کتاب حق سرقفلی به زبان ساده نوشتهی شیردل حیاتی، به بررسی و شناخت حق کسب و پیشه و تجارت میپردازد و تفاوت میان حق سرقفلی و حق کسب را ارزیابی میکند و اطلاعات جامع و کاملی در این خصوص به شما ارائه میدهد.
دربارهی کتاب حق سرقفلی به زبان ساده:
در حوزهی املاک به خصوص املاک تجاری، سرقفلی یکی از مفاهیمی به شمار میرود که کاربرد زیادی دارد. خوب است بدانید حق سرقفلی با حق کسب و پیشه متفاوت است و یکی نیستند. هر دوی اینها دربارهی ارتباط مالک و مستأجر است و یک موضوع قدیمی محسوب میشود که در حوزهی اجارهی محل کسبوکار با ورود مسئله سرقفلی و حقی به نام کسب و پیشه و تجارت، روابط مالک و مستأجر وارد مرحلهی پیچیدهای میشود و حتی ممکن است اختلافات را عمیقتر کند.
معنا و مفهوم اصطلاح سرقفلی تنها یک حق است و تنها در ارتباط میان مالک و مستأجر کاربرد دارد. سرقفلی مقدار پولی است که مؤجر در ابتدای اجاره و غیر از کرایه ملک، از مستأجر دریافت میکند تا آن محل را به وی اجاره دهد و واگذار کند. در این ارتباط دو قانون وجود دارد: قانون اول روابط مالک و مستأجر سال 1356 و قانون دوم روابط مؤجر و مستأجر سال 1376.
مسئلهای که باید حتماً در نظر گرفته شود این است که تاریخ قرارداد اجاره در چه سالی نوشته شده و بر اساس آن تعیین کرد که باید طبق قانون سال 1356 عمل کرد یا مطابق قانون سال 1376، چرا که مفهوم سرقفلی در این دو قانون با یکدیگر تفاوت دارند.
کتاب حق سرقفلی به زبان ساده برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به مطالعه مسائل حقوقی علاقهمند و یا دانشآموختهی رشتهی حقوق هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب حق سرقفلی به زبان ساده میخوانیم:
از معاملات متداول بین تجار و کسبه چیزی است که بر سرقفلی موسوم است و آن فقط در محلهای کسب وتجارت مرسوم میباشد. ضابطه در جواز یا عدم جواز گرفتن آنها اینکه: در همه موارد موجر بعد از انقضاء مدت اجاره حق دارد اجاره بهای بیشتری از مستأجر بخواهد و یا محل را تخلیه کند و مستأجر نمیتواند از پرداخت اجاره اضافی یا تخلیه خودداری کند و تصرف در محل بدون رضای مالک حرام است و (در این مورد) گرفتن آن (سرقفلی) جایز نیست. اما اگر برای مالک حق افزایش اجارهبها و تخلیه محل وجود نداشته باشد و مستأجر حق داشته باشد که محل را - بدون اذن مالک - تخلیه و به دیگری تسلیم کند، گرفتن سرقفلی شرعاً جایز خواهد بود.
بله
















