در مقایسه با کتابهایی که قبلا در این زمینه یعنی علمی تخیلی باید بگم که چندتن جالب نبود برام حالا اگه با یه کتاب وطنی مثل میدگارد که واقعا یه اثر با شکوه و بی نظیره و بی صبرانه منتظر جلد ۶ هستم، واقعا کم میاره و نمیدونم چجوری بگم که به نویسنده گرامی توهین نشه خوب بود ولی هیچ بویی از صحنه سازی نشده بود انگار داری انشا مینویسی مقدمه دادی بک گراند گذاشتی رفتی توش و نوشتی روند خیلی سریعی داشت نویسنده محترم به نظرم کلا نباید این چنین محتوایی و میخواستن بنویسن چون با توجه به قوانینی که وجود داره شما نمیتونید مسائل و باز کنید و بگید حالا نه اونقدرا باز که از فیلتر نگذره نه اونقدرا بسته که اصلا جور در نیاد اگه جلد بعدی هنوز در حال نوشتنه به شدت توصیه میکنم که به توصیف مکان حالات و ظاهر توجه بشه چون محور این نوع داستانها تخیلی هست و وقتی میگین تخیلی باید یه چیزی باشه که بتونید از رو اون تصویر سازی کنید و روند داستان هم اینقدر سریع پیش نره برای یه رمان نود صفحه کمه خیلی کمه و همچنین رمان خیلی سطح سادهای داشت اگه بگم برا نوجوان این مطالبی که وجود داره برا یه نوجوان زیر ۱۵ سال مناسب نیس اگه بگم بالای این هم سبک نوشتاری خیلی ساده و یه جورایی کودکانه هست در کل باید یکم تلاش بشه
تشکر از کتابراه و زحمات نویسنده محترم
سلام به همگی
نقاط قوت:
+ ایده خوب
+ تخیل خوب
+ قلم نویسنده
+تصویر سازی زیبا
+سبک داستان گویی متفاوت
نقاط ضعف:
_سرعت زیاد داستان
_عدم شخصیت پردازی
_توصیف کم پیرامون محیط داستان
_تناقظات زیاد داستان
_خلاصه نویسی
توضیحات: قلم نویسنده متفاوت بود این کتاب با قلم رمان نوشته نشده بود بلکه با قلم فیلمنامه نوشته شده بود من نحوه داستان گویی پسندیدم
اما امکان داره بعضیها نپسندند
دومین مورد: اینکه محیط زمان همخونی نداشت
به طور مثال داستان با جادو شروع میشه و آدم فکر میکنه داستان در قرون وسطا هست اما بعد صحبت از آدم فضایی صفحه نمایش پیشرفته دیجیتالی میشه و در ادامه صحبت از غول جن... میشه اینا باهم همخونی نداره
سوم اینکه نویسنده سعی کرده سبک ماجراجویی بنویسه بیشتر منو یاد فیلم نامه انیمیشن سند باد مینداخت که مشکلی هم نبود اما کوتاه بی هدف بودن ماجراها و توصیف ضعیف، شانسی جلو رفتن داستان و عدم همخوانی محیط با زمان اذیت کننده بود
بعضی اوقات کارکترها تصمیمات منطقی نمیگرفتند که از نقاط ضعف بود
و اینکه کارکترها شخصیت نداشتند به طوری که من در بعضی جاها احساس میکردم فقط دارن از دستورات نویسنده اطاعت میکنند
صحبت پایانی: امیدوارم نویسنده در نوشتههای بعدی خود از ضعفهای این کتاب درس بگیرد و اصلاح کند
سبک داستان ایرادی نداشت اما مورد پسند عام نیست چون مردم به سبک رمانی عادت کردند
نه سبک فیلم نامه نویسی نیازی به تخیل بیشتر نیست فقط کافی هست ۱_ سبک داستان گویی
۲_کنش بیشتر داستان ۳_شخصیت پردازی
۴_توصیف خوب پیرامون عوض کنید
ب عنوان یک کتاب با نامی جذاب متن و شرح داستان اصلا جالب نبود انگار ک در حال خوندن خلاصه از یک کتاب باشیم شخصیت پردازی خوب نبود توصیف مکان هم همینطور ادمو جذب نمیکرد بیشتر ب درد بچههای 12. 13 ساله میخورد ک اخر شب بخوایم براشون قصه تعریف کنیم من وقتب اسم کتابو دیدم با توجه ب اسمش فک کردم باید کتاب فوقالعادهای باشه ک تخیلی باشع مثل میدگارد ولی اصلا اینطوری نبود اول داستان در رملن قرون وسطا بود بعد سفینه فضایی و جن و چیزهای دیگعای ک اصلا ربطی ب اون. زمان نداشت هرچقدرم هم تخیلی بود بازم قابل قبول نبود کتابو تا اخر نخوندم چون. جذبم نمیکرد درحالی ک. خیلی از کتابهای تخیلی ب قدری جذاب هستن ک تورو. از دنیای واقعی دور میکنن و احساس میکنی در اون. زمان زندگی میکنی یا پشت صفحه سینما هستی ب قدری ک نویسنده در نوشتن قدرتمنده در کل دوس نداشتم
