زندگی ما انسانها با پرسیدن سوالهای بزرگ درمورد جهان و زندگی گره خورده است و مهمتر از آن، جوابهایی که برای چنین سوالاتی پیدا میکنیم، شیوهی زندگی ما و نگاه ما به جهان را شکل میدهند. کتاب راهنمای زندگی، اثر جولیان باگینی و آنتونیا ماکارو، کتابی درمورد پرسشهای بزرگ ما و پاسخهایی است که فیلسوفان، از یونان باستان تا امروز و از شرق تا غرب کرهی زمین، به این پرسشها دادهاند.
دربارهی کتاب راهنمای زندگی
آیا تا به حال پیش آمده است که مسائل و اتفاقات زندگی، باعث شوند که با نگاهی دقیق و عمیقتر به زندگی بنگرید؟ ذهن ما در مواجهه با مسائل روزمره، گاهی اوقات، آنها را فراتر از اتفاقات پیشپاافتاده و معمولی در نظر میگیرد؛ مثلاً فرض کنید که از شریک زندگی خود جدا شدهاید و این پرسش برایتان پیش میآید که اصلا معنای رابطه یا عشق چیست. پرسشهایی از این دست، پرسشهایی فلسفی هستند که ما هرکدام، کموبیش در لحظاتی از زندگی، ناگزیر به دست و پنجه نرم کردن با آنها هستیم.
کتاب راهنمای زندگی (Life: A User’s Manual: Philosophy for Every and Any Eventuality)، از جولیان باگینی و آنتونیا ماکارو، همانطور که از اسمش برمیآید، کتابی سرشار از توصیههای عملی درمورد 159 مفهوم اساسی در زندگی است. این اثر، با دست گذاشتن روی موضوعات گوناگون و متعددی – از عدالت به عنوان موضوعی کلان و پیچیده گرفته تا موضوعی چون خواب – به ما میآموزد که چگونه باید زندگی کنیم و با چالشهای پیش روی خود، روبرو شویم.
ویژگی جذاب کتاب نامبرده، استفادهی از آرای فیلسوفانی است که طی هزاران سال، به تفکر درمورد مسائل گوناگون زندگی پرداختهاند. در این اثر فیلسوفانی از زمانها و مکانهای مختلف احضار شدهاند تا با ارائهی پاسخهای خود به پرسشهای بزرگ زندگی، ما را در رسیدن به زندگی بهتر یاری کنند. به عنوان مثال، فرض کنید در دورهای از زندگی خود به سر میبرید که باید بحران میانسالی دست و پنجه نرم کنید؛ با رجوع به فصل «بحران میانسالی»، توصیههایی را از نویسندگان و فیلسوفان مختلف خواهید یافت که شما را در مواجهه با این بحران یاری میکنند.
منحصربهفرد بودن کتاب راهنمای زندگی، در این است که وجهی کاربردی و عملی دارد و خوانندگان آن میتوانند به بهترین شکل، در زندگی خود از آن بهره بگیرند.
کتاب راهنمای زندگی مناسب چه کسانی است؟
این کتاب، مناسب تمام کسانی است که به فلسفه، به خصوص فلسفهی عملی و کاربردی، علاقه دارند.
با جولیان باگینی و آنتونیا ماکارو بیشتر آشنا شویم
جولیان باگینی (Julian Baggini)، فیلسوف و نویسندهی بیش از بیست عنوان کتاب است که عموماً به حوزهی فلسفه و فلسفهی کاربردی تعلق دارند. او همچنین نویسندهی روزنامهها و مجلههای گوناگون و موسس «مجلهی فیلسوفان» است. از کتابهای او میتوان به «مسائل کلیدی فلسفه»، «فلسفه: همهی آنچه باید بدانید» و «اندر حماقت حکمت» اشاره کرد.
