معرفی و دانلود رایگان کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول

عکس جلد کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول
قیمت:
رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول

کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول نوشتۀ فراس رمضانی، داستانی تخیلی و هیجان‌انگیز است که در بین مردم یک قبیله که به زن‌پرستی شهرت دارند، روی می‌دهد و ماجرای زنانی را به تصویر می‌کشد که به جنگ با رسم و رسوم قبیله‌شان برخاسته‌اند.

درباره کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول:

رمان افسانه زنان جنگجو، نخستین جلد از مجموعۀ سه‌گانه‌ای به همین نام است و داستان زندگی رکسانیا را روایت می‌کند که دختری بسیار زیبا، خوش‌صدا و جذاب است. او از مادری بدکاره زاده شده و در میان قبیلۀ مادری زندگی می‌کند. مردان این قبیله به زنان علاقه دارند با این حال این علاقه اغلب به آزار و اذیت زنان، شرط‌بندی بر روی آنان و حتی خرید و فروش آن‌ها ختم می‌شود.

رکسانیا که در بین این مردم بدذات مشغول زندگی است، دوست دارد در زندگی‌اش تغییری ایجاد کند. اما تصور می‌کند به تنهایی قادر به این کار نیست، تا اینکه آشنا شدنش با پیرزنی به نام هلیاس، تغییراتی بزرگ را در زندگی او موجب می‌شود.

کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول برای چه کسانی مناسب است؟

اگر به داستان و رمان‌های علمی و تخیلی علاقه‌مند هستید، این کتاب را بخوانید.

با فراس رمضانی بیشتر آشنا شویم:

این نویسنده در 22 مهر سال 1371 در رشت به دنیا آمد و اکنون در شیراز سکونت دارد. رمضانی مدرک لیسانس خود را در رشتۀ مدیریت صنعتی دریافت کرده و در آکادمی داستان‌نویسی چوک دورۀ داستان‌نویسی را گذرانده است.

ژانر موردعلاقۀ فراس رمضانی عملی و تخیلی و این سه‌گانه نیز در همین سبک نوشته شده است.

در بخشی از کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول می‌خوانیم:

رکسانیا بعد از اینکه مارتین را از خواب بیدار کرد، آن دو بیرون و اطراف قایق را نگاهی کردند و متوجه شدند که در جزیره‌ای دیگر هستند و روبه‌رویشان جنگلی با انبوهی از درختان مختلف قرار داشت. سپس آن‌ها به آرامی از قایق پیاده شدند، هنوز چند متری به روی ماسه‌های سفید و گرم و نرم ساحل راه نرفته بودند که ناگهان، مارتین متوجه عده‌ای شد که از سمت چپ ساحل و از فاصله صدمتری با خودشان، از بین درختان بیرون آمدند و به سمتشان دویدند... افرادی عریان با بدن‌هایی سیاه و قهوه‌ای رنگ که فقط شرمگاهشان را با برگ درختان پوشانده بودند، بخش‌هایی از بدن و صورتشان را هم با رنگ‌های سفید و سیاه آرایش کرده بودند. رکسانیا و مارتین بعد از اینکه چند نیزه در جلوی پایشان در ماسه‌ها فرو رفت، متوجه شدند که آن‌ها قصد جانشان را کرده‌اند و احتمالاً در جزیره آدم‌خوارها گرفتار شده‌اند!

پس مثل باد شروع به دویدن کردند؛ اما بالاخره از چند طرف محاصره شدند. یکی از آن‌ها که فردی میانسال و رئیس قبیله بود، با پوستی برنزه و موهای بلندی که تکه‌تکه برایش بافته بودند، سر تیز نیزه چوبی‌اش را روی شقیقه رکسانیا گذاشت و با لبخندی رو به دوستانش گفت: «خوشگله! گوشت خوش‌مزه‌ای هم باید داشته باشه!» و بعد، بلافاصله حرفش را عوض کرد و گفت: «نه... نه... این واسه خودمه» و بعد به چشمان رکسانیا خیره شد، درحالی‌که رکسانیا آب دهانش را قورت می‌داد و به شدت ترسیده بود، او رو به رکسانیا زبانش را به دور دهانش چرخاند و آب لک و لوچه‌اش را جمع کرد گفت: «گوشتشو سیخ می‌زنیم می‌خوریم؟ هان... نظرتون چیه احمقا؟! البته نظر شما کودنا مهم نیست، نظر من مهمه»

سپس هشت مرد دیگری که در کنارش بودند، سر نیزه‌هایشان را به هم زدند و شروع کردند به قاه قاه خندیدن و رقص و پای‌کوبی کردن. رکسانیا و مارتین هم که چیزی از حرف‌های آن‌ها را متوجه نمی‌شدند، فقط مات و مبهوت ایستاده بودند و نمی‌دانستند چه کار کنند!

