رفتار خوب سفیدپوستا شاید باعث میشد که سیاهپوستای بینوا رام بشن و به وظایفشون به بهترین شکل برسن اما به هیچ شکل نمیتونستن زخم درمان ناپذیری که استعمار و استثمار به روحشون زد رو درمان کنند. طبیعیه که خشم و عقده های فروخورده همچنان مثل خاکستر زیر آتیش با تلنگری فوران کنه. مثلا جین به قول خودش میخواست به تمبی لطف کنه و ارشادش میکرد که درس بخون تا باسواد بشی و پول بیشتری به دست بیاری و همیشه هم مطیع سفید پوستای (صدالبته پست فطرت) باش، همه ی اون لطف و مهربونی رو به لجن کشید با همین جمله، چرا یه عده انقد بایدپست فطرت باشن که فکر کنن اربابن و بقیه برده و زیر دستشون. اون کارگرای بینوا و گشنه شکم؛ کم زحمت میکشیدن؟ مثلا خیلی محبت میکرد در حقشون و زخماشونو درمون میکرد، اما چرا یه جفت کفش براشون نمیخریدن بجای اینکه بگه بهداشتو رعایت کنید؟ با کدوم پول؟ چرا پول کافی در اختیارشون نمیذاشتن؟ این پس فطرتی هنوز هم به اشکال مختلف نمود داره و این بار صرفا برای سیاهپوستا نیس، شامل همه میشه. هنوز هم حکام پس فطرت و دار و دسته هاشون هستن که خون مردم رو در شیشه کردن. این هم شکلی از استعمار و استثماره فقط اسمش عوض شده. مثال کم نیس برای شرح این پست فطرتی ها. ترجمه ی قوی ای نداشت و بعضی جملات سخت درک میشدن. بهرحال خوب بود و ارزش مطالعه داشت. سپاس.
یک مجموعه داستان در رابطه با زندگی مهاجران در آفریقا و برده داری است، اما هر داستان کلا موضوع متفاوتی دارد. بعضی قسمتها کمی گنگ است، مثلا دربارهی بعضی مسائل و آداب و رسوم رایج در بین بومیان آن مناطق. به نظرم مترجم باید توضیحاتی برای ما خوانندههای فارسی زبان در پاورقیها اضافه میکردند، تا یک آشنایی حداقلی به وجود بیاید. بعضی داستانها خیلی غم انگیز بودند، بعضی به مسائلی مثل تنهایی، غربت، وفاداری، دوستی و وابستگی عاطفی میپرداختند. در کل من کتاب را خیلی دوست داشتم، در حالی که در ابتدا اصلا فکر نمیکردم خوشم بیاید.
مجموعه داستان کوتاه بود چون به مطالعه رمانها و داستانهایی از کشورها و فرهنگهای مختلف علاقمندم به امید اینکه یه کتاب در مورد زندگی سیاهان آفریقا باشه شروعش کردم ولی در مورد اربابان سفید پوست آفریقا و مشکلات شون با بردگان سیاه بود، خیلی سخت خوان بود و نمیدونم ضعف ترجمه بود یا نثر اصلی کتاب میطلبید اینقدر از واژهای نامانوس و ثقیل و جمله بندی غیر سلیس استفاده کنه، موضوع داستانها بد نبود ولی یا نویسنده یا مترجم سخت خوابشون کرده بود داستان آخر که خیلی آخرش نامفهوم بود
کتاب بدی نیست در مورد زندگی مهاجران سفید پوست که به آفریقا رفتن و آن هارو به بردگی گرفتن کتاب شامل چند داستان کوتاه هست و به نظرم به خوبی قدرت استعمار بر افریقایی بی نوا نشون داده ولی کمی متن داستان ها پیچیدگی و با سانسور خود آدم باید بفهمه داره چه اتفاقاتی میوفته ممنون از کتابراه
اولش کمی گیج شدم اما هر چی جلوتر رفتم برام خیلی جذاب شد. با فضایی آشنا شدم که تا حالا فکرش رو هم نکرده بودم. زندگی مهاجران انگلیسی در افریقا روایت میشه که گاهی واقعا شوکه کننده است. خواندنش رو توصیه میکنم
این کتاب من را یاد کتاب برف در تابستان میاندازد
از اسم کتاب مشخص است داستان تناقضها میگوید داستان اول جا داشت ادامه دار شود چه کاریه نویسنده داستانها را نیمه رها کرده شاید میخواهد قوه تخیل خوانندهها افزایش یابد