کتاب دزیره - جلد دوم ادامهی مجلد نخست رمان پرفروش آن ماری سلینکو است. این کتاب برجسته، ماجرای دزیره کلاری از معشوقههای ناپلئون بناپارت را در بستری از رویدادهای تاریخی روایت میکند. این اثر ذیل مجموعهی عاشقانههای کلاسیک به همت نشر افق به انتشار رسیده است.
دربارهی کتاب دزیره - جلد دوم
کتاب دزیره - جلد دوم (Desiree) دنبالهی رمانی پرفروش است که آن ماری سلینکو (Annemarie Selinko) نویسندهی اتریشی آن را براساس داستان زندگی دزیره کلاری ملکهی سوئد به رشته تحریر درآورده. این رمان خواندنی در اصل یک جلد است، اما به دلیل حجم بالای کتاب ترجمهی آن در نشر افق در دو جلد عرضه میشود تا مطالعهی آن آسانتر شود. کتاب دزیره روایتی خواندنی از ماجرای عاشقانه و پرفرازونشیب ناپلئون بناپارت با دزیره کلاری، یکی از معشوقههای اوست که بعدها ملکهی سوئد شد. در واقع این کتاب رمانی در قالب دفترچهی خاطرات ملکه دزیره است و در خلال آن به آشنایی دختر چهارده سالهی یک تاجر ابریشم فرانسوی با ناپلئون بناپارت و ماجراهای بعد از آن میپردازد. با خواندن کتاب دزیره نه تنها در بطن این ماجرای عاشقانه پرکشش و جذاب قرار میگیرید، بلکه با جزئیاتی از تاریخ فرانسه نیز آشنا میشوید.
آنچه خواندن کتاب دزیره را جذابتر میکند، واقعی بودن داستان دزیره کلاری است. آن ماری سلینکو در این رمان فوقالعاده، روایتی واقعی از زندگی دزیره از بدو نوجوانی تا مرگ او را ارائه میکند. دزیره نخستین معشوقهی ناپلئون بناپارت بود و عشق او و ناپلئون راه را برای ورود این دختر جوان به دنیای سیاست باز کرد. کتاب دزیره یک رمان عاشقانه است اما چیزی فراتر از یک عاشقی را به مخاطب ارائه میدهد؛ در کتاب حاضر در کنار داستان عاشقی یک دختر نوجوان، داستان واقعی او را میخوانیم که ابتدا به نظر نمیآمد جایگاهی در تاریخ پیدا کند و به تاج و تختی برسد. در واقع، خود دزیره نیز باور نمیکرد نقش او در تاریخ چنین مسیر پیچیدهای را طی کند.
کتاب اصلی دزیره در چهار فصل نگارش شده است. جلد اول دزیره به دو فصل از این کتاب میپردازد و جلد دوم این رمان جذاب دو فصل دیگر را پوشش میدهد. در جلد دوم وقایع از تاریخ سپتامبر 1810 شروع میشود و تا تاجگذاری دزیره به عنوان ملکه سوئد و مرگ او ادامه مییابد.
اقتباس سینمایی از کتاب دزیره
شایان ذکر است هنری کاستر در سال 1954 بر اساس رمان دزیره یک فیلم سینمایی با بازی مارلون براندو و جین سیمونز ساخت. این فیلم نامزد دریافت دو جایزه اسکار شد. پیشنهاد میکنیم بعد از مطالعهی کتاب دزیره این فیلم را هم تماشا کنید.
جوایز و افتخارات کتاب دزیره - جلد دوم
- از پرفروشترین رمانهای کلاسیک تاریخ
- ترجمهشده به بیستوپنج زبان زندهی دنیا
نکوداشتهای کتاب دزیره - جلد دوم
- اثری خیرهکننده، جذاب و پرفروش بر اساس داستان زندگی اولین نامزد ناپلئون. (گودریدز)
- یک داستان عاشقانهی حماسی که نمیتوان در برابر خواندن آن مقاومت کرد. (شیکاگو تریبون)
- داستانی کاملاً شگفتانگیز دربارهی زنی شجاع که انتخابهای دشواری انجام داد. (بارنز اند نوبل)
- پانورامای جذابی از بوی خون و خاک اره گیوتین روبسپیر تا فروپاشی نهایی و جنگ صد روزه. (نیویورک تایمز)
- کتاب دزیره یک رمان حماسی پرفروش است که هم تحسین خوانندگان و هم منتقدان را برانگیخته؛ روایتی از ظهور و سقوط امپراطوریها، شعلهور شدن و فروکش کردن عشق و قلب و روح یک زن. (آمازون)
کتاب دزیره - جلد دوم برای چه کسانی مناسب است؟
این رمان جذاب یکی از شاهکارهای ادبیات جهان است و مطالعهی آن را به همه علاقهمندان و دوستداران رمان و داستانهای عاشقانه، تاریخی و ادبیات کلاسیک پیشنهاد میکنیم. اگر جلد اول کتاب دزیره را خواندید، در ادامه این جلد را هم مطالعه کنید.