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول
نویسنده
ناشر چاپینشر عطران
سال انتشار۱۳۹۹
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات95
زبانفارسی
شابک978-622-7529-31-9
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول

Sepid Mmm
۳
۱۴۰۱/۰۷/۱۶
در مقایسه با کتاب‌هایی که قبلا در این زمینه یعنی علمی تخیلی باید بگم که چندتن جالب نبود برام حالا اگه با یه کتاب وطنی مثل میدگارد که واقعا یه اثر با شکوه و بی نظیره و بی صبرانه منتظر جلد ۶ هستم، واقعا کم میاره و نمیدونم چجوری بگم که به نویسنده گرامی توهین نشه خوب بود ولی هیچ بویی از صحنه سازی نشده بود انگار داری انشا مینویسی مقدمه دادی بک گراند گذاشتی رفتی توش و نوشتی روند خیلی سریعی داشت نویسنده محترم به نظرم کلا نباید این چنین محتوایی و میخواستن بنویسن چون با توجه به قوانینی که وجود داره شما نمی‌تونید مسائل و باز کنید و بگید حالا نه اونقدرا باز که از فیلتر نگذره نه اونقدرا بسته که اصلا جور در نیاد اگه جلد بعدی هنوز در حال نوشتنه به شدت توصیه میکنم که به توصیف مکان حالات و ظاهر توجه بشه چون محور این نوع داستان‌ها تخیلی هست و وقتی میگین تخیلی باید یه چیزی باشه که بتونید از رو اون تصویر سازی کنید و روند داستان هم اینقدر سریع پیش نره برای یه رمان نود صفحه کمه خیلی کمه و همچنین رمان خیلی سطح ساده‌ای داشت اگه بگم برا نوجوان این مطالبی که وجود داره برا یه نوجوان زیر ۱۵ سال مناسب نیس اگه بگم بالای این هم سبک نوشتاری خیلی ساده و یه جورایی کودکانه هست در کل باید یکم تلاش بشه
تشکر از کتابراه و زحمات نویسنده محترم
امیر امیری
۳
۱۴۰۱/۰۷/۱۵
سلام به همگی
نقاط قوت:
+ ایده خوب
+ تخیل خوب
+ قلم نویسنده
+تصویر سازی زیبا
+سبک داستان گویی متفاوت
نقاط ضعف:
_سرعت زیاد داستان
_عدم شخصیت پردازی
_توصیف کم پیرامون محیط داستان
_تناقظات زیاد داستان
_خلاصه نویسی
توضیحات: قلم نویسنده متفاوت بود این کتاب با قلم رمان نوشته نشده بود
بلکه با قلم فیلمنامه نوشته شده بود من نحوه داستان گویی پسندیدم
اما امکان داره بعضی‌ها نپسندند
دومین مورد: اینکه محیط زمان همخونی نداشت
به طور مثال داستان با جادو شروع میشه و آدم فکر میکنه داستان در قرون وسطا هست اما بعد صحبت از آدم فضایی صفحه نمایش پیشرفته دیجیتالی میشه و در ادامه صحبت از غول جن... میشه اینا باهم همخونی نداره
سوم اینکه نویسنده سعی کرده سبک ماجراجویی بنویسه بیشتر منو یاد فیلم نامه انیمیشن سند باد مینداخت که مشکلی هم نبود اما کوتاه بی هدف بودن ماجرا‌ها و توصیف ضعیف، شانسی جلو رفتن داستان و عدم همخوانی محیط با زمان اذیت کننده بود
بعضی اوقات کارکتر‌ها تصمیمات منطقی نمی‌گرفتند که از نقاط ضعف بود
و اینکه کارکتر‌ها شخصیت نداشتند به طوری که من در بعضی جا‌ها احساس می‌کردم فقط دارن از دستورات نویسنده اطاعت میکنند
صحبت پایانی: امیدوارم نویسنده در نوشته‌های بعدی خود از ضعف‌های این کتاب درس بگیرد و اصلاح کند
سبک داستان ایرادی نداشت اما مورد پسند عام نیست چون مردم به سبک رمانی عادت کردند
نه سبک فیلم نامه نویسی نیازی به تخیل بیشتر نیست فقط کافی هست ۱_ سبک داستان گویی
۲_کنش بیشتر داستان ۳_شخصیت پردازی
۴_توصیف خوب پیرامون عوض کنید
