جف فاستر نویسندهی پرفروش انگلیسی در کتاب مسیر آرامش، شما را به آرام بودن دعوت میکند و از شما میخواهد که «حال» و «اکنون» را دریابید و با زندگی در گذشته و یا آینده آسایش و آسودگی را از خودتان نرانید. او از شما میخواهد که خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید و خوشبختی را در آغوش بگیرید.
دربارهی کتاب مسیر آرامش:
پیام کتاب پیش روی شما ساده است: تلاش برای خوشبخت بودن را متوقف کنید، فرار از ناخوشی را متوقف کنید، خود را همانطور که هستید در آغوش بگیرید و خوشبختی عمیقتری را تجربه و کشف کنید. شما اشتباهی نمیکنید و هرگز هم اشتباه نمیکردید، فارغ از اینکه به چه چیز اعتقاد دارید یا به شما چه گفته شده است. شما کامل و یک کلیت هستید، دقیقاً همانطور که هستید؛ کامل حتی در نواقص، عالی در انسانیت و قدرتمند در شکنندگیتان. نواقص شما زیبا و تردیدهایتان مقدس است.
گاهی احساس شکستگی و زخمی بودن خوب است. درد یا ناراحتی، غم، خشم و ترس شما، گواه بر شکست یا ضعف معنوی شما نیست؛ آنها اجزای مهم و ارزشمندی از خود شما هستند که صرفاً تمنای معشوق شدن دارند. از این پس، هیچ نیازی به شرمساری از زخمهای خود، پنهان کردن یا پس زدن آن، تظاهر به خوشبختی یا «خوب» بودن، کامل یا روشنضمیر بودن ندارید. همچنین، اصلاً هیچ نیازی به واکرد کردن ندارید. شما از مبارزه و پرواز و جستوجوی عشق خارج از قلب خود خستهاید، از قطع اتصال خود با لحظهی اکنون، درمانده شدهاید و آرزوی آرامش دارید. کتاب مسیر آرامش (The way of rest) مجوزی برای آرامش، مجوزی برای احساس و مجوزی برای زندگی است، بدون اینکه دیگر منتظر اجازه باشید.
پیش از آنکه موفق یا شکستخورده، خوب یا بد، شاد یا غمگین، ثروتمند یا فقیر، معنوی یا غیرمعنوی، قوی یا ضعیف، مسیحی یا بودایی، بیدین یا حتی مرد یا زن باشید، شما هستید. شما زندهاید. شما بیدارید. شما خودِ حیات هستید، جداییناپذیر از قدرتی که گلها را به شکوفه مینشاند و کهکشانها را تولد میبخشد. شما هوشیاری هستید؛ همان هوشیاری که آنجا در انفجار بزرگ نهفته بود؛ که نشان میدهد شما چقدر حیاتی هستید. بنابراین، خوشبختی آن چیزی نیست که بهدست میآورید یا دیگران به شما میدهند؛ بلکه حق طبیعی و ذاتی شماست که از بدو تولد به شما تعلق گرفته است.
امیدواریم واژگان این کتاب به شما انگیزه، چالش و شجاعت ببخشد؛ اما بیش از همه، امیدواریم به شما یادآور شود که شما زندهاید و شایستهی آن عشقی که ستارگان را حرکت میدهد.
نکوداشتهای کتاب مسیر روشن:
- فاستر موفق میشود در این کتاب راههای متعددی برای پیشبرد بزرگترین چالشهای زندگی به مخاطبش نشان دهد. (Publishers Weekly)
- جف فاستر به خوانندگان میآموزد که به جای ترس، آسیبپذیری خود را پرورش دهند و با آن آرامش پیدا کنند. (Publishers Weekly)
- برای علاقهمندان به «مسیر ناشناخته»، این کتاب همراه و راهنمای بسیار خوبی خواهد بود. (شارون سالزبرگ)
- زیبا و روشنگر. (John J. Prendergast)
کتاب مسیر آرامش برای چه کسانی مناسب است؟
اگر میخواهید تغییرات مثبت و اساسی در خودتان و زندگیتان به وجود آورید و خوشبختی را لمس کنید، این کتاب را از دست ندهید.