سلام وقت بخیر این کتاب هم نکات مثبت و هم نکات منفی قابل توجهی داره البته من نصف این کتاب رو خوندم اما نظراتی دارم که کاش بشه همش رو نوشت کتاب زنان جنگجو ایده و موضوع عالی برای یه رمان علمی تخیلی داره قهرمانان و شخصیت های اصلی بیشتر خانوم ها هستن که قبلا به این موضوع کمتر پرداخته شده داستان پیوسته و یکپارچه است و وقت خوندن یکدفعه افکار خواننده پراکنده نمیشه به نظرم اگه به یه نکته توجه و دقت کنین سطح کتابتون واقها فوق العاده میشه و اون نکته اینه به شخصیت هاتون زمان بدین که تو اتفاقاتی که می افته خودشون رو تعریف کنن اوایل زیاد با رکسانیا آشنا نشدیم میتونستید از شخصیت های فرعی بیشتری کمک بگیرید مثلا همسایه ها که با رکسانیا صحبت میکنن و... این باعث میشه افکار احساسات و اخلاقیات رکسانیا بهتر و بیشتر معرفی بشه بهتر بود هلیاس رو بهتر معرفی میکردین. سیاره اش رو و دلیلی که به زمین اومده بود رو بیشتر توضیح بدین بهتر بود چند دیدار متفاوت برای رکسانیا و هلیاس در نظر میگرفتین به نظرم رکسانیا خیلی خیلی زود به هلیاس اعتماد کرد و با اون همراه شدبهتر بود ماجراها و جزییات داستان رو لحظه به لحظه توصیف کنین البته این رو هم بگم که انتخاب اسم هاتون واقعا خاص بود و از اون اسم هایی بودن که زیاد شنیده نمیشن و برای داستان علمی تخیلی عالیه. این مورد واقعا خوبه و باعث میشد شخصیت های خلق شده ی شما تو ذهن مخاطب حک بشه به نظرم هلیاس بهتر بود با تدبیر تر شناخته بشه چون هدف مهمی داشت و بهتر بود با برنامه ریزی جلو بره و با خودش حرف نزنه مخصوصا وقتی که رکسانیا خوابه و احتمال داره خوابش سبک باشه البته توصیف ظاهری خوب باعث میشد مخاطب بیشتر جذب داستان بشه کاش میشد بیشتر بنویسم نظرات مثبت و منفی زیادی داشتم. خوب بود
سلام خدمت همه کتابراهیهای عزیز ابتدا از تخیل بالا و ذهن باز نویسنده که میتونه چند مجموعه رو تجسم کنه و اون رو توی قالب کتاب بیاره خیلی خوبه اما... چند نقد من نسبت به این کتاب1) مهمترین نقدی که دارم به خود نویسنده محترم هست. من یک سری از نظرات خوانندهها رو میخوندم که دیدم نویسنده محترم به هیچ وجه جنبه انتقاد نداره و خیلی تند پاسخ همه منتقدان رو داده، دوست عزیز برای بهتر نوشتن یک کتاب حتما باید از نقد همه به نفع خودت استفاده کنی، چون اگه میتونی با این نقدها کنار بیای و اونها رو برطرف ن
کنی قطعا دیگه کسی به سمت کتابهای شما نمیره نباید در مقابل نقد جبهه گرفت. چون نظر خودش رو توی بهبود داستان اعلام کرده که شما بتونید اشکالات نوشته خودتون رو برطرف کنید. ۲) جزییات داستان زنان مبارز طوری نگارش نشده بود که به مخاطب القا بشه که بتونه خودش رو داخل داستان تجسم کنه، شما با توجه به ذهن خلاق تو ژانر تخیلی اگه چند نمونه از کتابهایی مثل میدگارد، ددسگال، سقوط مرگبار و.... بخونید متوجه میشید که پرداختن به جزییات داستان باعث میشه که مخاطب بیشتر جذب بشه و این به بهتر شدن نگارش و پیشرفت بیشتر شما کمک میکنه۳) چند تا غلط املایی و چند غلط جمله بندی هم داشتید که اگه یک مولف هم کنار خودتون داشته باشید عالی میشه امیدوارم که توی کتاب جدید خودتون بتونید امتیاز بالایی رو دریافت کنید و همیشه بتونیم اسم شما رو به عنوان نویسندههای برتر معرفی کنیم
با توجه به این که این کار اولین اثر نویسنده هست، نمیشه ایرادات آنچنانی گرفت ولی یک سری مشکلات آسیب جدی به کار ایشون وارد کرده. مثلا سرعت روایت قصه بسیار بالاست و انگار کسی روی دور تند داره قصه رو تعریف میکنه. همین مسئله باعث شده نویسنده از پرداختن به جزئیات لازم غافل بشه. شخصیت پردازی، فضاسازی و توصیفاتی که لازمهی داستانهای تخیلی هستند در این کتاب به اون صورت دیده نمیشه و این ضعف بسیار بزرگیه. دیالوگها هم ضعیف هستند و هم شبیه نحوه صحبت کردن فیلمهای خارجی. بهتره سبک و سیاق حرف زدن شخصیتهای قصه تقلید نشه و یا لااقل به حرف زدن ایرانیها نزدیک باشه. همین طور مرتب از اتفاقی به اتفاق دیگر میپره و اجازه نمیده مخاطب اتفاق قبلی رو هضم کنه و میان سیلی از اتفاقات سردرگمش میکنه. اکثر ماجراهای قصه هم چیزهایی بود که در فیلمها و کتابهای تخیلی دیگر دیدیم ولی تعداد کمی هم کلیشه نبود. در کل میشه گفت نویسنده خلاقیت خوبی داره و میتونه جای پیشرفت داشته باشه. امیدوارم موفق باشند.