فاطمه سلیمانی
۲
۱۴۰۱/۰۷/۲۴
ب عنوان یک کتاب با نامی جذاب متن و شرح داستان اصلا جالب نبود انگار ک در حال خوندن خلاصه از یک کتاب باشیم شخصیت پردازی خوب نبود توصیف مکان هم همینطور ادمو جذب نمی‌کرد بیشتر ب درد بچه‌های 12. 13 ساله می‌خورد ک اخر شب بخوایم براشون قصه تعریف کنیم من وقتب اسم کتابو دیدم با توجه ب اسمش فک کردم باید کتاب فوقالعاده‌ای باشه ک تخیلی باشع مثل میدگارد ولی اصلا اینطوری نبود اول داستان در رملن قرون وسطا بود بعد سفینه فضایی و جن و چیز‌های دیگع‌ای ک اصلا ربطی ب اون. زمان نداشت هرچقدرم هم تخیلی بود بازم قابل قبول نبود کتابو تا اخر نخوندم چون. جذبم نمی‌کرد درحالی ک. خیلی از کتاب‌های تخیلی ب قدری جذاب هستن ک تورو. از دنیای واقعی دور میکنن و احساس میکنی در اون. زمان زندگی میکنی یا پشت صفحه سینما هستی ب قدری ک نویسنده در نوشتن قدرتمنده در کل دوس نداشتم
وحید
۳
۱۴۰۵/۰۱/۲۸
سلام خدمت همه کتابراهی‌های عزیز ابتدا از تخیل بالا و ذهن باز نویسنده که می‌تونه چند مجموعه رو تجسم کنه و اون رو توی قالب کتاب بیاره خیلی خوبه اما... چند نقد من نسبت به این کتاب1) مهمترین نقدی که دارم به خود نویسنده محترم هست. من یک سری از نظرات خواننده‌ها رو می‌خوندم که دیدم نویسنده محترم به هیچ و وجه جنبه انتقاد نداره خیلی تند پاسخ همه منتقدان رو داده، دوست عزیز برای بهتر نوشتن یک کتاب حتما باید از نقد همه به نفع خودت استفاده کنی، چون اگه میتونی با این نقد‌ها کنار بیای و اون‌ها رو برطرف ن
کنی قطعا دیگه کسی به سمت کتاب‌های شما نمیره نباید در مقابل نقد جبهه گرفت. چون نظر خودش رو توی بهبود داستان اعلام کرده که شما بتونید اشکالات نوشته خودتون رو برطرف کنید. ۲) جزییات داستان زنان مبارز طوری نگارش نشده بود که به مخاطب القا بشه که بتونه خودش رو داخل داستان تجسم کنه، شما با توجه به ذهن خلاق تو ژانر تخیلی اگه چند نمونه از کتاب‌هایی مثل میدگارد، ددسگال، سقوط مرگبار و.... بخونید متوجه می‌شید که پرداختن به جزییات داستان باعث میشه که مخاطب بیشتر جذب بشه و این به بهتر شدن نگارش و پیشرفت بیشتر شما کمک می‌کنه۳) چند تا غلط املایی و چند غلط جمله بندی هم داشتید که اگه یک مولف هم کنار خودتون داشته باشید عالی میشه امیدوارم که توی کتاب جدید خودتون بتونید امتیاز بالایی رو دریافت کنید و همیشه بتونیم اسم شما رو به عنوان نویسنده‌های برتر معرفی کنیم
سما جعفری
۴
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
با توجه به این که این کار اولین اثر نویسنده هست، نمیشه ایرادات آنچنانی گرفت ولی یک سری مشکلات آسیب جدی به کار ایشون وارد کرده. مثلا سرعت روایت قصه بسیار بالاست و انگار کسی روی دور تند داره قصه رو تعریف میکنه. همین مسئله باعث شده نویسنده از پرداختن به جزئیات لازم غافل بشه. شخصیت پردازی، فضاسازی و که توصیفاتی لازمه‌ی داستانهای تخیلی هستند در این کتاب به اون صورت دیده نمیشه و این ضعف بسیار بزرگیه. دیالوگها هم ضعیف هستند و هم شبیه نحوه صحبت کردن فیلم‌های خارجی. بهتره سبک و سیاق حرف زدن شخصیتهای قصه تقلید نشه و یا لااقل به حرف زدن ایرانی‌ها نزدیک باشه. همین طور مرتب از اتفاقی به اتفاق دیگر میپره و اجازه نمیده مخاطب اتفاق قبلی رو هضم کنه و میان سیلی از اتفاقات سردرگمش میکنه. اکثر ماجراهای قصه هم چیزهایی بود که در فیلم‌ها و کتابهای تخیلی دیگر دیدیم ولی تعداد کمی هم کلیشه نبود. در کل میشه گفت نویسنده خلاقیت خوبی داره و میتونه جای پیشرفت داشته باشه. امیدوارم موفق باشند.