با آن ماری سلینکو بیشتر آشنا شویم
آن ماری سلینکو نویسندهی اتریشی بود که در سال 1914 در وین به دنیا آمد. او از دهه 1930 تا 1950 میلادی چندین کتاب پرفروش در آلمان منتشر کرد که با استقبال بسیاری مواجه شد. با این حال، بعد از آغاز جنگجهانی دوم او به همراه همسرش از آلمان گریخت و به دانمارک و سپس سوئد پناهنده شد. کتاب دزیره آخرین و برجستهترین رمان آن ماری سلینکو است که تاکنون مترجمان مختلفی آن را به زبان فارسی ترجمه کردهاند. علاوه بر این شاهکار ادبی، او رمانهای دیگری نیز به رشته تحریر درآورده است، از جمله «فردا روز دیگری است»، «شوهرم امروز ازدواج میکند» و «من دختری زشت رو بودم» که آخرین مورد را نشر ذهنآویز به فارسی ترجمه و منتشر کرده. بد نیست اشاره کنیم از روی تعدادی از آثار او فیلمهای سینمایی نیز ساخته شده است. آن ماری سلینکو سرانجام در سال 1986 در کپنهاگ درگذشت.
در بخشی از کتاب دزیره - جلد دوم میخوانیم
دوست دارم بلند بشوم، شنل پوستی را که ناپلئون داده بود، بپوشم و آهسته به اتاق اسکار بروم و کنار تختش بنشینم. دوست دارم دستش را بگیرم و گرمای وجودش را حس کنم. پسرم، تو بخشی از وجودم هستی. خیلی وقتها که احساس تنهایی میکنم کنار تختت مینشینم. در شبهایی که پدرت در جبههها بود و من همسر یک ژنرال... یا مارشال بودم... هیچوقت تصور چنین زندگیای را نمیکردم، اسکار... فکر نمیکردم روزی برسد که نتوانم آزادانه کنار تختت بنشینم. ولی حالا تو دیگر تنها در اتاقت نمیخوابی. کلنل ویلات ما را همراهی میکند، کسی که سالها آجودان وفادار پدرت بوده و حالا پدرت دستور داده تا رسیدن به سوئد در اتاق تو بخوابد. برای حفاظت از تو، عزیزم. حفاظت در مقابل چه کسانی؟ در مقابل آدمکشهایی که از زوال کشورشان و داشتن پادشاهی دیوانه که کشورشان را به ورشکستگی کشانده، شرمندهاند؟ سوئد، مسیو برنادوت، یک شهروند ساده را برگزیده تا تاج سلطنت را بر سرش بگذارد. و اسکار برنادوت جوان، نوهی تاجر ابریشم را که بعد از پدر، وارث تاج و تخت بشود... به همین دلیل، پدرت ویلات را مأمور کرده کنارت بخوابد و کنت براهه هم در اتاق مجاور... عزیزم، ما نگران هستیم.
ماری در رختکن اتاقم خوابیده و خرخر میکند. من و ماری راهی طولانی را سفر کردهایم. شاید هم خیلی طولانی. دو روز، بهخاطر هوای ابری و مه زیاد سفرمان از سوند به تأخیر افتاده است. فکرش را هم نمیکردم دانمارک اینقدر سرد باشد، اما مردم میگویند: «پس اگر سوئد بروید، چه میگویید؟»
ما خانهمان در خیابان آنژو را آخر ماه اکتبر ترک کردیم. من روی مبلها را با پارچه پوشاندم. من و اسکار، روزهای آخر را پیش ژولی به مورتفونتن رفتیم تا با او باشیم. براههی جوان و اعضای سفارت سوئد عجله داشتند که هرچه زودتر فرانسه را ترک کنیم و من تازه دیروز متوجه این جریان شدم. به هرصورت تا لباسهایم را از لوروی نمیگرفتم هیچ کجا نمیرفتم.
بله




























