کیان نورانی، نویسندهی جوان و خوشذوق ایرانی، در کتاب بیابان ایریا روایتگر داستانی تخیلی و جذاب دربارهی سفر یک دختر به همراه پدرش به یک بیابان اسرارآمیز بوده است. داستان در سیارهای دیگر اتفاق میافتد. دختر و پدر میبایست مسیری طولانی را در یکی از خطرناکترین بیابانها بپیمایند. فضاسازی عالی این کتاب شما را به دل بیابان ایریا میبرد. داستان بیابان ایریا تمام فراز و نشیبهای زندگی شخصیت اصلی را با جزئیات کامل شرح میدهد. کتاب حاضر را انتشارات صفرتاصد منتشر کرده است.
کتاب بیابان ایریا مناسب چه کسانی است؟
مطالعهی این کتاب را به دوستداران داستانهای تخیلی پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب بیابان ایریا میخوانیم
جعبهها بهآرامی سر میخوردند ولی راشل با نیرویی که به نظر میرسید تمام توان او باشد به جعبهها تنهای زد و با سرعت به لبه پشت بام رسیدند. موجود پوزه خود را به قصد پاره کردن باز کرد ولی جعبهها بهموقع سقوط کردند و موجود که با طناب به آنها وصل شده بود را با خود به پایین کشیدند.
سگ از بالای برج سقوط کرد، وقتی آلیش به لبه رفت دید که اکثر قطعات سگ بر روی شن از هم جدا شده، نقشه راشل عملی شد، آلیش از خستگی و آرامشدن روی زمین افتاد و دراز کشید، راشل هم این کار را در فاصله چند قدم تقلید کرد.
بله
