کتابی واقعا عجیب. ایده ضعیف که نیاز به تقویت زیادی داره و حتی با کلمات هم نتوانست ایده را تقویت کنه. زمان در این داستان به سرعت در حال گذر وقتی می خواهی یک جمله درک کنی و این قسمت داستان هضم کنی می بینی سی سال گذشته و یارو ازدواج کرده. داستان روایت گر مکانی هست که در چندین سال قبل میلاد مسیح دختری در روستایی به دنیا می آید که مردم اش بدکاره هستند. این دختر در این روستا بزرگ می شود و به زندگی حوصله سر بر اش ادامه می دهد تا اینکه با پیرزنی ساحره که در لباس زنی جوان و زیبا ظاهر می شود آشنا می شود. در ادامه این زن با این دختر دوست می شود و دختر را به سفری تشویق می کند و او را در مسیر این سفر همراهی می کند دختر آرام آرام می فهمد که او طعمه ی ست که قرار قربانی شود. پس فرار می کند به سمت کشتی. در آن کشتی با پسری به نام مارتین آشنا می شود که بی پروا عاشق دلباخته ی هم می شوند و زمانی که کشتی غرق می شود با کمک او نجات می یابد اما بدبختانه در جزیره آدم خواران گیر افتاده است در ادامه با سونیشه و دوستان اش آشنا می شود و از آن جزیره فرار می کند و در به سرزمین دیگری می روند که پرنسس ان سرزمین به کمک احتیاج دارند. در کمک به آن پرنسس پیروز می شوند سالیان بعد دوباره جنگی راه می افتد که در آن جنگ دخترک قصه که حال زنی جوان است آسیب می بیند و......
«افسانه زنان جنگجو» نوشتهی فراس رمضانی یک رمان تاریخی و تخیلی است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. این کتاب داستان گروهی از زنان جنگجو را روایت میکند که در دنیایی پر از چالشهای سیاسی و جنگهای بی پایان زندگی میکنند. نویسنده با ترکیب افسانه و واقعیت تاریخی، شخصیتهای قوی و تاثیرگذار زن را به تصویر میکشد که در برابر ظلم و تبعیض میایستند. نقاط قوت: پرداختن به شخصیتهای قوی و مستقل زن که در تاریخ کمتر به آنها پرداخته شده است. داستان جذاب و پرهیجان که خواننده را درگیر میکند. ترکیب تخیل و تاریخ به خوبی در داستان پیاده شده است. نقاط ضعف: گاهی اوقات فضاهای داستانی به ویژه در برخی فصول، از لحاظ توصیف کمی سطحی به نظر میآید. پیچیدگیهای سیاسی و تاریخی در برخی قسمتها ممکن است برای خواننده تازه کار گیج کننده باشد. جمع بندی: «افسانه زنان جنگجو» کتابی جذاب و پر از هیجان است که به ویژه برای علاقه مندان به داستانهای تاریخی و قهرمانان زن مناسب است. اگرچه در برخی بخشها توصیفهای عمیق تری مورد نیاز بود، اما توانایی نویسنده در خلق شخصیتهای مستقل و قدرتمند زن باعث میشود که این کتاب جذاب و قابل تأمل باشد.