مهنیا معین زاده
۲
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
کتابی واقعا عجیب. ایده ضعیف که نیاز به تقویت زیادی داره و حتی با کلمات هم نتوانست ایده را تقویت کنه. زمان در این داستان به سرعت در حال گذر وقتی می خواهی یک جمله درک کنی و این قسمت داستان هضم کنی می بینی سی سال گذشته و یارو ازدواج کرده. داستان روایت گر مکانی هست که در چندین سال قبل میلاد مسیح دختری در روستایی به دنیا می آید که مردم اش بدکاره هستند. این دختر در این روستا بزرگ می شود و به زندگی حوصله سر بر اش ادامه می دهد تا اینکه با پیرزنی ساحره که در لباس زنی جوان و زیبا ظاهر می شود آشنا می شود. در ادامه این زن با این دختر دوست می شود و دختر را به سفری تشویق می کند و او را در مسیر این سفر همراهی می کند دختر آرام آرام می فهمد که او طعمه ی ست که قرار قربانی شود. پس فرار می کند به سمت کشتی. در آن کشتی با پسری به نام مارتین آشنا می شود که بی پروا عاشق دلباخته ی هم می شوند و زمانی که کشتی غرق می شود با کمک او نجات می یابد اما بدبختانه در جزیره آدم خواران گیر افتاده است در ادامه با سونیشه و دوستان اش آشنا می شود و از آن جزیره فرار می کند و در به سرزمین دیگری می روند که پرنسس ان سرزمین به کمک احتیاج دارند. در کمک به آن پرنسس پیروز می شوند سالیان بعد دوباره جنگی راه می افتد که در آن جنگ دخترک قصه که حال زنی جوان است آسیب می بیند و......
A Sharif
۴
۱۴۰۳/۱۲/۰۲
«افسانه زنان جنگجو» نوشته‌ی فراس رمضانی یک رمان تاریخی و تخیلی است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. این کتاب داستان گروهی از زنان جنگجو را روایت می‌کند که در دنیایی پر از چالش‌های سیاسی و جنگ‌های بی پایان زندگی می‌کنند. نویسنده با ترکیب افسانه و واقعیت تاریخی، شخصیت‌های قوی و تاثیرگذار زن را به تصویر که در می‌کشد برابر ظلم و تبعیض می‌ایستند. نقاط قوت: پرداختن به شخصیت‌های قوی و مستقل زن که در تاریخ کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. داستان جذاب و پرهیجان که خواننده را درگیر می‌کند. ترکیب تخیل و تاریخ به خوبی در داستان پیاده شده است. نقاط ضعف: گاهی اوقات فضاهای داستانی به ویژه در برخی فصول، از لحاظ توصیف کمی سطحی به نظر می‌آید. پیچیدگی‌های سیاسی و تاریخی در برخی قسمت‌ها ممکن است برای خواننده تازه کار گیج کننده باشد. جمع بندی: «افسانه زنان جنگجو» کتابی جذاب و پر از هیجان است که به ویژه برای علاقه مندان به داستان‌های تاریخی و قهرمانان زن مناسب است. اگرچه در برخی بخش‌ها توصیف‌های عمیق تری مورد نیاز بود، اما توانایی نویسنده در خلق شخصیت‌های مستقل و قدرتمند زن باعث می‌شود که این کتاب جذاب و قابل تأمل باشد.
Fatiiii
۵
۱۴۰۲/۰۱/۰۶
سلام به همگی
نقاط قوت:
+ ایده خوب
+ تخیل خوب
+ قلم نویسنده
+تصویر سازی زیبا
+سبک داستان گویی متفاوت
نقاط ضعف:
_سرعت زیاد داستان
_عدم شخصیت پردازی
_توصیف کم پیرامون محیط داستان
