حمیدرضا مشکانی در کتاب فرنود: شعر نوین به همراه اشارات از منظری گوناگون به علومی همچون ریاضی، فیزیک، روانشناسی و ادبیات نگریسته و آنها را از جنبههای متعدد مورد بررسی قرار داده است. گفتنیست یکی از مهمترین بخشهای این اثر معرفی قالبی تازه به نام «شعر نوین» است که در آن شعر کهن، نو و سپید در هم میآمیزند.
درباره کتاب فرنود: شعر نوین به همراه اشارات:
حمیدرضا مشکانی در اثری که در دست دارید، علوم مختلف را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و از چشماندازی گوناگون آنها را تأویل نموده است. برخی از این علوم که مفصلاً به آنها پرداخته شده عبارتند از: «ریاضیات، فیزیک، ادبیات و فلسفه». همچنین، این کتاب پرمایه از سیزده بخش به نام اشارات تشکیل شده که از مهمترین بخشهای اثر حاضر محسوب میشوند.
نویسنده در کتاب فرنود برای اولین بار به معرفی سبک و قالبی تازه به نام «شعر نوین» میپردازد و مهمترین قسمتهای این اثر کمنظیر به شرح این سبک اختصاص دارد. حمیدرضا مشکانی تمام اهتمام خود را به کار گرفته تا برخلاف روال مرسوم شعر معاصر، شعر کهن، نو و سپید را در هم ادغام کند و از این طریق، همهی آنها را در یک شعر بهکار ببرد. این قالب معاصر که به پیکرهی ادبیات ایران افزوده شده، تفاوتی مبرهن با دیگر جریانهای شعری دارد و در نهایت منجر به روشنگری در شعر کهن و شعر معاصر شده است. کتاب فرنود تنها حامل و معرف این سبک شعری نوین است...
فرنود را میتوان کتابی مدرن دانست. اثری که در بخش اول مفصلاً به معرفی یک قالب شعری جدید میپردازد و در بخش دوم علومی را از نظر میگذراند که حداقل در ظاهر ارتباطی با یکدیگر ندارند و گردآوردن اینها در یک مجموعه از مولفههای یک کتاب مدرن است.
کتاب فرنود: شعر نوین به همراه اشارات مناسب چه کسانی است؟
اگر به کتابهایی با موضوع ادبیات و نقد و بررسی علاقهمند هستید، کتاب فرنود مناسب شماست.
در بخشی از کتاب فرنود: شعر نوین به همراه اشارات میخوانیم:
در عالم ذر همه برابر بودند انسان (جن)، حیوان و نبات و جماد همه و همه، زمانی تغییر ایجاد شد که یکی از این عده از حالت عادی خارجشده و به «ظلوماً جهولاً» صفت گرفت همان موقع از حالت حیوانات و نباتات و جمادات (بشریت) بیگانه و با اولین پذیرش مسئولیت (کمال) به انسان مبدل شد. به همان دلیلی که هر کس باور نمیدارد که بی آغاز تنها با اعتماد به علم خداوندی قضاوت او کفایت به عدالت کند و درنتیجۀ آن نوع از دادرسی، حکم خویش را نمیپذیرد (بهعنوانمثال اگر یزید را هنوز که مرتکب ظلمی نشده با علم خود محاکمه میکرد بشر ایشان را ظالم میخواند، پس بشر را به عالم خاک برای اثبات در شرایط «عادلانه» بدون کمک مضاعف به «پیامبران و امامان و مؤمنان» که «سرما همان سرما و گرما همان گرما، دوست همان دوست و دشمن همان دشمن» برای آنها نیز یکسان بود» «امروز امام زمان خودشان باید مراقب خودشان باشند و ایشان مانند همۀ ما مسئول زندگی خویش و امانت خداوند است، به همین خاطر ما برای سلامتی ایشان دعا میکنیم اگر قرار بود خودبهخود خداوند از ایشان به کمال مراقبت کند دعای سلامتی امام زمان معنای خود را از دست میداد، به این سند که در زیارت روز جمعۀ امام زمان که با ده سلام آغاز میشود در سلام چهارم آمده است «اَلسَّلامُ عَلَیکَ أیُّهَا اَلمُهَذَّبُ الخائِفُ») فرستاده شد تا عمل کند و بپذیرد! پس به همان دلیل بشر به خاک فرستاده شد تا خود عمل کند و بیازماید که عملکرد و داوری خویش را باور نماید و درنتیجه عمل نیک و ناپسند از هم متمایز گردیده و انجام آن ارزشمند گردد.
(در عالَمِ ذَر امانت را پذیرفت و در حجتتمام «قالو بَلی» نیز گفت) بااینکه پذیرفته بود، در حقیقت در همان عالمِ ذر قامت راست کرده بود اما بازهم با ایجاب ناگزیر، جسم انسان را در شرایط برابر با سایر مخلوقات (درجۀ بشر بودن) چهارپا فرستاده (میلیونها میلیون سال پیش از هبوط حضرت آدم) تا اینکه به پذیرفتن زمینی و خاکی «امانت=حقیقت» (پس از فراموشی=انتخاب به اختیار) بار دیگر در عالم ماده راستقامت شود. افراد بشر (حتی گروهی از آدم) که با تکامل ادراک باز نیز به درجۀ بشریت میل دارند و برخی به سپاه شیطان، پس (با همان مقدار و نسبت مسئولیت) شیطان خوانده میشوند و نه انسان!
بله


















