اگر به شما بگویند در عرض فقط 40 روز میتوانید به رؤیاهای خود دست یابید، آیا همین امروز دستبهکار نمیشوید تا زندگیتان را تغییر دهید؟ زهرا ماهون در کتاب نامحدود: کتاب کار 40 روزه قانون جذب برنامهای به ما ارائه میکند که از طریق آن میتوانیم تأثیر قانون جذب را در زندگی هرروزهی خود مشاهده کنیم و به زندگی ایدئال خود برسیم.
دربارهی کتاب نامحدود: کتاب کار 40 روزه قانون جذب:
حتماً تابهحال بارها و بارها عبارت «قانون جذب» را شنیدهاید. اما آیا واقعاً میدانید این عبارت به چه معناست؟ آیا در به کار بستن آن در زندگی شخصیتان موفق بودهاید؟ اگر شما هم مانند عدهی بیشماری مفهوم این قانون را درک کردهاید اما نتوانستید آن را بهطور مؤثر به کار بگیرید، کتاب نامحدود (Unlimited) به یاری شما آمده است.
زِهرا ماهون (Zehra Mahoon) کتاب حاضر را برای مخاطبانی نوشته که برای مدتی طولانی بهدنبال خواستههایشان بودهاند اما موفق نشدهاند به آنها دست یابند. ماهون در این کتاب از طریق 40 روز تمرین ذهنی و روحی به ما کمک میکند که سدها را بشکافیم و همهی آن چیزهایی را که میخواستیم و منتظرشان بودیم به زندگیمان راه دهیم. این وعده بسیار وسوسهکننده است، آیا ارزشش را ندارد که همین امروز شروع کنیم؟
در کتاب نامحدود یاد میگیریم که با رویکردی ساختارمند، مثبتاندیشی را در خود تقویت کنیم تا هر روز احساس سرخوشی داشته باشیم؛ جملات تأکیدی منحصربهفردی میآموزیم که صبحها و شبهایمان را سرشار از انرژی خواهند کرد؛ تمرینهایی انجام خواهیم داد که روشنی را به زندگیمان باز خواهند گرداند؛ و درنهایت، دروازههایی را بهسوی دستیابی به رؤیاها خواهیم گشود.
کتاب نامحدود: کتاب کار 40 روزه قانون جذب برای چه کسانی مناسب است؟
اگر در رؤیای دستیابی به خواستههایتان هستید اما تاکنون نتوانستهاید گامی عملی در این راستا بردارید، این کتاب مناسب شماست.
با زهرا ماهون بیشتر آشنا شویم:
نویسندهی کانادایی کتاب حاضر مربی قانون جذب است. زهرا ماهون تا کنون 12 کتاب دربارهی قانون جذب نوشته است و موفق شده این قانون را در زندگی خود به کار ببندد و به ثروت و موفقیتی چشمگیر دست یابد.
مشخصهی کتابهای ماهون تبدیل مفاهیم پیچیده به رهنمودهایی ساده است که افراد میتوانند آنها را بهراحتی به خاطر بسپرند و به کار ببندند. ماهون، علاوه بر نویسندگی، مربی مراقبه و سخنران انگیزشی نیز هست.
در بخشی از کتاب نامحدود: کتاب کار 40 روزه قانون جذب میخوانیم:
باورهای ما شالودهی اندیشههایمان را شکل میدهند. پس هر فکری که میکنیم ریشههایی در باورهای چندگانه دارد.
ما نیازی به کاویدن باورهایمان برای دگرگون کردنشان نداریم. میتوانیم این کار را انجام دهیم اما لازم نیست. دلیلش این است که وقتی باورهای نوینی را میپذیریم، باورهای کهن ما سست میشوند و از بین میروند. این کاربرد باورهاست که آنها را زنده نگه میدارد. پس برای گرفتن باورهای نیرومند تازه، تنها کاری که باید انجام دهیم این است که آنها را گزینش کرده و سپس به عنوان راهنمای اندیشههای خود به کار ببریم.
برای نمونه، اگر من تصمیم گرفته باشم که باور جدیدم دربارهی زندگی «هر چیزی ممکن است» باشد، باید همیشه به این باور در منطق خود مراجعه کنم. پس هنگامی که به این فکر میکنم که «خوب است اگر بتوانم به تعطیلات تفریحی دریایی بروم»، ممکن است عادت دیرین من این باشد که بگویم «آه... چنین چیزی هرگز پیش نمیآید»، اما اگر به باور نوین برگزیدهام رجوع کنم، میگویم: «هر چیزی ممکن است، پس شاید بتوانم تعطیلات تفریحی دریایی داشته باشم»، یا مثلاً «فصل آنفولانزاست، ممکن است بیمار شوم» در برابر جملهی «فصل آنفولانزاست، اما شاید من در طول فصل تندرست بمانم، چون هر چیزی ممکن است» قرار میگیرد. کنترل به موقع خودتان به منظور یافتن راهی برای رهایی از باور منفی آسان است و آفرینندهی خود خواسته بودن همه چیز است.
بله






