سلام به همگی
نقاط قوت:
+ ایده خوب
+ تخیل خوب
+ قلم نویسنده
+تصویر سازی زیبا
+سبک داستان گویی متفاوت
نقاط ضعف:
_سرعت زیاد داستان
_عدم شخصیت پردازی
_توصیف کم پیرامون محیط داستان
_تناقظات زیاد داستان
_خلاصه نویسی
توضیحات: قلم نویسنده متفاوت بود این کتاب با قلم رمان نوشته نشده بود بلکه با قلم فیلمنامه نوشته شده بود من نحوه داستان گویی پسندیدم
اما امکان داره بعضیها نپسندند
دومین مورد: اینکه محیط زمان همخونی نداشت
به طور مثال داستان با جادو شروع میشه و آدم فکر میکنه داستان در قرون وسطا هست اما بعد صحبت از آدم فضایی صفحه نمایش پیشرفته دیجیتالی میشه و در ادامه صحبت از غول جن... میشه اینا باهم همخونی نداره
سوم اینکه نویسنده سعی کرده سبک ماجراجویی بنویسه بیشتر منو یاد فیلم نامه انیمیشن سند باد مینداخت که مشکلی هم نبود اما کوتاه بی هدف بودن ماجراها و توصیف ضعیف، شانسی جلو رفتن داستان و عدم همخوانی محیط با زمان اذیت کننده بود
بعضی اوقات کارکترها تصمیمات منطقی نمیگرفتند که از نقاط ضعف بود
و اینکه کارکترها شخصیت نداشتند به طوری که من در بعضی جاها احساس میکردم فقط دارن از دستورات نویسنده اطاعت میکنند
صحبت پایانی: امیدوارم نویسنده در نوشتههای بعدی خود از ضعفهای این کتاب درس بگیرد و اصلاح کند
سبک داستان ایرادی نداشت اما مورد پسند عام نیست چون مردم به سبک رمانی عادت کردند
نه سبک فیلم نامه نویسی نیازی به تخیل بیشتر نیست فقط کافی هست ۱_ سبک داستان گویی
۲_کنش بیشتر داستان ۳_شخصیت پردازی
۴_توصیف خوب پیرامون عوض کنید
سلام کتاب ارزشمند و بسیار جذابی بود که خواننده رو درگیر خودش میکرد و هر لحظه آبستن حادثهای بود که بر جذابیت داستان اضافه میکرد اما پی در پی به عقب برگشتن رو زیاد نپسندیدم و اتفاقات ناگهانی که بدون شرحی واقع میشدند از جذابیت داستان کم میکردند. مسئله دیگه هم این بود که نویسنده اصلا خواننده رو تشنه نگه نمیداشت و اکثر اتفاقات در چند خط پایین تر پاسخ داده میشد اما در کل من ۵ ستاره به این داستان میدم. ای کاش فضا کمی ایرانی تر بود. من دلیلی نمیبینم که ما همیشه در ژانر تخیلی یا فانتزی از اسامی و مکانهای بقیه کشورها استفاده کنیم. به نظر من اگه فردوسی به جای رستم داستانهای زیگفرید رو روایت میکرد نه در ایران و نه در آلمان مورد استقبال قرار نمیگرفت. به نظر من این راجع به نویسندگان معاصر هم مصداق داره.
اما در آخر باز هم از فراس رمضانی تشکر میکنم.
خیلی خوشحالم که کتاب اولتون چاپ شده و قطعا باعث شادی و غرور خودتون هم هست ولی متاسفانه از لحاظ ادبی، هنری و داستان گویی خیلی جای کار داره. شخصیت پردازی اصلا وجود نداره. سرعت داستان به حدی زیاده که انگار فقط میخواد گفته و رد بشه. تم داستان گویی شبیه به داستان های هزار و یک شبه ولی خیلی بی رنگ و لعاب تر از نطق های شهرزاد و یهو الکترونیکی شدن توی ذوق میزنه! وای بازم باید بگم شخصیت پردازی خیلی ضعیفه! چرا شخصیت اصلی یهو عاشق میشه؟ اون زن های فضایی چرا باید کمکش کنن؟ چرا این شخصیت تا درگیر هر چیزی که جلو راهشون میاد میشن؟ و بعد هم خیلی الکی موفق میشن؟ اژدها؟ وای خدایا... امیدوارم توی نوشته های بعدی تون موفق که هستید ولی عمیق تر و پخته تر بشید! ❤️
به نظر من یک داستان وقتی موفق است که ابتدای داستان بدونی دارای کتاب داستان میخونی ولی هرچه جلوتر بروی یادت برود داری داستان میخونی بهتر بگم فکر کنی در یک سینمای سه بعدی نشستی داری فیلم میبینی. موضوع داستان خیلی خوب بود ولی خوب پردازش نشده بود من به عنوان یک خواننده به نویسنده محترم پیشنهاد میدهم کتبی سه گانه میدگارد را مطالعه کنند نویسنده آن کتاب خیلی خوب توانسته فضا سازی و پردازش نماید کوتاه سخن خمیرش خوب بود ولی نانوا یک کم ناشی بود
