یوریک کریم مسیحی، منتقد برجستهی سینما، در کتاب شب سپیده میزند: 46 عکس فیلم، 46 جستار از طریق تأمل در چهل و شش عکسِ فیلم، به بازخوانی رابطهی دوجانبهی هنر سینما و هنر عکاسی پرداخته است.
درباره کتاب شب سپیده میزند
کموکیفِ رابطهی میان مدیومهای گوناگون هنری، همواره موضوعی جذاب و وسوسهبرانگیز برای نظریهپردازن و منتقدان این حوزه بوده است. در این میان، خصوصاً رابطهی میان دو هنر سینما و عکاسی بیش از سایر هنرها موضوع بحثها و جدلها قرار گرفته است. یوریک کریم مسیحی به عنوان یکی از صاحبنظران دو حوزهی سینما و عکاسی، در کتاب شب سپیده میزند، با رویکردی خاص خود به تأمل در باب رابطهی دو هنر نامبرده پرداخته است.
کریممسیحی در کتاب حاضر، با انتخاب چهل و شش عکسِ فیلم، مراودات میان سینما و عکاسی را از نظرگاه متمایز خویش، مورد واکاوی قرار داده است. کریم مسیحی در توضیح چیستی عکسِ فیلم چنین میگوید: «عکسِ فیلم هم عکس است، هم فیلم. عکس است مگر آنکه از فیلم بودنِ سوژهی عکس باخبر باشیم؛ و فیلم است، تکفریمی از حدودِ 150 هزار فریمِ یک فیلمِ سینمایی که اگر فیلم را دیده باشیم تداعیِ حرکتِ آن روی خواهد داد.»
کتاب حاضر از جستارهای کوتاهی تشکیل شده که موضوع هر یک، یک عکسِ فیلم خاص است. اسامیای که در ادامه میبینید، عناوین برخی از فیلمهای شناختهشدهای است که تصاویری از آنها موضوع جستارهای اثر پیش رو قرار گرفتهاند.
«جویندگان» از جان فورد، «سرگیجه» و «شمال به شمال غربی» از آلفرد هیچکاک، «سال گذشته در مارین باد» از آلن رنه، «بیلیاردباز» از رابرت راسن، «پیشخدمت» از جوزف لوزی، «2001: یک ادیسهی فضایی» از استنلی کوبریک، «کابوی نیمهشب» از جان شله زینگر، «بچهی رزمری» از رومن پولانسکی، «هفت سامورایی» و «زیستن» از آکیرا کوروساوا، «داستان توکیو» از یاسو جیرو اُزو، «روشنایی صحنه» از چارلی چاپلین و ...
کتاب شب سپیده میزند به همت انتشارات بیدگل منتشر شده و در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
در نکوداشت کتاب شب سپیده میزند
- به گمان من ویژگی و امتیاز کتاب شب سپیده میزند در این است که به دام وسوسهی نظریهپردازی در مورد رابطهی هنرها نمیافتد، و از موضوع اصلی وسیلهای میسازد تا دربارهی عکسها و فیلمهایی مهم بحث کنیم. (بابک احمدی، مترجم و منتقد هنری)
کتاب شب سپیده میزند مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به مباحث نظری دو حوزهی سینما و عکاسی، مخاطبین اصلی کتاب شب سپیده میزند از یوریک کریم مسیحیاند.
با یوریک کریم مسیحی بیشتر آشنا شویم
یوریک کریم مسیحی (متولد 1343، تهران) نویسنده، عکاس، و منتقد نامآشنای سینماست. کریممسیحی در سال 1393 از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، مفتخر به دریافت گواهینامهی درجهی دو (معادل با مدرک کارشناسی ارشد) گردید. از میان آثار این هنرمند و متفکر خوشذوق، میتوان به عناوینی چون «دست روی شانه»، «دومین اول شخص مفرد»، «شب سپیده میزند»، «در جهت عکس»، «عکس و دیدن عکس»، «شب سپیده میزند، باری دیگر» و «نگاهم کن! خیالم کن!» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب شب سپیده میزند میخوانیم
در دورهی کوتاه مدتی که از زندگی آنتوان میبینیم و از گفتههایش برای روانپزشک کانون با گذشتهی او آشنا میشویم، هر که از راه رسیده تحقیرش کرده و مُشتی بر سرش کوفته است، نزدیکان و کسانش هم محبتشان را از او دریغ کردهانده حتا مادرش! پدرش، که در دقایق پایانی فیلم میفهمیم پدر واقعیاش نیست. به او محبت میکند، با او شوخی میکند و سربهسرش میگذارد و در دلش نور امید بهبودی اوضاع میافکند، اما همین پدر بیرحمانهترین و تحقیرآمیزترین رفتار را با او میکند و در کلاس در حضور همکلاسهایش به او سیلی میزند و نور مشکوک امیدواری را به ظلمت قطعی بیعاطفگی میبرد.
آنتوان نوجوان همچون تروفوی نوجوان- خیلی زود پایش به کلانتری باز شد و پشت میلههای زندان قرار گرفت. اما در عکس، میلهها میلههای آشنای زندان نیست. انگار آنتوان بخواهد از حصار همسایه آبتنی کردنشان را دید بزند یا به مسابقهای ورزشی نگاه بکند، یا رفتن دوستش را به سوی اتوبوس یا قطار ببیند، یا... اگر پسرک شاد بود، اگر طراوت داشت، اگر هیجانزده بود، اگر چهرهاش حرف دیگری میزد، این تصورات بیراه نبود، اما چهرهی درهمشکسته؛ امیدباخته و هراسان پسرک به ما میگوید به تاروپود تور فلزی گرفتار است و در بند، بیتردید.
سایهی تور مستحکم بر چهرهی آنتوان نقش زخمهای عمیقی بر جای گذاشته است، نقشی که رفتار بزرگسالان، پدر و مادرش، همکلاسهایش و معلمانش و پلیس در درون و روان او بر جای گذاشتهاند، نقشی که بهچشمآمدنی نیست. این، شاید میتوانست به چشم روانپزشک کانون بیاید، روانپزشکی که عکسالعمل و نظردهیاش پیشاپیش بر بزهکاران مراجعهکننده پیداست و دستش را خواندهاند. احتمالی که از دست می رود.
آنتوان در اتاقک بازداشت، که جای تکان خوردن به او نمیدهد، به کجا نگاه میکند؟
بله




