آنتونیا ماکارو (Antonia Macaro)، روانشناس، رواندرمانگر اگزیستانسیالیست و نویسندهی کتابهای متعدد است. مطالعات او عموماً در حوزهی فلسفه و عرفان شرق و فلسفهی رواقی است. ماکارو، همچنین، سالهای زیادی به عنوان درمانگر رفتارهای اعتیادآور در کلینیک روانشناسی مشغول به کار بوده است. کتابهای «بیشتر از خوشحالی» و «خرد، فضیلت اخلاقی و رواندرمانی»، از آثار معروف او به شمار میروند.
جملات برگزیدهی کتاب راهنمای زندگی
- اگر زندگی همچون شبنم روی سنگ قبرهای آداشینو یا دود زمینهای سوختهی توریبه محو و ناپدید نمیشد و تا ابد ادامه داشت، چندان تحت تأثیر جهان قرار نمیگرفتیم. این ذات زودگذر دنیاست که همه چیز را فوقالعاده میسازد. (یوشیدا کنکو)
- حس ما نسبت به واقعیت اشیا و افراد و توانایی برقراری ارتباط مؤثر با آنها به کارکرد جسممان در سکوت و پسزمینه بستگی دارد. (هوبرت دریفوس)
- انسان خام به خاطر توهم شدیدِ حاصل از دیدگاهی جزئی، یک جنبه را انکار میکند و تلاش میکند جنبهای دیگر را تصدیق کند. (مالیسنا)
- بیشتر حرفها و کارهایمان ضروری نیستند. اگر حذفشان کنیم، زمان و آرامش بیشتری خواهیم داشت. (مارکوس اورلیوس)
- هیچکس انتخاب نمیکند بدون دوست و رفیق زندگی کند، حتی اگر تمام خوشیهای دنیا را داشته باشد. (ارسطو)
در بخشی از کتاب راهنمای زندگی میخوانیم
بسیاری از هیجانات منفی، جنبهی مثبتی نیز دارند. خشم میتواند باعث شود برای ایجاد تغییرات اعتراض کنیم، اندوه بخش ضروری سازگاری با سوگ است، ترس ما را در مقابل خطر محتاط میکند، اما مشخص نیست حسادت جنبهی مثبتی دارد یا نه. ارسطو فکر میکرد بیشتر احساسات اگر به میزان درست مجال بروز پیدا کنند و بهخوبی بیان شوند، هدفی دارند. اما حتی او هم معتقد بود حسادت (همراه با کینه و بیشرمی) همواره بد است.
دستکم میتوان گفت حسادت تصویر آموزندهی ارزشهای ماست. اگر به تعطیلات کسی حسد میورزیم، شاید باید بیشتر به سفر برویم. اگر به مسیر شغلی کسی حسرت میخوریم، شاید باید کارمان را عوض کنیم.
به گفتهی رابرت سولومون، بیشتر حسادتها اینگونه نیستند. «هدف کلی حسادت چیزی است که قابل انتقال نیست»، مثل استعداد. از نظر او، حسد نوعی کلافگی حاصل از خواستنِ مداوم چیزهایی است که دیگری دارد و در این زمینه کاری هم از دستمان برنمیآید.
این مشکل ریشه در یکی از عادتهای تأسفبار و فراگیر انسانی دارد: مقایسهی خودمان با دیگران. برتراند راسل مینویسد حسادت یعنی «هیچ وقت خودِ داشتههایمان را نبینیم و فقط آنها را با روابطشان تعریف کنیم.» پس شاید درآمد کافی برای رفع نیازهایمان داشته باشیم، اما وقتی میفهمیم فلان کس (که شاید برایش ارزش قائل نیستیم) دوبرابر ما پول درمیآورد، حس میکنیم حقوقمان کافی نیست.
راسل نخستین کسی نبود که متوجه این مسأله شد. هیوم میگفت حسد «از خوشی کنونی دیگران حاصل میشود که در اثر مقایسه، از ارزش خوشی خودمان کم میکند.» سنکا مینویسد: «مهم نیست چهقدر اموال دارید، همین که شخصی بیش از شما دارد، فکر میکنید دقیقاً به همان میزان داراییتان کافی نیست.»
بله
