لذت بردم ممنون از نویسنده ولی نکته هایی که باید بگم اینه که اونجایی که شخصیت اصلی بلند میشه و مبینه که پنج سال تو کما بوده و در اون نقطه از داستان کتاب تموم میشه به نظرم ایده خوبی بود، مخاطب درگیر میکرد که ادمه داستان و جلد های بعدی کتاب رو بطلبه. نویسنده شخصیت پردازی قوی نداشته کاش خاطرات کودکی شخصیت های اصلی روایت میشد یا دوست داشتم شخصیت ها بیشتر می بودو داستان طولانی میشد و شاید میتونستید شخصیت هارو هم از ظاهر تو صیف کنید خیلی از نویسنده ها اینکارو انجام می دهندو داستان رو باور پذیر میکنند یا کمی راز الود بود و مخاطب رو بیشتر درگیر میکرد من لذت بردم نظرات بقیه هم برای من قابل احترام هست
کتاب درباره دختری به نام رکسانیاس که توی قبیلهای به دنیا اومده که همه اونا زن پرست هستن رکسانیا از شیوه زندگیاش خسته شده و میخواهد تغییری ایجاد کند که با هلیاس آشنا میشود هلیاس آن دختر را فریب میدهد تا بتواند برای خود بلیطی برای برگشت به سیاارهاش پیدا کند اما قبل از ان رکسانیا متوجه میشود و فرار میکند در ادامه رکسانیا با مارتین که از یه سیاره خیلی پیشرفته اومده آشنا میشود و به کمک هم فرار میکنند و با سونیشه و دوستانش آشنا میشوند و به هم به سرزمینی میرونددر آن جا هم با لذا آشنا میشود که میخواد حکومت پدرش را به کمک رکسانیا و دوستانش پس بگیرد در کل رمان خیلی جداب و مختصریه
قافیه وحرفش این بود: رکسی و مارتین با نیرویی ایکس برابرخیلی زیاد. با وسایلی بسیار پیشرفته. خب به اسمهاشون که تاآخر پارازیت طور بیریخت بود کار ندارم، شکل فانتزی یی که تو ذهنش بود خیلی هیری ویری و کم معنیه. انگار از ذهن یه بچه باقدرته توهم سازی و میکس همه نیروهایی که دیده و نیمه دیده، هول خوراکی یچی سرهم شده داری میخونی. همه قوی ن همه بدی شده بهشون، بقیه کلن گاون و به این چنتا اونقدر بدی کردن که حقشونه حرصشون بگیره فوق قوی بشن برگردم پوست بدارم بکنند و گروپ بسازن همه دارکارو بترکونن ایتز: گودرت بینهایت!
خدایی صفحه ها اخر حوصلم رفت که رفت
رمان خیلی جالبی نبود زیادی تخیلی بود
شخصیت پردازی خوبی نداشت
خیلی زود سر اصل مطلب میرفت و خیلی زود تموم میشد
از تخیلی هم یه چیزی فراتر بود
مثلا قسمتی که تو زندان بودن و رکسانیا هلیاس رو شناخت وبهش گفت به اینا توضیح بده میخواستی منو چیکار کنی هلیاس خیلی سریع توضیح داد ایکاش این قسمت دو فرق میدادید
یا مثلا قسمتی که هلیاس رکسانیارو برد که بفروشه هم همینطور و کلی قسمتهای دیگهاش خیلی کوتاه بود اما چون جذاب نبود انگار زیادی از حد طول کشید
از نظر من فقط از وسطای فصل هفده تا اخرین فصل یخورده جذاب بود بقیهاش اصلا زیاد جذاب نبود برام
رمان بهتر از این هم میتوانست باشه و حتی کمی خلاقیت به خرج داده میشد میتوانست با اقتباس از دیگر کتابها در چند جلد با بال و پر دادن به داستان نوشته شود و به صورت ساده و جست و گریزهایی به رمانهای دیگر و تعویض اسامی قهرمانهای داستان کتاب نوشته شده که امیدوارم برای نویسنده محترم تجربهی خوبی باشه و متوجه باشند که نوشته هاش خواننده دارد. ضمنا اشاره نمودند که اتفاقات چند قرن قبل از میلاد رخ داده و شخصیتهای کتاب همه فضایی یا کپی بودند. حال ماها از کدام نوع هستیم؟ کپی یا ترکیبی... موفق باشید.
کمی از کتاب را خواندم.... در ابتدا تصور کردم کتابی است سرشار از ماجراجویی و شخصیت پردازیهای ظریف و دقیق، اما اصلا اینگونه نبود. نویسنده آنچنان خلاقیتی در خلق شخصیتها و شرح پیچیدگیهای درونی آنها و همچنین حوادث داستان، از خود نشان نداده است
گویی که این کتاب تنها تقلیدی است از داستانهای مشابه نویسندگان دیگر که بیشتر خارجی هستند... اتفاقات بدون هیچ فراز و فرودی پشت سر هم پیش میآیند و میروند...
