهای مستبد و زورگو و خانواده هایشان با متنی خوب ولی با اجرایی بشدت ضعیف و یکنواخت. صدای گوینده که همان نویسنده داستان هم هست، جالب نبود، بهتر بود فرد دیگری اجراش میکرد و خشک و بیروح نمیشد. ممنون از کتابراه.
سلمان سروراحمدی
۱۴۰۴/۰۲/۱۱
باسلام خدمت شما دوستان عزیز و نویسنده محترم واقعا اینقدر بی سرو ته چطور چاپ میشه یهویی رفتی وسط ماجرا یهویی تموم شد آموزنده نبود محتوا نداشت دقیقا زمانی که منتظر اصل ماجرا هستی وقراره داستان پیش بره تموم شد واقعا تموم شد خب این کتاب نوشتی که آخری نداره و از وسط تموم میشه
مهناز عسکری
۱۴۰۴/۱۲/۱۹
چه بسیار مردان بیمار و خودشیفته که سال‌ها با روح و روان زنان بیچاره شأن بازی کرده آمد و آن زنان قربانی به دلیل ناآگاهی و نداشتن پشتیبان سوخته و ساخته آمد تا به یک عروسک خیمه شب بازی در دست آن مردان تبدیل شده‌اند مانند پدر و مادر بابک خرمدین....
F.javan
۱۴۰۴/۰۳/۱۷
یک تکه از زندگی که در واقعیت هم دیده میشود کم وبیش واقعی. سطحی و عامیانه اینکه یک اختلال به این پررنگی با یکبار ایستادگی و تهدید به جدایی حل شود قابل قبول نیست آتش بس و حل اختلاف بعد از راه انداختن یک بازی منتظر یک دعوا و اختلاف عمیق تر بودم
مینا غلامی
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
داستان به موضوع بسیار خوبی اشاره میکنه، زندگی که مانند زندان به خیلی از زنان تحمیل میشه، اما داستان پردازی خیلی کوتاه و خلاصه است، با همین کوتاهی تأثیر عمیقی بر خواننده می‌زاره وبه نوعی اگه هدف آگاهی بخشی به مخاطب باشه، کاملا به هدفش رسیده
باران
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
این کتاب به موضوع قابل تامل و مبتلا به جامعه پرداخته بود و به دیکتاتوری اقایان در خانواده و زورگویی به زنان. کتاب خوبی بود. فقط گوینده اصلاحی و حال در خوندنش جریان نداشت و یکنواخت میخوند. با تشکر
مریم فارسیانی
۱۴۰۴/۰۴/۲۸
داستان به واقعیتی اشاره میکند که در جامعه در جریان هست، زن و شوهرهایی که بلد نیستند باهم حرف بزنند و خواسته هاشونو مطرح کنند و باهم به نتیجه برسند. ممنون از کتابراه عزیز
ادامه نقد و نظرات کتاب صوتی زندان سفید...
👋 سوالی دارید؟