آیا ریشه و علل مصرف بیرویه داروهای روان درمانی و چگونگی بروز اعتیاد و سوءمصرف مواد را میدانید؟ الهه زیرکی در کتاب اعتیاد به آمفتامینها و درمان به این موضوع پرداخته و بهطور کامل زمینه بروز این مشکلات را شرح داده است.
درباره کتاب اعتیاد به آمفتامینها و درمان
دارودرمانی یکی از شیوههای مهم و پرکاربردی است که برای درمان بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی-روانی به کار میرود. در حوزه روانپزشکی از داروهای متنوعی برای درمان اختلالات، مشکلات و ناهنجاریهای روانی استفاده میشود که به شکل قابل توجهی در بهبود حال مراجعان موثر است. اما مسئله مهم درباره مصرف داروها این است که گاهی افراد خارج از چارچوبهای معین و به شکل خودسرانه از این داروها استفاده میکنند و پیامد آن به شکل وابستگی دارویی و اعتیاد به دارو نمایان میشود.
گاهی اگر به نقطه آغاز بروز اعتیاد در افراد نگاه کنید، آن را در مصرف انواع قرصهای محرک اعصاب مانند ترامادول، متادون و ... مییابید. این سوءمصرف قرص و بروز اعتیاد در فرد تحت عوامل و شرایط خاصی اتفاق میافتد که تاکنون پژوهشهای فراوانی روی آن صورت گرفته و نظریات مختلفی درباره علل بروز آن بیان شده است.
کتاب اعتیاد به آمفتامینها و درمان نوشته الهه زیرکی به طور کامل به علل سوء مصرف مواد، نظریههای مهم در این زمینه، نقش هیجانات و تنظیم هیجانی در آن و همچنین شیوههای کنترل شناختی میپردازد.
با خواندن این کتاب نسبت به چگونگی بروز اعتیاد و وابستگی دارویی اطلاعات کافی را به دست میآورید.
کتاب اعتیاد به آمفتامینها و درمان برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای همه علاقهمندان به مباحث روانشناسی، دارودرمانی و اختلال سوءمصرف مواد، مناسب است.
در بخشی از کتاب اعتیاد به آمفتامینها و درمان میخوانیم
سیمونز و همکارانش (1988) با بسط نظریه یادگیری اجتماعی آکرز تلاش کردند دریابند چرا نوجوانان به گروههای همسال مصرفکننده مواد میپیوندند. دیدگاه یادگیری اجتماعی سیمونز، فرایندهای یادگیری اجتماعی را با چند دیدگاه درونفردی نظیر اعتماد به نفس پایین، آشفتگی هیجانی، تنش، اضطراب و خلق افسرده و مهارتهای مقابلهای ضعیف ترکیب مینماید. سیمونز و همکارانش این ویژگیهای درونفردی را در قالب یک الگوی سه مرحلهای مصرف مواد تلفیق نمودهاند.
اولین مرحله، درباره اولین تجربیات نوجوان با مواد میباشد. این تجربه در بیشتر موارد به صورت مصرف مشروبات الکلی است. بر اساس این دیدگاه نوجوان به چند دلیل به مصرف مواد کشیده میشود: الف: نظام ارزشی متمرکز بر هدفهای فعلی نه اهداف بلندمدت در مورد خانواده، تحصیل و مذهب. ب: ناتوانی والدین در انتقال حمایت، نظارت، گرمی و انضباط به نوجوان. ج: مشاهده والدین در حال مصرف.
مرحله دوم به بررسی عوامل موثر بر ارتباط نوجوان با همسالان منحرف و مصرفکننده مواد میپردازد که اولین تجربه مصرف مواد کمبود مهارتهای اجتماعی در نوجوانان را به عنوان عامل اصلی میداند، در این مدل پیشبینی میشود نوجوانانی که در گذشته سابقه مصرف مواد دارند و یا بیش از حد خجالتی، ناسازگار یا ناتوان در ایجاد همدلی هستند بیشتر احتمال دارد که به سوی همسالان منحرف کشیده شوند.
مرحله سوم مرحلهای است که نوجوان از سوءمصرف مواد به مصرفکننده دائمی تبدیل میشود. بر اساس این دیدگاه سوء مصرف به چند دلیل تشدید میشود: 1- نوجوان شاهد مصرف مواد توسط والدین میباشد. 2- همسالانی داشته باشد که سوءمصرف مواد را تایید نمایند.3- از نظر هیجانی، آشفته و تحت فشار باشند. 4- مهارتهای مقابلهای ضعیفی داشته باشند.
بله
















