بازآفرینی شگفتانگیز شخصیت رومئو و ژولیت را در کتاب با او برو به قلم انیس لودیگ، از دست ندهید! این رمان پرفروش و بینهایت عاشقانه، داستان زندگی زوجی به نام رومئو و ژولیت را روایت میکند که در زندگیشان دچار چالشهای جدی و تکاندهندهای شدهاند.
درباره کتاب با او برو:
انیس لودیگ (Agnes Ledig)، داستاننویس مشهور فرانسوی در داستان با او برو (Pars avec lui) قصۀ مرد و زنی به نام رومئو و ژولیت را به تصویر میکشد که در زندگی مشترکشان دچار بحرانهای جدی شدهاند؛ یک زوج عاشقپیشه جوان که زندگی، عشق و مهر آنها نسبت به یکدیگر را به چالش میکشد.
رومئو مردی فداکار و از خود گذشته میباشد که شغلش ایجاب میکند اینگونه باشد، یا به دلیل روحیاتش شغل آتشنشانی را برگزیده است. او مدتیست به ژولیت بیتوجه شده اما عشقش به او مانند سابق است. ژولیت نیز مهربانویی زحمتکش میباشد که شغل پرستاری را با عشق انتخاب کرده است. او علاوه بر رسیدگی به وضعیت جسمانی بیمارانش به حال روحی آنها نیز توجه دارد و با مهربانی و عشق بینهایت آنان را تیمار میکند. ژولیت در گذر از بحرانهای طوفانی زندگی مشترکش با رومئو قوی ظاهر شده؛ هرچند بیتوجهی و بیمهری از سوی رومئو او را عمیقا آزرده و پریشانخاطر نموده است.
رمان با او برو با لحنی صمیمانه و دلنشین، فراز و نشیبهای زندگی این زوج جوان را به تصویر میکشد. این کتاب جذاب و خواندنی، تجربهای شیرین و متفاوت از مطالعه رمانهای عاشقانه به شما هدیه میکند؛ ژانری پرطرفدار که یکی از 4 ژانر اصلی در ادبیات به شمار میآید.
خواندن کتاب با او برو به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
تمام دوستداران رمانهای عاشقانه و رمانتیک را به خواندن این داستان فرانسوی جذاب دعوت میکنیم.
انیس لودینگ را بیشتر بشناسیم:
خالق رمان مشهور «کمی پس از خوشبختی» انیس لودینگ، سال 1972 در فرانسه متولد شد. او نویسندگی را به طور حرفهای از زمانی آغاز کرد که پسرش به بیماری سرطان خون مبتلا گشت. در همان سالهای نخستین و تجربههای اولیه داستاننویسی لودینگ مورد تشویق و تحسین استادانش قرار گرفت. این حمایت سبب انگیزه گرفتن انیس شد و او به توصیه اساتید داستاننویسش، آثار خود را به چاپ رساند و با توجه و استقبال مخاطبین در سراسر دنیا روبهرو شد. از میان سایر آثار لودیگ میتوان به مواردی مانند فردا دیر است، در میان همهمهی برگهای رقصان و... اشاره کرد.
افتخارات انیس لودیگ:
- دریافت جایزه رمان برتر از دیدگاه خوانندگان مجله زن امروز
- دریافت جایزه خانه مطبوعات فرانسه سال 2013
- حضور در لیست پرفروشترین نویسندگان جهان
در بخشی از کتاب با او برو میخوانیم:
وقتی او غایب است، خیلی سخت میگذرد، چون او، بهطور خستگیناپذیر، برای من پیامک میفرستد تا بگوید که دلش برای من تنگ میشود، و اینکه باید با او بروم. اما هربار شیوه برخوردهایش را بلد هستم. وقتیکه لوران در جلسه است من وقتگذرانی میکنم و شب هنگام شام باید چهره خوبی جلو رؤسای بزرگ بانک داشته باشم.
این اتفاق خیلی کم برای من میافتد. با وجود این، او مرا سرزنش میکند که یکی از همسرانی هستم که نمیآید و خودش مردی تنهاست که همسرش به او توجهی نمیکند. کارم خستهام میکند. نمیتوانم این نوع تعطیلات پایان هفته را به روزهای استراحتم اضافه کنم. او پیشتر به من پیشنهاد کرده بود که کارم را رها کنم. حقوقش آنقدر بود که بتوانیم در رفاه زندگی کنیم. امّا من کارم را دوست دارم. شیرینیهای گیوم را نیز دوست دارم. وانگهی، توی منزل کسل میشوم.
مالو در شیرینیفروشی با من قرار گذاشته بود. او، همچون همیشه، شیک و سرزنده رسید. در حالیکه لبخند میزد، به من گفت: «حالت چطوره؟»
«خوبم.»
«آه. در حالیکه دیگر لبخند نمیزد، فهمید که همهچیز از چهرهام مشخص است از حال کنونیام برای او گفتم. رفتارهایی که تحملش سخت بود و از لوران که به نظر نمیرسید از همراهی من در این زندگی چندان لذتی ببرد. تصور میکرد که من این کارها را به عمد میکنم.
سه سال است تلاش میکنیم. بچهدار شویم، یکسال است که دنبال علتش هستیم. برای او خیلی سخت است که پیش مشاور برویم. از نظر او تقصیر من است. هر وقت به او انتقاد میکنم که خیلی تلاش به خرج نمیدهد، مرتب میگوید که تقصیر من است. تقصیر من است که خیلی دوست دارم بچهدار شوم. همینطوری است. اگر امروز تسلیم شوم، ما هرگز موفق نخواهیم شد. اگر هم اکنون درمان را آغاز کنیم، با وجود آنکه برنامه کارم زیاد است، شاید فکر خوبی نباشد، امّا حق انتخاب ندارم. اگر زمان اینکار را به تعویق بیندازم، زمانش خواهد گذشت. در زمان مالو، این چیزها وجود نداشت. در زمان مالو، برعکس این مسئله بود که مشکلساز میشد. بچه داشتند، در حالیکه نمیخواستند.
بله
