لطفا چنبن کتابهایی را در کتابراه انتشار ندهید. سپاس
داستان پر از کلیشه و تناقضِ. تصویر سازی بشدت ضعیف، روند داستان خیلی تندِ؛ از شکل روایت داستان خوشم نیومد، داستان چندان قوی نبود (میتونست خیلی بهتر در بیاد)..
کتاب جوری که اگه تصویر داشت شبیه کتاب بچه گونههای سیندرلا و سفید برفی، دیو و دلبر میشد،
هرچند من بیشتر از ۱۵ ص نتونستم بخونم.
نمیخوام بی احترامی به نویسنده بکنم اما فکر کنم کتاب برای افراد زیر ۱۳، ۱۴، سال شاید خوب باشه.
خیلی آبکی و ضعیف بود حتی ضعیف تر از رمانای سایتی و تلگرامی و اینستا گرامی داستان خیلی سریع بدون تصویرسازی و توصیف نوشته شده و این موضوع قلم نویسنده رو ضعیف کرده همچنین ابتدای داستان احساس میکنم از یه کارتون قدیمی جادوگری است که بچه ها رو با وعده شیرینی خوشمزه به خونه میکشونه و بهشون خواب آور میده! هنچین حس میکنم سراسر سانسور هست بهرحال داستان میتونست خیلی قوی تر و بهتر باشه امیوارم نویسنده در آثار بعدی جبران کنه
داستان ضعیف و قلمی کودکانه داشت مخاطب را جذب نمیکرد اتفاقات بسیار زیاد و پشت سر هم رخ میدادو خواننده را گیج میکرد و این احساس را به وجود میآورد که نویسنده عجله دارد تا سریع به نتیجه برسد البته شروع جذابی داشت و میتوانست بهتر و پخته تر پیش برود متاسفانه بنده رو جذب نکرد تا همراه داستان پیش برم پیشنهاد میکنم میدگارد رو بخونید واقعا شاهکاره در زمینه فانتزی یا در زمینه رئال بی خانمان را بخونید
سلیقه ی من نبود، چند صفحه بیشتر نتونستم بخونم، بیشتر شبیه فیلمنامه نوشته شده بود و روند داستان رو دوست نداشتم به نظرم خیلی غیر منطقی داستان تماما درباره ی هوس برانگیز بودن یک نفر بود که اصلا هم سعی بر تغییر وضعیتش نمیکرد و به شکل احمقانه ای با تمام بلا هایی که سرش میومد هنوز هم زود اعتماد میکرد، داستان اصلا قوام و انسجام نداشت مدام از یه فضا پرت میشدی به یه فضای دیگه، من دوستش نداشتم
من تا انتها نتونستم بخونم بازم مشکلی که معمولا تو این ژانر میافته رو شاهد بودم یعنی باور پذیر نبودن داستان انگار رومان تخیلی هم باید تخیلی نوشته بشه در حالی که رومانهای تخیلی دنیا معمولا کاملا منطقی و باور پذیر به نظر میرسه یعنی خواننده احساس میکنه چنین دنیایی وجود داره ولی در کل میشه گفت نویسنده استعداد خوبی دارن فقط نیاز به تلاش و تجربه بیشتر دارن و در صورت پیشرفت اینده موفقی دارن
داستان با نام کتاب همخونی نداشت نام کتاب خیلی پر قدرت ظاهر شده ولی خود داستان اصلا این طور نیست و خواننده رو جذب نمیکنه
من وقتی نام کتاب را خوندم در نظرم کتابی با داستان قوی و ماندگار در ذهن بود ولی خیلی سطحی و ساده در حد انشا بود و این که داستان مبهم بود نه متوجه شدم به جلو رفتن چیشد، نه به عقب رفتن چیشد، نه چه بر سر مادر و رکسانیای اصلی اومد. در کل برای سرگرمی خوب بود
به نظرم برا کسایی که بشدت رمانهای تخیلی و دور از واقعیت رو دوست دارن خوبه. ولی به شخصه نظرم اینه که خیلی داستان شلوغ بود شخصیتهای داستان زیاد و اتفاقات موجود در اون بشدت غیر واقعی و تخیلی و زیاد بودند. هنوز از یه ماجرا خارج نشده بودن که دوباره وارد یه ماجرای دیگه شدند. درکل بد نبود ولی دیگه خیلی تخیلی بود آخرش هم من متوجه نشدم سرگذشت رکسانیای واقعی چی شده؟؟!!؟؟!
نمیدونم واقعا هدف ازنوشتن همچین داستان بی مفهومی چی میتونه باشه. من چون عاشق همچین ژانری هستم انتظارزیادی ازنویسندگان دارم نویسنده میتونست بای کم تخقیق و خواندن چنتا اثرمرتبطی مقداراطلاعاتش رو افزایش میداد میتونست کتاب موفقی باشه اگه انقد عجله وناهماهنگی بین فصلها وجودنداشت انگارکه مجبوربه نوشتنش بوده وهرچه سریعترمیخواسته تمومش کنه و خلاص.
