کتاب زندگی کن چون الگو به شما میآموزد که خالق ایدههای متفاوت باشید و در زندگی همچون ستاره بدرخشید. عقیل ملکی فر در این اثر ارزشمند، با ارائهی یادداشتهایی آموزنده به جوانان یادآور میشود که برای داشتن آیندهای درخشان باید استعدادهای درونی خود را پرورش دهید و با دیدی تازه به زندگی نگاه کنید.
دربارهی کتاب زندگی کن چون الگو:
معمولاً مردم به سه گروه تقسیم میشوند: افرادی که شبیه دیگران زندگی میکنند، آنهایی که بهتر یا بدتر از دیگران زندگی میکنند و کسانی که متفاوت با دیگران زندگی میکنند. شما جزو کدام دسته هستید؟ کتاب زندگی کن چون الگو برای جوانانی نوشته شده است که به زندگی، شغل، خانواده، عشق، گذشته و آینده نگاهی عادی ندارند و در جستجوی سرزمینهای تازه هستند. آنان میخواهند با نگاهی تازه به زندگی نگاه کنند، اما این را بدانید که برای رسیدن به موفقیت و داشتن یک مسیر متفاوت با دیگران فقط این نگاه کافی نیست!
اغلب کسانی که ما را تربیت کردهاند کمتر به این مسئله میاندیشند که هر کدام از ما موجوداتی منحصر به فرد هستیم، رسالتی یکتا داریم و برای رسیدن به موفقیت و کمال باید استعدادهای درونی خود را پرورش دهیم. متأسفانه آنان از کودکی به ما یاد دادهاند که شبیه به دیگران زندگی کنیم و همرنگ جماعت باشیم. حال اگر همانند پدر و مادرانمان زندگی کنیم و یا فرزندانمان را مطابق همان الگوهای غلط تربیت کنیم، چطور میتوانیم زندگی متفاوت برای خود خلق کنیم؟
بدون تردید بهتر و بالاتر از دیگران زندگی کردن یک گام بزرگ به جلو به شمار میرود، اما نتایج آن میتواند آنقدر باشکوه نباشد. برای مثال هنری فورد، مخترع نامدار خودرو، فقط به بهترسازی کالسکهها، زینها و نعل اسبها فکر نکرد. زیرا او نمیخواست یک مغازه آهنگری باز کند و با استخدام دو کارگر تنها به طراحی کالسکههای بهتر بیندیشد، بلکه میخواست زندگی متفاوتی داشته باشد و جهان را دگرگون کند.
اگر میخواهید متفاوت باشید باید ایدههای متفاوت داشته باشید. هنری فورد آینده متفاوتی را برای بشریت آفرید و کیفیت زندگی تمام انسانها را به طور کلی تغییر داد. یادداشتهای این کتاب برای افرادی است که به داشتن یک زندگی متفاوت فکر میکنند و میخواهند با بهرهگیری از استعدادهای منحصر به فرد خود یک الگوی تازه برای دیگران خلق نمایند؛ افرادی که تصمیم گرفتهاند تا رد پایی از خود در این جهان باقی بگذارند.
یادداشتهای این کتاب، زندگی کردن همچون دیگران را نقض نمیکند. اما این نکتهی مهم را یادآور میشود که بدانیم از چه کسانی الگو بگیریم و در عین حال هوشیار باشیم که همواره باید خودمان باقی بمانیم. آیا تا به حال به این ایدهی جذاب فکر کردهاید که میتوانید پدر یا مادر متفاوتی باشید و یک خانوادهی منحصر به فرد خلق کنید؟ یا حتی در زمینههای دیگر زندگیتان نتایج متفاوتی رقم بزنید؟ اگر میخواهید این لحظههای شیرین را تجربه کنید پس حتما کتاب زندگی کن چون الگو را مطالعه کنید.
کتاب زندگی کن چون الگو برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب برای افرادی سودمند است که میخواهند با داشتن ایدههای متفاوت یک زندگی منحصر به فرد برای خود خلق کنند و همانند ستاره بدرخشند.
جملات برگزیدهی کتاب زندگی کن چون الگو:
- فرافکنی یک "ضعف اخلاقی" است که در تار و پود باورهای افراد ریشه میدواند و به "عادت ثانویه" آنها تبدیل میشود و متأسفانه به سادگی هم قابل برطرف کردن نیست.
- همه ما در طول زندگی، باید از کسانی که خود را معلم و مربی ما میدانستند یاد میگرفتیم که چگونه منتظر بمانیم. تبدیل شدن به یک "روح منتظر" موهبتی عظیم است که ما را با ژرفترین رازهای جهان هستی پیوند میدهد.
- هر آنچه در آسمان و زمین است، تسبیح میگوید خدایی را که پاک، گرامی و داناست.
- آیین زندگی خانوادگی مبتنی بر همکاری و همیاری است؛ شما به سادگی جای خود را به دیگری میدهید و یا در صورت لزوم جای خالی او را پر میکنید.
در بخشی از کتاب زندگی کن چون الگو میخوانیم:
نگاهی به دغدغهها و نگرانیهایت بینداز. راستی دلمشغولی تو چیست؟ آیا به آینده شخصی خودت میاندیشی و میخواهی فردای بهتری برای خودت دست و پا کنی؟ اگر اینطور باشد تو هنوز پا از دایره دغدغههای خودت فراتر نگذاشتهای. در این صورت تو دارای "منِ شخصی" هستی.
شاید دل مشغولی تو را آینده خانوادهات تشکیل میدهد. میخواهی زیر بال پدر، مادر، برادران و یا خواهرانت را بگیری و فردای بهتری را برای آنها بسازی. خوب، مبارک است انشاءا... . تو هنوز در مرحله "منِ خانوادگی" به سر میبری.
شاید نگاه تو به آینده میهن دوخته شده است و دلت میخواهد که وقف آبادانی، سرفرازی و بهروزی مردم میهن باشی. اگر به این مرحله رسیدهای، راه درازی را پیمودهای و در پله بالایی ایستادهای. با این همه تو هنوز در پله "منِ ملی" ایستادهای.
وقتی که کمی بالاتر بیایی، دغدغه تازهای پیدا خواهی کرد. آن وقت مفهوم "امت" را خواهی فهمید و پی خواهی برد که تو عضو یک خانواده بزرگتر از میهن، به نام "امت اسلامی" هستی. زمانی که سرفرازی و عزت این امت به دغدغه اصلی تو تبدیل شود، دارای "منِ اسلامی" خواهی شد.
اما هنوز جا دارد که بالاتر بیایی و بر قله رفیعتری بایستی. آن روز پی خواهی برد که تو عضو خانواده بزرگی به نام بشریت هستی که در سراسر جهان پراکنده است. نگاه و دغدغههای تو جهانی خواهد شد و منِ تو نیز به "منِ جهانی" یا "من بشری" تبدیل خواهد شد.
حالا با این مقدمه میتوانی قد نگاه و تفکرت را بسنجی. هر چه در پله پایینتری ایستاده باشی، فاصله بیشتری با بلوغ واقعی داری. وقتی به پله بالاتر میآیی افق نگاهت عوض میشود، و چیزهایی که تا دیروز برایت مهم بودند (ارزش به شمار میآمدند)، اهمیت خود را از دست میدهند و چیزهای بزرگتری برایت اهمیت پیدا میکنند. شاید وقتی به پشت سر نگاه کنی، خندهات بگیرد که تا دیروز میتوانستی نگران چه چیزهای کوچک و کم ارزشی باشی.
بله
















