نظر آذرخش برای کتاب زمستان در ماه جولای

زمستان در ماه جولای
دوریس لسینگ، علیرضا جباری
۴.۲(امتیاز ۱۶ نفر)
آذرخش
۱۴۰۵/۰۱/۲۶
رفتار خوب سفیدپوستا شاید باعث میشد که سیاهپوستای بینوا رام بشن و به وظایفشون به بهترین شکل برسن اما به هیچ شکل نمیتونستن زخم درمان ناپذیری که استعمار و استثمار به روحشون زد رو درمان کنند. طبیعیه که خشم و عقده های فروخورده همچنان مثل خاکستر زیر آتیش با تلنگری فوران کنه. مثلا جین به قول خودش میخواست به تمبی لطف کنه و ارشادش میکرد که درس بخون تا باسواد بشی و پول بیشتری به دست بیاری و همیشه هم مطیع سفید پوستای (صدالبته پست فطرت) باش، همه ی اون لطف و مهربونی رو به لجن کشید با همین جمله، چرا یه عده انقد بایدپست فطرت باشن که فکر کنن اربابن و بقیه برده و زیر دستشون. اون کارگرای بینوا و گشنه شکم؛ کم زحمت میکشیدن؟ مثلا خیلی محبت میکرد در حقشون و زخماشونو درمون میکرد، اما چرا یه جفت کفش براشون نمیخریدن بجای اینکه بگه بهداشتو رعایت کنید؟ با کدوم پول؟ چرا پول کافی در اختیارشون نمیذاشتن؟ این پس فطرتی هنوز هم به اشکال مختلف نمود داره و این بار صرفا برای سیاهپوستا نیس، شامل همه میشه. هنوز هم حکام پس فطرت و دار و دسته هاشون هستن که خون مردم رو در شیشه کردن. این هم شکلی از استعمار و استثماره فقط اسمش عوض شده. مثال کم نیس برای شرح این پست فطرتی ها. ترجمه ی قوی ای نداشت و بعضی جملات سخت درک میشدن. بهرحال خوب بود و ارزش مطالعه داشت. سپاس.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