سلام من هم مثل بقیه دوستان باید بگم ریتم داستان سریع بود و یه جورایی حالت خلاصه نویسی داشت ولی موضوع و عکس جلد جالب بود ولی متاسفانه بدون جزئیات به کلیت داستان و شخصیتها داستان حالت سردرگمی و گیجی داشت اما یه نکته مثبت که من لذت بردم متن برخلاف بعضی داستانها غلط املایی نداشت امیدوارم در جلد دوم قدرت نویسندگی بهتر باشه نویسنده هم موفق باشه
باسلام راستش داستان برام تازگی داشت اما خدمت نویسنده عرض کنم که مهمترین نکته که یک داستان را جذاب میکنه جزییات اون داستان که تفاوت ایجاد میکنه یک داستان موفق داستانی که جزییات هم مانند کلیات درنظر گرفته بشه و من خوانند بهتر بتوانم با اون ارتباط برقرار کنم کاش داستان اینقدر خلاصه نبود و تخیل و هیجانش بیشتر بود تشکر از تمام زحمات شما🌹
سلام و درود و خسته نباشید به نویسنده گرامی سعی بر این دارم که از تمام فانتزی و تخیلی نویسان کشورم حمایت کنم چون که علاوه بر علاقه شدیدم به این ژانر معتقد هستم که اگر حمایت بشین قطعا خیلی برتر و والا تر از نمونههای هارجی خواهیم بود تا عقاید عمومی هم نسبت به این مسئله تغییر کنه سپاس
داستان کوتاه و تخیلی هست که در کل بد نبود. داستان تخیلی نیاز به تصویرسازی و توصیف کاملی از فضا و مکان و روند داستان داره ولی در این داستان این نکته رعایت نشده بود و خلاصه وار و خیلی سریع داستان پیش میرفت. توصیف و توضیحی درباره شخصیت های داستان وجود نداشت و به همین دلیل خواننده نمیتونست با شخصیت ها ارتباطی برقرار کنه.
جالب بود داستان خوبی داشت فقط اینکه کمی جمله بندیها ایراد داشت و مناسب نگارش نبود و موقع خواندن آزار دهنده بود ولی در کل داستان خوبی داشت و میشه بهتر بشه امیدوارم جلد دومش هم زودتر بیاد نقطه قوت داستان قدرت جنگیدن زنان در این داستان هست که روحیه مبارزه رو در دختران نوجوان تقویت میکنه و این خیلی خوب بود
افسانه زنان جنگجو کتابی است به نوعی جالب که نویسنده کلی گویی داردازداستان و شخصیت ها که همه رابه هم وصل می کندو لازم است شماجلددوم راهم بخوانید، بازجلددوم ناقص تمام می شود که هنوز ادامه دارد داستان. کتاب جذابیت های داردودرمقبل ایرادهای بزرگ هم به آن وارده که اصلا قابل چشم پوشی نیست
باتوجه به اینکه اثر اول ایشون هست، انتظار زیادی نمیره از نویسنده. اما نویسنده هایی هستند که باوجود اولین اثر بودن، بهترین اثر رو خلق کردند. موضوع خوبی داشت، اما به خوبی بهش پرداخته نشده بود. کاش یکم بیشتر به شخصیت ها و توصیف اونها پرداخته میشد. در کل از نظرات دیگه ایرادی نداشت و خوب بود
کتابی غیر قابل باور بود
اسمش رو نمیشه تخیلی گذاشت
چون حتی کتاب تخیلی هم باید پر کشش و قابل باور باشه
این کتاب، با احترام به نویسنده و کسانی که از این اثر خوششون اومده، اصلا خوب نبود (نظرات و سلایق متفاوت و کاملا شخصی است)
با آرزوی موفقیت برای نویسنده محترم🌺
نسبت به کتابهایی که تو ابن سبک خوندم سطح نسبتا پایینی داشت ولی نمیشه گفت که کتاب بدیه در واقع سرعت داستان خیلی زیاده و کنترل قلم از دست نویسنده خارج میشه امیدوارم بخاطر انتقادها ناراحت نباشید و به جاش برای بهتر شدن خودتون استفاده کنید به امید موفقیت روز افزون نویسنده عزیز
به نظرم زیادی کودکانه بود. توی این سبک از نوشتار و این سبک داستانها، حداقل شاید باید فضایازیِ بهتری رو برای ببیننده متصور میشد که اصلاااا نشده بود.
اینکه مدام درگیر یه قصه جدید میشدی تنها نکته مثبت بود به نظرم.
ولی در کل خیلی توصیه نمیکنم.
