اگر میخواهید با وقایع و اتفاقات درخشانترین امپراطوریهای انگلستان آشنا شوید، کتاب ملکه ویکتوریا را از دست ندهید! الیزابت لانگفورد سرگذشت ملکهای را به تصویر میکشد که به مدت 64 سال بر بریتانیا حکومت کرد و طولانیترین زمان سلطنت این سرزمین را به خود نسبت داد.
دربارهی کتاب ملکه ویکتوریا:
در زبان فارسی، ضمن کتابهای تاریخی مربوط به انگلستان، بارها ذکر ملکه ویکتوریا که تقریباً در سراسر نیمۀ دوم قرن نوزدهم میلادی در انگلستان زمامدار بود به میان آمده است ولی تا به امروز، یک تاریخ جامع که ویکتوریا را از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی معرفی کند و جنبههای متفاوت کارها و روحیۀ وی را به شما بشناساند، منتشر نشده و کتاب ملکه ویکتوریا اولین اثری است که تاریخ زندگی ویکتوریا را به صورت دقیق و جامع شرح میدهد.
الکساندرینا ویکتوریا (Queen Victoria)، 24 مه 1819 در کاخ کنزیگتون متولد و در سن 18 سالگی ملکهی بریتانیا شد. زندگینامهی وی و همچنین شرایط اجتماعی و تاریخی کشور انگلستان در زمان حکومت این ملکهی بزرگ جهان، در کتاب ملکه ویکتوریا (Victoria R.I) شرح داده شده است. او بیش از 63 سال ملکه بود و دوران حکومتش امپراتوری بریتانیا گسترش یافت.
ملکهی ویکتوریا با پسرعموی خود پرنس آلبرت ازدواج کرد که نتیجهی آن نه فرزند شد. این پیوند منجر به اتحاد خاندان سلطنتی انگلیس با کشورهایی نظیر آلمان، یونان، دانمارک و رومانی گردید. دوره ویکتوریا به «عصر ویکتوریا» شهرت یافت و آداب و رسوم سخت و شدیدی شکل گرفت. با اینکه سالهای طولانی فرمانروایی وی برای ملتهای تحت سلطهی بریتانیا خیلی خوب نبوده است، اما جزو یکی از بهترین و درخشانترین عصرهای تاریخی انگلستان به شمار میآید.
این کتاب اقتباسیست از دفترچه خاطرات ملکه ویکتوریا که هر روز توسط خودش به نگارش درآمده است. وی در این دفترچه کمتر در مورد مسائل سیاسی مینوشت. ویکتوریا عاشق شوهر خود بود به طوریکه پس از مرگ وی همیشه مشکی میپوشید و بسیار از عادات سیاسی و اجتماعی خود را کنار گذاشت. امید است با خواندن این کتاب بهتر از قبل با تاریخ بریتانیا و ملکهی مقتدر آن کشور آشنا شوید.
کتاب ملکه ویکتوریا برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب برای افرادی که به مسائل تاریخی علاقه دارند، سودمند خواهد بود.
با الیزابت لانگفورد بیشتر آشنا شویم:
یکی از مورخان انگلیسی که عضو انجمن ادبیات سلطنتی بوده و نویسندهی کتاب ملکه ویکتوریا است، الیزابت لانگفورد (Elizabeth Harman Pakenham Longford) نام دارد که بیشتر به عنوان مورخ در بین نویسندگان ادبیات جهان شهرت دارد.
در بخشی از کتاب ملکه ویکتوریا میخوانیم:
در واقع وقتی دستۀ موزیک مقابل جایگاه مخصوص نایبالسلطنه و شاهزادگان و افسران ارشد ارتش و رجال غیرنظامی انگلستان قرار گرفت و رژه شروع شد، ویکتوریای کوچک با اینکه بیش از هفت ماه نداشت ابراز شادمانی میکرد و دستها را تکان میداد و گاهی از شادی جیغ میزد.
هنوز رژه به انتها نرسیده بود که دوک دو کنت از سرما مرتعش شد، ولی پایداری کرد تا رژه خاتمه یافت و ویکتوریا را به خانه برگردانید و به مادرش سپرد و به او گفت من میلرزم و تصور میکنم که سرما خوردهام.
همان شب دوک دو کنت تب کرد، اما ویکتوریای کوچک سرما نخورد و دچار تب نشد.
روز بعد، طبیب دربار انگلستان بر بالین دوک دو کنت آمد و او را معاینه کرد و گفت والاحضرت سرما خورده است و باید جوشاندنی و غذای رقیق بخورد و استراحت کند.
روز دوم حال دوک دو کنت بدتر و دچار سرفه شد.
پزشک هنگام معاینه گوش را روی سینۀ بیمار نهاد و شنید که درون سینۀ مریض صدای کاغذ پارۀ پنجره میآید و صدای مزبور از اصطلاحات طبی آن زمان بود و در دانشکدههای پزشکی آن را تدریس میکردند.
شیشۀ پنجره در قرن نوزدهم میلادی گران بود و در بسیاری از خانهها وقتی شیشۀ پنجره میشکست، بهجای آن کاغذی به قاب شیشه میچسبانیدند و آن کاغذ گرچه نور را وارد اتاق نمیکرد، اما از سرما ممانعت میکرد و گاهی اتفاق میافتاد که آن کاغذ هم پاره میشد و وقتی باد بر آن میوزید، صدایی مخصوص از کاغذ پاره به گوش میرسید و پزشکان آن صدا را از علائم بالینی برای تشخیص بیماری ذاتالریه کرده بودند و به محصلین میآموختند که گوش را روی سینۀ بیمار که دچار تب شده بگذارند و به صدای ریۀ او گوش بدهند و اگر شنیدند که از ریۀ بیمار صدایی چون صدای کاغذ پارۀ پنجره میآید، بدانند که مبتلا به ذاتالریه شده است.
بله






















