قافیه وحرفش این بود: رکسی و مارتین با نیرویی ایکس برابرخیلی زیاد. با وسایلی بسیار پیشرفته. خب به اسمهاشون که تاآخر پارازیت طور بیریخت بود کار ندارم، شکل فانتزی یی که تو ذهنش بود خیلی هیری ویری و کم معنیه. انگار از ذهن یه بچه باقدرته توهم سازی و میکس همه نیروهایی که دیده و نیمه دیده، هول خوراکی یچی سرهم شده داری میخونی. همه قوی ن همه بدی شده بهشون، بقیه کلن گاون و به این چنتا اونقدر بدی کردن که حقشونه حرصشون بگیره فوق قوی بشن برگردم پوست بدارم بکنند و گروپ بسازن همه دارکارو بترکونن ایتز: گودرت بینهایت!
خدایی صفحه ها اخر حوصلم رفت که رفت
خدایی صفحه ها اخر حوصلم رفت که رفت