کتاب به شدت ضعیفی بود اول به قبیله و گذشته دور اشاره میکنه بعد میگه سفینه و سیاره 😶
از نظر زمانی و مکانی درست نیست یه غلط املایی هم داشت در کل کتاب مثل این بود که یه بچه ده ساله نوشته
و داستان جاذبه و کشش نداره اصلا به خوندن ادامه کتاب تشویق نمیشین
کلا خیلی سطحی به داستان پرداخته نویسنده. اتفاقات سریع میافته بدون توضیح یا داستان سرایی جذابی. کلا جذبم نکرد موضوع داستان خوبه به شرطی که بشه بهش پروبال وبعد داد که مخاطب بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه و وقایع رومتصور بشه
ترکیبی از کتاب میگارد و همه فیلم ها، داستان های تخیلی، با تغییر شخصیت ها به آدم فظایی. یه چیز دیگه مگه نگفته داستان مال ۱۵۰۰ سال قبل تولد مسیح اون موقعه که صفینه این چیزا نبوده بعد داستان ایرانیه چرا تاریخ میلادیه چرا ارتش آمریکا؟ وخیلی چیزای دیگه جای بحث داره
درود. داستانهای تخیلی همین شیوه هست تقریبا. بنظرمن جنبه سرگرمی داشت برام. ولی نویسندش طوری بود هر فصل میخوندی دوست داشتی ادامه بدی یعنی میخواستی تا تهش بری ببینی چی میشه. با تشکر از عوامل کتابراه و دنبال کنندگان عزیز. پیروز وشاد باشین
با احترام به نویسنده عزیز، متاسفانه با وجود اینکه اصلا تمایل ندارم مطالعه اثری رو که شروع به خواندن اون کردم رو نیمه کاره رها کنم ولی مطالعه این کتاب رو تا فصل اول رها کردم.
به نظرم داستان تا حد زیادی از هر نظر سطحی و بچه گانه بود.
بد نبود به عنوان کار اول نویسنده قابل تحمل بود ولی میشد بهتر باشه. حوادث خیلی با سرعت و عجله بیان میشد و از اونها میگذشت. خیلی از حوادث کپی از فیلمهای اکشن سینما بود. برای نویسنده ارزوی پیشرفت و توفیق در اثار بعدی رو دارم.
کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول نوشتۀ فراس رمضانی، داستانی تخیلی و هیجانانگیز است که در بین مردم یک قبیله که به زنپرستی شهرت دارند، روی میدهد و ماجرای زنانی را به تصویر میکشد که به جنگ با رسم و رسوم قبیلهشان برخاستهاند....
به طور وهشتناکی داره کلی گویی میکنه تم داستان خوبه، ولی داستان پردازی اصلا خوب نیست. توی پانزده صفحه اول که خوندم اتفاق هایی که برای رکسانیا افتاده میتونست چند فصل داشته باشه. تا اینجاش که اینطوری بود
خیلی ضعیف بود و نویسنده نمیتونست از کلمات خوبی برای هر چیزی مثل احساسات شخصیت محلی که در آن حضور دارند و هدف اصلی داستان پیدا کنه و بزنه که به نظر من این کتاب میتونست خیلی بهتر از اینکه هست باشه ولی در کل خوب بود
این داستان بسیار عالی بود و واقعا ارزش خواندن رو داره حتی اگه نیاز باشه بابتش پول زیادی بدی. من که واقعا از این کتاب راضی بودم. پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش. با تشکر از نویسنده این کتاب زیبا و عالیشون.
سطح کتاب بشدت پایین بود ایده قشنگی بود ولی قلم نویسنده مثل گزارش بود یعنی آدم رو جذب نمیکرد و روند سریعی داشت بد نیست اگه قبل از رمان نوشتن حداقل دو سه تا رمان بخونیم که طرز صحیح نوشتنش رو یاد بگیریم
کتابهای فانتزی رو زیاد نخوندم و این کتاب رو اولین بار تو همین برنامه کتابراه دیدم، و خب موضوع جالبی داشت. باید چنین کتابهایی رو بیشتر تبلیغ کرد و در اختیار باشه تا تو فضاش قرار بگیریم و بیشتر بخونیم
تا نصف کتاب بیشتر پیش نرفتم. صرفنظر از این که موضوع کتاب اصلا مورد سلیقه من نبود، تناقضهای مربوط به تکنولوژی و زمان تو ذوق من میزد. متن فاقد ظرافتهای محتوایی است و فقط سیر یک داستان معمولی را دنبال میکند.
کتاب برای شروع کار داستان سرایی بد نیست. گسستگی بین کاراکترها دیده میشود. پرش صحنهها، از این جا و اونجا، زیاد دیده میشود. و نویسنده که اولین کارش با داستان سرایی آغاز میکند، شهامت میخواهد و دست مریزاد بزرگوار
تشکر از کتابراه و زحمات نویسنده محترم