کتاب عشق و محبت در خانواده نوشتهی سوسن خسروی و محسن حبیبالهی به آسیبشناسی روابط در یک خانواده پرداخته و توضیح میدهد که چطور زوجین میتوانند پس از ازدواج و در خلال مشکلاتی که خواه و ناخواه زندگی هر زوجی را تهدید میکند، روابط خود را مستحکم و عاشقانه نگه دارند و خانه را به بستری برای رشد و آرامش فرزندانشان تبدیل نمایند.
دربارهی کتاب عشق و محبت در خانواده
خانواده اولین محیطی است که فرزندان در آن رشد و تعالی مییابند. فرزندان به طور معمول در روابط آتیشان، پدر و مادر خود را الگو قرار میدهند و چه بخواهند و چه نه، روابط اجتماعیشان به نوعی آینهای تمامنما از چیزیست که پیشتر در خانوادهی خود دیده بودند. از همین رو خانواده باید محیطی سالم و آرام و با جوی خوشایند و عاشقانه باشد؛ اما چطور؟ چطور میتوان با وجود تمام چالشهایی که بر سر راه زوجین قرار میگیرد، خانواده را تبدیل به چنین محیطی کرد؟
برخلاف تصور همه، شروع یک زندگی به شکل عاشقانه نمیتواند تضمینی بر بقای آن زندگی و خوشبختی زوجین باشد و همواره مسائلی چون بیماریهای روحی و جسمی، اعتیاد، خیانت و مشکلات مالی و اقتصادی، زندگی زناشویی زوجین را تهدید میکنند و ممکن است سرانجام آنها را به طلاق بکشاند. سوسن خسروی و محسن حبیبالهی در این کتاب به شرح مسائلی که پیش روی زوجین جوان قرار میگیرد، میپردازند و توضیح میدهند چطور میتوان از پس این مشکلات برآمد و خانوادهای خوشبخت ساخت که بستری برای پرورش کودکان شاد و باهوش باشد.
کتاب عشق و محبت در خانواده که از نشر کنکاش به چاپ رسیده است، شامل 39 فصل میباشد و در هر فصل نویسندگان دربارهی یکی از زیربناهای مهم زندگی زناشویی سخن میگویند. از عناوین فصول این کتاب میتوان به «اصل احترام»، «تأثیر ژنتیک بر رفتار انسان»، «شکوفایی بوسیله اختلاف نظر»، «عشق چیست» و «شناخت و انتخاب برای ازدواج» اشاره کرد.
کتاب کتاب عشق و محبت در خانواده برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام زوجهای جوان و یا افرادی که در شرف تشکیل خانواده میباشند، مفید و کاربردی است، به آنها موانعی که بر سر راه زندگی مشترکشان هست را نشان میدهد و زوجین را برای عبور از آنها آماده میکند.
در بخشی از کتاب عشق و محبت در خانواده: راهکارهای افزایش صمیمیت در زندگی مشترک همراه با آزمونهای خودسنجی زناشویی میخوانیم
گام دوم برای زندگی زوجهایی که قبل از ازدواج معیارها و قواعد را در نظر نگرفتند یا آگاه نبودند، تغییر نگرش است. اگر بخواهیم زندگیمان را تغییر دهیم باید تفکرمان را تغییر دهیم تا نگرش نسبت به مسائل تغییر نکند، هیچ چیزی عوض نمیشود. ما همیشه عادت کردیم به مسائل از یک زاویه نگاه کنیم. بعضی انسانها همیشه به همسر خود از یک زاویه نگاه میکنند. اگر نگرش و جهانبینی فرد عوض شود و میدان دید بیشتر شود خیلی چیزها تغییر میکند. حتی میشود با تغییر نگرشی که در خود ایجاد میکنیم رفتار همسر هم عوض شود و اینها به هوشمندیها و خلاقیت افراد برمیگردد، اینجا نمیشود قاعده و قانون داد. چون به میزان تمام انسانها روش، ذائقه و سلیقهها تفاوت دارند، برای همه یک نسخه واحد نمیشود داد. این کنجکاوی زوجین است و هوشمندی آنهاست که بدانند چگونه و با چه سلیقهای مواجه هستند و بعد با روش و نگرش میتوانند در طرف مقابل اثر گذاشت.
زندگی یک معرکه بسیار هنرمندانه است. اداره کردن یک زندگی هنر است، هنرمندی است و اگر این هنر را در خودمان ایجاد کنیم میتوانیم هنرمندانه یک فرزند خوب از این خانه به بیرون ارائه دهیم. مبناییترین عنصر نگرش است و باید با تغییر نگاهمان به این نگرش برسیم اینکه در این دنیا و در این هستی یک چیزی وجود دارد به نام عشق یک جوری زندگی کنید و نگاهها را تغییر دهید تا این عشق را ببینید. هر کس با هنر و روش خودش تا این عشق خفته بیدار شود، اگر بیدارش کردید، زندگیتان بینظیر میشود وگرنه باید عمرتان بگذرد و حسرت عشقورزی در دلتان بمیرد. هیچ راهی بهجز اینکه انسان نگاهش را به هستی عوض کند، نیست. در کائنات و در این هستی پازلها در کنار هم قرار میگیرند تا این دنیا شکل گیرد و خانه ما جزیی از یک کل به نام هستی است. انسان با تغییر نگرش به این پی میبرد که خانه او هم جزیی از هستی است و اگر این خانه منطبق بر قوانین هستی نباشد، با میکروسکوپ باید شروع کرد، وقتی نمیشود کل هستی را دید باید از جزییات شروع کرد. خودتان را ببینید، زندگی و وجود خودتان را ببینید و دقت کنید و دقیق اگر بنگرید به وجود یک جریان بینظیر در هستی پی خواهید برد به نام وحدت، یگانگی، یکپارچگی، همه جریانات و همه چیز در هستی به سمت وحدت گرایی است.
بله


















