کتاب قانون بیقانونی روایتی جذاب و خواندنی از فرهنگ سازمانی کسبوکاری است که از پایین شروع کرده و بهمرور به یکی از بزرگترین شرکتهای تاریخ آمریکا تبدیل شده است. ارین میر و رید هستینگز در این اثر پرفروش نیویورکتایمز تجربیات خود از فرهنگ و رفتار سازمانی یک شرکت بزرگ و معتبر را با شما در میان میگذارند. این کتاب به عنوان اثر برگزیدهی سال 2020 در حوزهی کسبوکار انتخاب شده است.
دربارهی کتاب قانون بیقانونی:
نتفلیکس یک سازمان معروف رسانهای آمریکایی به شمار میرود که در سطح بینالملل به پخش آنلاین و تولید فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی مشغول است. این سازمان در ماه آوریل سال 2020 بالغ بر 182 میلیون نفر اشتراک را به نام خود ثبت کرد و امروز در بیشتر از 190 کشور به ارائه خدمات میپردازد. نتفلیکس به تولید برنامههای مختلف و پرتماشاگری همچون فیلم سینمایی، سریال و برنامههای مستند مشغول است.
این سازمان به دلایلی مانند تنوع و کثرت فیلم و سریالهایی که در اختیار مخاطبینش میگذارد و ارزانتر بودن حق اشتراک نسبت به شرکتهای دیگر، از محبوبیت خاص و بیشتری برخوردار است. رشد مشتریان این شرکت تا امروز ادامه یافته و نتفلیکس بر مبنای آماری که در سال 2019 انتشار یافت، 15 درصد از پهنای باند اینترنت دنیا را به خود اختصاص داده است.
رید هستینگز یکی از بنیانگذاران نتفلیکس در سال 1997 است؛ او تا همین اواخر مدیرعامل این شرکت بود و همزمان با انتشار کتاب قانون بیقانونی (No rules rules) از مدیرعاملی نتفلیکس کنارهگیری کرد. این اولین کتاب اوست و در آن دربارهی فرهنگ سازمانی نتفلیکس صحبت کرده است.
نتفلیکس دیگر صرفاً یک شرکت پخش فیلم و سریال نیست؛ نتفلیکس نخستین سریال خود، خانه پوشالی را در سال 2013 ارائه کرد و هماکنون صدها ساعت برنامه تولید میکند. این شرکت اکنون با استفاده از فناوری به یکی از مهمترین بازیگران صنعت سینما، تلویزیون، سرگرمی، مستند و بهطور کلی اقتصاد تبدیل شده است.
منتها نکته مهم درباره این شرکت این است که نه فناوری و نه ارتباطات و نه رانت، باعث نشده که نتفلیکس به جایگاهی که امروز دارد، برسد؛ آنچه این کسبوکار را تا این حد بالا آورده، فرهنگ سازمانی مخصوص این شرکت است. نتفلیکس حتی نسبت به دیگر کسبوکارهای پیشرو آمریکایی هم فرهنگ آوانگارد و پیشرویی دارد و در سالهای اخیر به یک جریان تأثیرگذار و جدی در جهان تبدیل شده است. به عبارتی امروز نتفلیکس را باید یک شرکت فناوری بدانیم که در حوزه رسانهای فعالیت میکند یا یک شرکت رسانهای که از فناوری استفاده میکند.
رید هستینگز نویسنده این کتاب در گذشته عضو هیئتمدیره شرکت فیسبوک و مایکروسافت هم بوده است. این فرد توانسته ساختارهای ذهنی خودش و اطرافیانش را بشکند و شیوه مدیریتی جدیدی را در پیش بگیرد. در این کتاب تجربههای رید هستینگز در کنار آموزههای مدیریت منابع انسانی قرار گرفتهاند و بهخوبی مخاطب را با شرایط جدید مدیریت آشنا میکنند.
برقرار کردن نظریه قانون بیقانونی برای یک کسبوکار در اولین نظر ممکن است آشفتگی و هرجومرج را به ذهن بیاورد، با این حال اگر به حاصل این نظریه در شرکت نتفلیکس بنگرید، خواهید دید که برقراری این قانون بیقانونی باعث شده که کارکنان باهوش و باتجربه این شرکت برای توسعه بیش از پیش نتفلیکس، همراستا با همدیگر و در یک مسیر مشترک فعالیت کنند. درواقع این کارکنان که انتخاب شدنشان بر مبنای نخستین اصل قانون استخدامی نتفلیکس انجام گرفته همواره در یک رقابت فشرده هستند تا بهترین و سودمندترین ایدهها را ارائه کنند.