با جف فاستر بیشتر آشنا شویم:
او در سال 1980 در لندن چشم به جهان گشود. او در رشته اختر فیزیک از دانشگاه کمبریج فارغالتحصیل شد. در همان سالها به قدری به احساس ناامیدی و تنهایی دچار بود که در نهایت گرفتار یک بیماری جسمی شد و به دنبال آن شکست شخصیتی بدی را پس از اتمام دانشگاه تجربه کرد.
جف فاستر (Jeff Foster) پذیرفته بود که چیزی به زمان مرگش باقی نمانده است، از این رو نزد پدر و مادرش برگشت و به مدت یک سال در حوزه معنوی مطالعات بسیاری انجام داد و تلاش کرد تا از دیو افسردگی نجات پیدا کند. در نهایت در 26 سالگی و در سال 2006، حس جدایی در فوستر ناپدید شد و به بیداری معنوی رسید. وی اکنون در زمره جوانترین استادان معنوی جهان قرار دارد.
جملات برگزیدهی کتاب مسیر آرامش:
- اگر مسیر پیش روی شما واضح و شفاف است، پس احتمالاً در مسیر شخص دیگری قدم گذاشتهاید.
- شما هرگز نمیخواهید به باشگاهی تعلق داشته باشید که شما را بهمثابهی عضوی از خود بداند.
- شما نمیتوانید به اکنون «داخل» یا از اکنون «خارج» شوید. شما خود «اکنون» هستید.
- اینها روزهای زندگی ماست. هیچ روز دیگری نخواهد آمد. اینها همان روزهاست.
- هیچ کاری برای انجام دادن و هیچ جایی برای رفتن نیست. اکنون تنها مسیر است. این زخم تمام درمان است.
در بخشی از کتاب مسیر روشن میخوانیم:
اندوهِ خود را بسیار سریع و زننده قضاوت نکنید. افتخار به تاریکی درون با «غوطهور شدن» در آن یکسان نیست؛ کاشت اعتمادی عمیق در آب و هوای زندگی که شامل مه، برف، طوفانهای همراه با آذرخش است، معادل افراط یا «تأسف خوردن به حال خود» نیست.
لطفاً درک کنید که رؤیای تمامناشدنی شما از سعادت معنوی زیباست! من آرزوی شما برای دستیابی به تکامل را دوست دارم! خیالپردازیهای ذهنی شما دربارهی روشنضمیری معنوی بسیار زیرکانه است. شما عاشق «نور» هستید و میخواهید بدرخشید! و به دیگران نیز انگیزه ببخشید!
اما لحظهای را به تفکر دربارهی عدم کمالِ خود (چنانچه اکنون با این نام میخوانید) بگذرانید. جایی در قلب خود برای جنبههای ناخواسته، ناپسندیده و مطرود این تجربه بیابید. بیخانمانی که در خیابانها قدم میزند، در ابراز محبت و مهر و در باب تقدس چیزی کم از پاپ ندارد. مدفوع متعفن سگ در کنار پیادهرو بهاندازهی اثر هنری و رؤیاهای پر زرقوبرقی که در پی آن هستید، ارزشمند است. زیبایی که در نقصانها و کاستیها نهفته است، با خلاقیت موجود در دنیای تبهکاران و نیروی خفته در شبانگاه برابری میکند. هر چقدر مدعی «روشنضمیری» باشیم، اگر اعماق را ژرفیابی نکنیم، باز هم نیمهزنده محسوب میشویم. هنرمندان، موسیقیدانان، شعرا و کاهنان تمام فرهنگها در اعصار مختلف، این حقیقت را دریافتهاند.
حیات خود را نمایشگاه هنری، بازتابی از نور، رنگ یا هر سایهای در نظر بگیرید. تمام طیفهای این تجربه را در آغوش بکشید، از خاکستریها تا زردهای ملایم و آبیها، از طلوعها تا طوفانها، از قدیس تا کفار همه را در نیایش خود بگنجانید و با پرتویی از نور بیداری عشق آن را منور کنید. همان بیداری باشید! هر ظهوری را ارج نهید!
بله


