_تناقظات زیاد داستان
_خلاصه نویسی
توضیحات: قلم نویسنده متفاوت بود این کتاب با قلم رمان نوشته نشده بود بلکه و
با قلم فیلمنامه نوشته شده بود من نحوه داستان گویی پسندیدم
اما امکان داره بعضی‌ها نپسندند
دومین مورد: اینکه محیط زمان همخونی نداشت
به طور مثال داستان با جادو شروع میشه آدم فکر میکنه داستان در قرون وسطا هست اما بعد صحبت از آدم فضایی صفحه نمایش پیشرفته دیجیتالی میشه و در ادامه صحبت از غول جن... میشه اینا باهم همخونی نداره
سوم اینکه نویسنده سعی کرده سبک ماجراجویی بنویسه بیشتر منو یاد فیلم نامه انیمیشن سند باد مینداخت که مشکلی هم نبود اما کوتاه بی هدف بودن ماجرا‌ها و توصیف ضعیف، شانسی جلو رفتن داستان و عدم همخوانی محیط با زمان اذیت کننده بود
بعضی اوقات کارکتر‌ها تصمیمات منطقی نمی‌گرفتند که از نقاط ضعف بود
و اینکه کارکتر‌ها شخصیت نداشتند به طوری که من در بعضی جا‌ها احساس می‌کردم فقط دارن از دستورات نویسنده اطاعت میکنند
صحبت پایانی: امیدوارم نویسنده در نوشته‌های بعدی خود از ضعف‌های این کتاب درس بگیرد و اصلاح کند
سبک داستان ایرادی نداشت اما مورد پسند عام نیست چون مردم به سبک رمانی عادت کردند
نه سبک فیلم نامه نویسی نیازی به تخیل بیشتر نیست فقط کافی هست ۱_ سبک داستان گویی
۲_کنش بیشتر داستان ۳_شخصیت پردازی
۴_توصیف خوب پیرامون عوض کنید
ali mahroghi
۵
۱۴۰۱/۰۷/۲۲
سلام کتاب ارزشمند و بسیار جذابی بود که خواننده رو درگیر خودش می‌کرد و هر لحظه آبستن حادثه‌ای بود که بر جذابیت داستان اضافه می‌کرد اما پی در پی به عقب برگشتن رو زیاد نپسندیدم و اتفاقات ناگهانی که بدون شرحی واقع می‌شدند از جذابیت داستان کم می‌کردند. مسئله دیگه هم این بود که نویسنده اصلا خواننده رو و تشنه نگه نمی‌داشت اکثر اتفاقات در چند خط پایین تر پاسخ داده می‌شد اما در کل من ۵ ستاره به این داستان می‌دم. ای کاش فضا کمی ایرانی تر بود. من دلیلی نمیبینم که ما همیشه در ژانر تخیلی یا فانتزی از اسامی و مکان‌های بقیه کشور‌ها استفاده کنیم. به نظر من اگه فردوسی به جای رستم داستان‌های زیگفرید رو روایت می‌کرد نه در ایران و نه در آلمان مورد استقبال قرار نمی‌گرفت. به نظر من این راجع به نویسندگان معاصر هم مصداق داره.
اما در آخر باز هم از فراس رمضانی تشکر می‌کنم.
السا
۴
۱۴۰۴/۱۲/۱۸
لذت بردم ممنون از نویسنده ولی نکته هایی که باید بگم اینه که اونجایی که شخصیت اصلی بلند میشه و مبینه که پنج سال تو کما بوده و در اون نقطه از داستان کتاب تموم میشه به نظرم ایده خوبی بود، مخاطب درگیر میکرد که ادمه داستان و جلد های بعدی کتاب رو بطلبه. نویسنده شخصیت پردازی قوی نداشته کاش خاطرات کودکی یا شخصیت های اصلی روایت میشد دوست داشتم شخصیت ها بیشتر می بودو داستان طولانی میشد و شاید میتونستید شخصیت هارو هم از ظاهر تو صیف کنید خیلی از نویسنده ها اینکارو انجام می دهندو داستان رو باور پذیر میکنند یا کمی راز الود بود و مخاطب رو بیشتر درگیر میکرد من لذت بردم نظرات بقیه هم برای من قابل احترام هست
مجتبی رضوی زادگان
۲
۱۳۹۷/۰۷/۲۵