نکوداشتهای کتاب قانون بیقانونی:
- غولهای فناوری مشتاق باید اثر فریبنده و جذاب هستینگز و میر را دریابند. (Publishers Weekly)
- تحلیلی جذاب از نتفلیکس. این کتاب به رهبرانی که مشتاق ایجاد تیمهای خلاق، سریع و انعطافپذیر هستند، بسیار توصیه میشود. (Library Journal)
- داستان جذاب یک رویکرد متفاوت. (Kirkus Reviews)
- آموزنده، تفکربرانگیز و واقعبینانه. (Booklist)
- من این شانس را داشتم که شخصاً از رید هستینگز یاد بگیرم و فرهنگ نتفلیکس را مطالعه کنم. بینش این کتاب برای هر کسی که سعی در ایجاد و حفظ فرهنگ سازمانی دارد بسیار زیبا و ارزشمند است. (Satya Nadella)
کتاب قانون بیقانونی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب مدیریتی برای کسانی است که میخواهند در دنیای جدید کسبوکارها نقش جدیتری بازی کنند.
با نویسندگان کتاب قانون بیقانونی بیشتر آشنا شویم:
رید هستینگز (Reed Hastings) کارآفرینی است که از زمان تأسیس نتفلیکس در سال 1997، انقلابی در حوزه سرگرمی ایجاد کرده و از سال 1999 به عنوان رئیس و مدیرعامل آن فعالیت میکند. اولین شرکت او، در سال 1991 راهاندازی و درست قبل از شروع به کار نتفلیکس خریداری شد. هستینگز از سال 2000 تا 2004 در هیئت آموزش ایالتی کالیفرنیا خدمت کرد و هماکنون یک انساندوست و فعال در زمینهی حقوق بشر است. او در هیئت مدیره چندین سازمان آموزشی از جمله Dreambox Learning، بنیاد KIPP و مؤسسه Pahara فعالیت کرده است.
ارین میر (Erin Meyer) نویسنده کتاب The Culture Map و استاد INSEAD، یکی از مدارس تجاری بینالمللی پیشرو در جهان است. آثار او در هاروارد بیزینس ریویو، نیویورکتایمز و فوربس دات کام منتشر شده. در سال 2019، مایر توسط Thinkers50 به عنوان یکی از پنجاه متفکر تأثیرگذار تجارت در جهان انتخاب شد. او در سال 2004 نیز مدرک MBA را از INSEAD دریافت کرد.
در بخشی از کتاب قانون بیقانونی میخوانیم:
چند روز قبل از اخراج کارمندان، همسرم یادآوری کرد که چقدر در شرایط حساسی قرار دارم و کاملاً حق با او بود. نگران بودم انگیزه کارمندانی که در شرکت میمانند، از بین برود. تقریباً مطمئن بودم زمانی که دوستان و همکارانشان را اخراج کنم، فکر میکنند که شرکت به آنها وفادار نبوده است. با این کار احتمالاً همه عصبانی میشدند. بدتر از همه، کارمندانی که در شرکت میماندند، باید مسئولیت کارهای کارمندان دیگر را نیز بر عهده میگرفتند که قطعاً باعث ناراحتی و خشم آنها میشد. شرکت در شرایط خوبی نبود و نقدینگی کافی نداشت. آیا میتوانستیم ضربه دیگری را تحمل کنیم؟
روز اخراج کارمندان فرارسید و همانطور که انتظار میرفت، خیلی روز وحشتناکی بود. کارمندانی که باید شرکت را ترک میکردند، گریهکنان درب را محکم پشت سرشان میبستند و با ناامیدی فریاد میزدند. تا ظهر همه کارها انجام شد و من منتظر توفان دوم بودم. منتظر بودم از سمت کارمندانی که در شرکت ماندند، با واکنش شدیدی مواجه شوم، ولی با وجود ناراحتی که داشتند، شرایط آرام بود. بعد از چند هفته، به خاطر دلیلی که در ابتدا آن را متوجه نشدم، فضای شرکت بهطور قابل توجهی بهبود پیدا کرد. شرکت در حال کاهش هزینهها و افزایش سود بود. با وجود اینکه بهتازگی یکسوم نیروی کار را اخراج کرده بودیم، کارمندان شرکت انرژی و اشتیاق زیادی برای کار داشتند و پر از ایده بودند.
چند ماه بعد تعطیلات کریسمس شروع شد. آن سال دستگاههای پخش دیویدی بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرده بود و تا اوایل سال 2002، کسبوکار پست فیلمهای دیویدی دوباره شروع به پیشرفت کرد. ناگهان متوجه شدم که با وجود 30 درصد کارمند کمتر، کار بیشتری انجام میدهیم. در کمال تعجب آن 80 کارمند همه کارها را با اشتیاقی انجام میدادند که از هر زمان دیگری بیشتر بود. آنها ساعتهای طولانیتری کار میکردند، ولی روحیه خیلی خوبی داشتند.
بله


























