کتاب اینگونه تربیت شدم نوشتهی سید حمیدرضا علوی، به موضوع تربیت و اخلاق اسلامی بر اساس روایات ائمه معصومین علیهم السلام میپردازد و آن را از ابعاد گوناگون چون ارتباط فرد با خود، خدا، طبیعت و دیگر انسانها بررسی میکند.
دربارهی کتاب اینگونه تربیت شدم:
زندگی و حیات هر انسان مملو از تجربیاتیست که هر کدام از آنها پیامهای تربیتی فراوانی را برای ما دارند. درسهایی که ما از این طریق در طول زندگی میگیریم، به قدری عمیق و مملوساند که فراموش ناشدنی و متقاعد کننده هستند. افسوس که اکثر ما خود را از درسهای زندگی محروم کردهایم و آثار این محرومیت را نیز میتوان در کاهش آرامش و شادی روزانهمان مشاهده کرد.
امروزه انسانها با سرعت در حال فاصله گرفتن از نیکویی و مهرورزی هستند و آنگونه با شتاب در این مسیر پیش میروند که حتی لحظهای تفکر نمیکنند تا برای آیندهی خود چاره و تدبیری بیاندیشند. به راستی که هر لحظه از زندگی و حیات مغتنم است و آن را باید غنیمتی در جهت کشف حقایق عالم بدانیم. وجود خودمان منبعیست که میتوانیم از هر اتفاق و رخداد زندگیمان درسهای لازم را فرا بگیریم و اندوختهای ارزشمند کسب کنیم و آن را در اختیار همنوعان و سایر انسانها قرار دهیم.
کتاب اینگونه تربیت شدم (I was educated: education on the basis of the innocent imamas traditions) چهار فصل اصلی دارد که هر کدام شامل بخشهایی جزییتر هستند. چهار فصل کتاب به ارتباط انسان با پروردگار خود، با خویش، طبیعت و دیگران میپردازد. فصل ارتباط با دیگران شامل ارتباط انسان با والدین، دوستان، آشنایان، معلمان، گناهکاران و حیوانات است. در هر بخش از کتاب روایات ائمه معصومین (ع) قبل از مطالب تربیتی آورده شده و بعد از آن تاثیرات تربیتی که نویسنده که خود در زندگیش داشته، به شکل خاطرات و رخدادهای مرتبط تشریح شده است.
کتاب اینگونه تربیت شدم مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای علاقهمندان و فعالان حوزه تعلیم و تربیت اسلامی مناسب است.
جملات برگزیده کتاب اینگونه تربیت شدم:
- «بالاترین عبادت، اندیشیدن در صنع خدای بزرگ میباشد.» (علی (ع)، همان، ص89)
- «اگر نیتها خالص گردد، کردارها پاک میشود.» (امیرالمؤمنین (ع) (الحیاه، ج7))
- «چه خوب است که مرد گاهی خلوت کند و گناهان خود را به یاد آرد و از خدا آمرزش خواهد.» (رسول اکرم (ص) نهج الفصاحه، ص18)
- «کسی که به حُسن انتخاب خدا برای خود تکیه کند، جز حالتی را که خدا برایش برگزیده است، حال دیگری را برای خویش آرزو نکند.» (امام حسن (ع) میزان الحکمه، ج 9، ص 242)
در بخشی از کتاب اینگونه تربیت شدم میخوانیم:
وای بر آن کس که ارتباطش با خدا و خود و طبیعت نتواند سوق دهندهی او به سوی تنظیم نحوهی صحیح ارتباط با دیگران باشد. حال که یک نفس آدمی میتواند جهانی را تحت تأثیر خود قرار دهد؛ چگونه میتوان بر طراحی و تنظیم الگوئی مناسب جهت ارتباط با دیگران همت نگمارد؟! چنانکه متقابلاً خود در تعاملی مستمر با دیگران است، اثر میگذارد و اثر میپذیرد، و بخشی از حالات تأثیر پذیریش را از دیگران مدیون تأثیراتی است که خود بر دیگران گذارده است.
نکتهی حائز اهمیت آنکه بخش زیادی از شکوفایی استعدادهای آدمی و یا تربیتش از طریق تنظیم نحوهی برقراری ارتباطش با دیگران صورت میگیرد. لذا اینگونه نیست که فقط از طریق تأثیراتی که دیگران بر ما میگذارند تربیت شویم؛ بلکه تأثیراتی که بر دیگران میگذاریم در وهلهی اول واجد آثار خاص تربیتی بر خودمان هستند. جالب اینجاست که چنین آثار تربیتی بسته به اینکه کدام طیف از دیگران را مدنظر قرار داده باشیم، متفاوت و متمایز خواهند بود؛ مثلاً برنامهریزی برای تنظیم ارتباط صحیح با پدر و مادر، نسبت به معلم و متعلّم و یا نسبت به همسر، دوستان، رفتگان، نیازمندان، گناهکاران، حیوانات و غیره هر کدام در مقایسه با دیگری دارای تأثیرات ویژه تربیتی بر ما میباشند که هیچ کدام نمیتواند جایگزین دیگری گردیده و لذا هر کدام مکمل دیگری محسوب شده و جمع آنها با هم میتواند جامعیت تربیت انسان را تضمین نماید؛ به گونهای که بتواند ارتباطش را با خدا، خود و طبیعت به گونهای مؤثرتر طراحی کند و نتایج تربیتی بهتری را از چنین انواع ارتباطی دریافت دارد.
بله



