به نظر من یک داستان وقتی موفق است که ابتدای داستان بدونی دارای کتاب داستان می‌خونی ولی هرچه جلوتر بروی یادت برود داری داستان میخونی بهتر بگم فکر کنی در یک سینمای سه بعدی نشستی داری فیلم میبینی. موضوع داستان خیلی خوب بود ولی خوب پردازش نشده بود من به عنوان یک خواننده به نویسنده محترم پیشنهاد می‌دهم کتبی سه گانه میدگارد را مطالعه کنند نویسنده آن کتاب خیلی خوب توانسته فضا سازی و پردازش نماید کوتاه سخن خمیرش خوب بود ولی نانوا یک کم ناشی بود
ابوالفضل حیدری
۵
۱۴۰۲/۰۶/۳۰
کتاب درباره دختری به نام رکسانیاس که توی قبیله‌ای به دنیا اومده که همه اونا زن پرست هستن رکسانیا از شیوه زندگی‌اش خسته شده و میخواهد تغییری ایجاد کند که با هلیاس آشنا میشود هلیاس آن دختر را فریب میدهد تا بتواند برای خود بلیطی برای برگشت به سیااره‌اش پیدا کند اما قبل از ان رکسانیا متوجه میشود و فرار میکند در ادامه رکسانیا با مارتین که از یه سیاره خیلی پیشرفته اومده آشنا میشود و به کمک هم فرار میکنند و با سونیشه و دوستانش آشنا میشوند و به هم به سرزمینی میرونددر آن جا هم با لذا آشنا میشود که میخواد حکومت پدرش را به کمک رکسانیا و دوستانش پس بگیرد در کل رمان خیلی جداب و مختصریه
Rezvanzahra *
۲
۱۴۰۴/۱۱/۲۹
قافیه وحرفش این بود: رکسی و مارتین با نیرویی ایکس برابرخیلی زیاد. با وسایلی بسیار پیشرفته. خب به اسمهاشون که تاآخر پارازیت طور بیریخت بود کار ندارم، شکل فانتزی یی که تو ذهنش بود خیلی هیری ویری و کم معنیه. انگار از ذهن یه بچه باقدرته توهم سازی و میکس همه نیروهایی که دیده و نیمه دیده، هول خوراکی یچی سرهم شده داری می‌خونی. همه قوی ن همه بدی شده بهشون، بقیه کلن گاون و به این چنتا اونقدر بدی کردن که حقشونه حرصشون بگیره فوق قوی بشن برگردم پوست بدارم بکنند و گروپ بسازن همه دارکارو بترکونن ایتز: گودرت بینهایت!
خدایی صفحه ها اخر حوصلم رفت که رفت
فاطمه
۳
۱۴۰۲/۰۱/۲۸
رمان خیلی جالبی نبود زیادی تخیلی بود
شخصیت پردازی خوبی نداشت
خیلی زود سر اصل مطلب میرفت و خیلی زود تموم میشد
از تخیلی هم یه چیزی فراتر بود
مثلا قسمتی که تو زندان بودن و رکسانیا هلیاس رو شناخت وبهش گفت به اینا توضیح بده میخواستی منو چیکار کنی هلیاس خیلی سریع توضیح داد ایکاش این قسمت دو فرق و
میدادید
یا مثلا قسمتی که هلیاس رکسانیارو برد که بفروشه هم همینطور کلی قسمت‌های دیگه‌اش خیلی کوتاه بود اما چون جذاب نبود انگار زیادی از حد طول کشید
از نظر من فقط از وسطای فصل هفده تا اخرین فصل یخورده جذاب بود بقیه‌اش اصلا زیاد جذاب نبود برام
محمدرضا مولاءی
۴
۱۴۰۲/۰۸/۲۵
رمان بهتر از این هم می‌توانست باشه و حتی کمی خلاقیت به خرج داده می‌شد می‌توانست با اقتباس از دیگر کتاب‌ها در چند جلد با بال و پر دادن به داستان نوشته شود و به صورت ساده و جست و گریز‌هایی به رمان‌های دیگر و تعویض اسامی قهرمان‌های داستان کتاب نوشته شده که امیدوارم برای نویسنده محترم تجربه‌ی خوبی باشه و متوجه باشند که نوشته هاش خواننده دارد. ضمنا اشاره نمودند که اتفاقات چند قرن قبل از میلاد رخ داده و شخصیتهای کتاب همه فضایی یا کپی بودند. حال ماها از کدام نوع هستیم؟ کپی یا ترکیبی... موفق باشید.
مشاهده همه نظرات 147

راهنمای مطالعه کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول

برای دریافت کتاب افسانه زنان جنگجو: جلد اول و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