نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی زندان سفید - مونا مزینانی
3.6
29 رای
سما جعفری
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
30
از اون جایی که همیشه حقوق زنان از دغدغههای من بوده، خیلی موضوع این داستان رو دوست داشتم. متاسفانه هنوز هم در این دوره افرادی هستند که به هویت فردی زن توهین میکنند و اجازهی تصمیمگیری درباره سادهترین مسائل شخصیش رو هم از او سلب میکنند. اشاره به حل مسائل زوجین در میان خودشون هم موضوع خوبی بود که بهش اشاره شد چون به کرات دیده شده افراد زیادی از این مسئله سواستفاده میکنند. انتخاب اسم داستان هم بسیار هوشمندانه بود، چون اون زن در واقعیت هیچ حق انتخابی نداشت و به اصطلاح دست و پاش کاملا بسته بود و اسیر همسرش بود، در حالی که از بیرون به نظر میرسید در خانهی خودش بسیار خوشبخته و یک زندگی عالی دارد. واقعا تبریک میگم به نویسندهی محترم و امیدوارم باز هم در این زمینه کار کنند.
داستان روایتی از آقایانی خودخواه و زورگو برای خانواده و همسر خود است و خانومهایی که از خود هیچگونه شخصیت با ثباتی ندارند و به خواستههای ظالمانه و گاه تحقیر آمیز اینگونه آقایان تن میدهند و خانومهایی که از این آب گل آلود ماهی میگیرند. در زندگی مشترک همه تصمیمها باید بین خانوم و آقا مشورت شود و بعد تصمیم نهایی گرفت اینگونه که خاستهها یک طرفه باشد زندگی مشترک ادامهای نخواهد داشت. در میان جنگ بین زن و شوهر متاسفانه آدمهای حقیر و کوچک که اتفاقاً دوست و آشنا هستند با زوجین در این میانه یا آتش بیار معرکه میشوند یا مانند داستان سو استفاده میکنند از دوستان خود...
ممنونم از کتابراه
ممنونم از کتابراه
نویسنده دست روی موضوع خوبی گذاشته. این که هنوز هم چقدر ظلم علیه زنان میشه و این که درمان دردهای رابطه درون رابطه است و با درد و دل کردن با آدم های نااهل فقط شرایط رو برای خودمون سخت تر می کنیم. حتی آدم هایی که دلشون برای ما میسوزه هم لزوما کیس خوبی برای مشورت نیستند. این که بخشی از فشاری که بر زنان امروز تحمیل میشه، تقصیر عده ای معدود از خودشون هست هم قابل توجهی. افرادی که ضعف جنس مخالف دارند.
داستان به واقعیتی اشاره میکنه که در زیر پوست این جامعه در جریان هست. زن و شوهرهایی که از دنیای هم بیگانهاند و بلد نیستند با هم حرف بزنند، خواسته هاشون را به درستی مطرح کنند و با هم به نتیجه برسند. یا حرفهاشون را در دل تلنبار میکنند و در بزنگاه چون آتشی فوران میکند و یا بدون توجه به خواست واقعی طرف مقابل میخواهند امیال و خواستههای خودشون را پیش ببرند...
با اینکه راوی خود نویسنده بود و حاصل افکار خودش رو میخوند ولی فقط بطور یکنواخت از روی متن روخوانی کرد حتی قسمتهایی از داستان که زن و مرد در حال بحث کردن با هم بودن باز هم حالت و تن صداشون ثابت بود و عصبانیت و رنجشی در صداشون وجود نداشت که این موضوع شنونده رو خسته میکنه. داستان جذابیت و کششی نداشت و جایی که تموم شد به نظر ناقص اومد.
ممنون از گروه کتاب راه داستان جالبی میتونست باشه.. اما با صدای راویها واقعا پشیمون شدم از شنیدنش.. یک راوی باید اول نکات جذب خواننده رو یادداشته باشه بعد شروع ب انشاخونی کنه.. آخه چرا این مدلی؟؟! انگار کلاس چهارم نشستیم و یکنفر ازبچهها وین وین کنان، روخوانی که خودش هم نمیدونه چی داره میخونه رو داره...
