کتاب تاملی بر هویت و تجربه زنان نابارور نوشتهی الهه حجازی و فرزانه نقیب، به مشاوران و متخصصان این فرصت را میبخشد تا با بالا بردن دانش و آگاهی خود، درک عمیقی از هویت و شرایط اجتماعی زنان نابارور داشته باشند و در خانواده و جامعه جایگاه زنانهی آنها حفظ شود.
دربارهی کتاب تاملی بر هویت و تجربه زنان نابارور:
یکی از رکنهای اصلی و اساسی مهم جامعه خانواده است. اگر میخواهیم جامعهای سالم داشته باشیم ابتدا باید شرایط را برای تحقق خانوادهای سلامت فراهم کنیم؛ خانوادهای که اعضای آن از سلامت روان برخوردار هستند.
خانواده محل و نماد تفکیک نقشهاست و مهمترین معیار و ملاکی که تفکیک نقشها و وظایف خانوادگی بر اساس آن صورت میگیرد، جنسیت است. زنان در حیطهی خانواده به مهمترین نقش خود یعنی مادری میپردازند. نیاز غریزی، عاطفی و طبیعی انسانها نشان میدهد که زن و شوهر بعد از ازدواج به اولین مسئلهای که میاندیشند، فرزندآوری است، از این رو باروری یکی از مهمترین موضوعات خانواده محسوب میشود.
زن از ارکان اصلی خانواده است و باروری و مادری کردن در شکلگیری هویت شخصی و جایگاه اجتماعی او نقش اساسی دارد. برخی از زنان هنگامی خود را کامل تلقی میکنند که قدرت به دنیا آوردن فرزند را داشته باشند. در بسیاری از فرهنگها مادر شدن مسئلهای حیاتی محسوب میشود و اگر زنی این قابلیت را نداشته باشد، از جامعه و خانواده طرد میشود.
با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور ایران و اهمیت فرزندآوری و مادر شدن در شکلگیری نقش اجتماعی زنان، به نظر میرسد که ناتوانی در فرزندآوری شرایط متفاوتی را برای زنان ایجاد کرده که گاهی برای آنها آزاردهنده است. در جامعهی امروزی مسائل زیادی از دیدگاه روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته اما تحلیل هویت از بعد زنانگی و توجه نمودن به فرآیند ناباروری و پیامدهای اجتماعی و روانی آن برای زنان از دید روانشناسان و متخصصان به دور مانده است.
بنابراین در کتاب تاملی بر هویت و تجربه زنان نابارور (The Basis of Entrepreneurship) سعی شده تا با بررسی تجارب زندگی زنان نابارور، هویت و جایگاه اجتماعی آنان مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا چالشهای موجود در فرهنگ و اجتماع حل شود.
کتاب تاملی بر هویت و تجربه زنان نابارور برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای مشاوران، متخصصان و افرادی که به مشکلات و مسائل زنان علاقهمند هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب تاملی بر هویت و تجربه زنان نابارور میخوانیم:
دو رویکرد در زمینهی محتوای هویت وجود دارد: اولین دیدگاه محتوای هویت را در نظریهی پایگاههای هویت مورد بررسی قرار میدهد. در این رویکرد محتوای هویت را مذهب، شغل، نقش جنسی و جهت گیری سیاسی تشکیل داده است و دیگری مربوط به نظریه شناختی - اجتماعی برزونسکی (2003)، است که معتقد است، محتوای هویت توسط اسنادها، صفات و یا عناصری که هویت به وسیله آن تعریف میشود، شکل میگیرد.
محتوای اسنادها، با توجه به این که کدام هویت خود تعریف میشود، مورد بررسی قرار میگیرد. به عنوان مثال چیک و همکارانش (1982) سه حیطه هویت را شناسایی کردهاند: شخصی، جمعی و اجتماعی.
هویت شخصی از صفات و اسناد مبتنی بر خود مانند ارزشهای شخصی، اهداف و دانشهای فردی تشکیل شده است و بر صفات بیهمتای روانی افراد تکیه دارد. هویت جمعی بر انتظارات و هنجارهای افراد مهم و مرجع همانند خانواده، جامعه و کشور دلالت دارد و هویت اجتماعی ریشه در عناصر خود مانند محبوبیت، شهرت و تأثیراتی که فرد از دیگران کسب میکند، دارد.
از طرفی محتوای هویت از سه دسته اسناد مبتنی بر خود تشکیل شده است، که عبارتند از: اسناد خود خصوصی، اسناد خود گروهی، اسناد خود عمومی.
افراد به وسیلهی هر یک از این امور قادر به معرفی خود هستند. افراد با سبک اطلاعاتی با استفاده از عناصر شخصی خود را تعریف میکنند. افراد با سبک هنجاری بر اسناد خود گروهی تکیه دارند و افراد با سبک مغشوش - اجتنابی بر عناصر اجتماعی تکیه دارند.
عناصر خود سه شکل دارد که عبارتند از عناصر خود شخصی، عناصر خود جمعی، عناصر خود اجتماعی. عناصر خود شخصی، دارای عواملی چون اهداف، ارزشها، اعتقادات، باورها و ملاکهای شخصی است. افراد با عناصر خود جمعی، علائق، باورها و ارزشهای خانواده و کشور و مذهب را قبول دارند. عناصر خود اجتماعی، مجموعهای از عناصر محبوبیت و شهرت است.
بنابراین افراد با سبک اطلاعاتی به اسناد دهی به خود همانند ارزشهای من، هدف من، استانداردها و ملاکهای من تکیه دارند. افراد با سبک هنجاری به گروه تأکید دارند (خانواده ام، مذهبم، ملیتم) و در پایان افراد با سبک مغشوش - اجتنابی به عناصر اجتماعی اشاره دارند مانند شهرت و تصوراتی که از دیگران کسب میکنند.
بله
















