کتاب خوشبختی آگاهانه مجموعهای از توصیههای شخصی داوود آبکار است که به شما کمک میکند تا باورها و عقاید خود را تغییر دهید و همین امروز به خوشبختی و یک زندگی ایدهآل دست پیدا کنید.
درباره کتاب خوشبختی آگاهانه:
اگر گمان میکنید که با خوشبختی کیلومترها فاصله دارید؛ اگر فکر میکنید خوشبختی در دور دستهاست و هرگز به آن نخواهید رسید؛ اگر به نظرتان بدشانسترین آدم روی این کره خاکی هستید و بدشانس به دنیا آمدهاید و خلاصه اگر از صبح که بیدار میشوید تا آخر شب هر اتفاقی ناراحتتان میکند، بدون شک این کتاب برای شما نوشته شده است.
در دنیای ماشینی امروز و زیر چتر هیاهوی تکنولوژی متأسفانه خیلی چیزها تغییر ماهیت دادهاند و رنگ و بوی دیگری به خود گرفتهاند. در این میان حس خوشبختی که هدف اصلی همه انسانهاست بیشتر دست خوش این تغییرات هزاره سومی شده است.
با توجه به شرایط امروزی خوشبختی برای آدمهای مختلف با دیدگاههای متفاوت تعاریفی گوناگون دارد. در واقع تعریف خوشبختی برای هر انسانی برگرفته از آموختههای ذهنی آن شخص و برخواسته از کمبودهای مالی و معنوی اوست.
خیلی از مردم خوشبختی را در خانهای بزرگ و مجلل، اتومبیلی مدل بالا، درآمد کافی و یک حساب بانکی پر میدانند. اما باید دانست خیلی از کسانی که دارای این اموال هستند همگی خوشبخت نیستند و احساس خوبی از خود و زندگیشان ندارند؛ زیرا به جای زندگی در لحظه حال و لذت بردن از داشتههای موجود، با حسرت چشم به نقطهایی دیگر دوختهاند و امروز خوب و زیبای خود را با یک خیال واهی قربانی فردای نیامده میکنند.
حال درد بزرگتر این است که اگر همین لحظه به آن نقطه به ظاهر بهتر و جدید برسند باز هم در آن نقطه به جای لذت بردن از آن وضعیت جدید ترجیح میدهند که با نگاه کردن به نقطهایی دیگر از زندگی خود را از داشتن حس خوشبختی محروم کنند، بله این بازی مسمومی است که خیلی از مردم تا پایان عمر به آن ادامه میدهند.
کتاب خوشبختی آگاهانه مناسب چه کسانی است؟
این کتاب راهنمای کسانی است که احساس خوشحالی و خوشبختی را دیگر در زندگی خود تجربه نمیکنند.
جملات برگزیده کتاب خوشبختی آگاهانه:
- خوشبخت واقعی کسی که خوشبختی را در خانه دل خود تجربه کند.
- هر کس برای اصلاح خود، خویشتن را به زحمت بیندازد، خوشبخت میشود.
- خواستار سعادت دیگران بودن بزرگترین خوشبختیهاست.
- خوشبختی سراغ کسی میرود که فرصت اندیشه دربارهی بدبختی را ندارد.
- سعادت مانند توپ فوتبال است، وقتی از ما دور میشود دنبال آن میدویم و وقتی میایستد با یک ضربه آن را از خود دور میسازیم.
- خوشبختی یعنی شخص بداند که چه میخواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد.
در بخشی از کتاب خوشبختی آگاهانه میخوانیم:
احساس بدبختی از افکاری سرچشمه میگیرد که خودمان بنابر اتفاقات گذشته به هم میبافیم، بطور مثال: برای اینکه دفعه قبل سفر به فلان شهر یا به همراهی فلان شخص خوش نگذشت بطور قطع این بار هم به همین منوال خواهد بود. متأسفانه ما در ساختن این توهمات استادیم.
با زندگی در گذشته و حسرت خوردن از آن و با نیم نگاهی به آینده و تزریق ترس به خودمان، هیولایی برای خود خلق کردهایم بنام بدبختی که در اصل وجود خارجی ندارد. این هیولا فقط یک سایه، خیال و توهم است.
این احساس را ما خودمان برای خود ساختهایم با باور افکاری که واقعی نیستند. خوب طبیعی است با باور افکار غیرواقعی یک هیولای غیرواقعی هم ساختهایم و اینک در توهمی گرفتار شدهایم که به هیچوجه واقعیت ندارد، هرچقدر خوشبختی واقعیت دارد و همه جا جاری میباشد به همان نسبت بدبختی واقعیت ندارد.
هزاران دلیل برای خوشبختی وجود دارد مثل وجود خداوند، سلامتی، عشق و محبت و دوست داشتن عزیزانی که آنها هم شما را دوست دارند، حتی دوست داشتن کسانی که شما را دوست ندارند و اما یک دلیل برای داشتن احساس بدبختی وجود ندارد. همیشه یک دلیل برای خوشبخت بودن هست، حتی زمانی که فکر میکنید همه چیز از دست رفته است.
بله
















