افرا مهرائی صدق در کتاب در دفتر پرستاری چه میگذرد؟ خاطرات و تجارب گرانمایه سی سالهی خود را در رشتهی پرستاری به تصویر کشیده است.
آنچه نویسنده در مقدمه کتاب میگوید:
من افرا مهرائی کارشناس ارشد پرستاری هستم. بعد از سی سال خدمت در رشتهی شریف پرستاری که بیست سال از آن را به عنوان مدیر خدمات پرستاری بودهام و به تازگی بازنشسته شدهام. از زمانی که به خاطر دارم وقایع و لحظات مهم زندگیام را یادداشت نمودهام که متاسفانه بعضی از آنها برحسب اتفاقاتی از بین رفتهاند.
من به مدت بیست سال در یک موقعیت مشترک یعنی رشته پرستاری و رشته مدیریت تجربه اندوختم. اگرچه روال عادی سازمانهای دولتی دور انداختن تجارب مدیر قبلی است ولی من از نظر اخلاقی موظف به ادای دین خود به سیستم درمانی کشور هستم. به همین دلیل تجربیات خودم را با نوشتن این کتاب در اختیار علاقهمندان و صاحبان شغل شریف پرستاری قرار دادهام.
شما با خواندن این کتاب ضمن آشنایی کلی با بیمارستان و نحوهی مدیریت آن، با چالشهای دفتر پرستاری و نیز نحوه برخورد با مشکلات آشنا خواهید شد. شاید این نوشتار بتواند از محیط کاری بیمارستان و روابط درون آن درک خوبی به شما بدهد و ماهیت کار پرستاران بیشتر از سایر مشاغل آشکار شود.
اغلب مطالب در شرایط روحی و روانی پراسترس نوشته شده است. در واقع زمانی که در هجوم افکار و اتفاقات روزمره بودم، با نگارش خاطرات و وقایع به نوعی نوشتار درمانی کردهام. نوشتار درمانی یکی از راههای کاهش استرس و تحلیل محیط محسوب میشود که در آن فرد قلم را روی کاغذ میگذارد و آنقدر مینویسد تا به یک نتیجه نهایی دست یابد و در اوج استرس و فشار به تعادل روحی نسبی برسد. گاهی سمتوسوی کلی نوشتهها تمایل به منفینگری دارد که علت آن نیز شرایط نامساعدی بود که در آن لحظات مشغول نوشتن بودهام.
کتاب در دفتر پرستاری چه میگذرد؟ برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب را به افرادی که در رشتهی پرستاری مشغول به تحصیل هستند و یا کسانی که تمایل به فعالیت در زمینهی مدیریت پرستاری را دارند، توصیه میشود.
کتاب در دفتر پرستاری چه میگذرد؟ که سبکی نو در ارائه تجربیات شغلی است، میتواند راهنمای خوبی برای پرستاران و کادر درمانی و حتی عموم مردم باشد. خواندن مطالب غنی این اثر میتواند لحظات خوشی را برایتان رقم بزند و تجربیات مفیدی را برایتان بازگو کند.
در بخشی از کتاب در دفتر پرستاری چه میگذرد؟ میخوانیم:
خاطره اول: سه نفر از وزارت برای بازدید مراکز آمدند. بازدید آنها در یکی از روزهای تعطیل سال نو بود. اتفاقاً آن روز صبح برای تبریک سال نو به پرسنل کشیک، در بیمارستان حضور داشتم. بعد از چند روز آنها در جلسه مدیران خدمات پرستاری استان بهعنوان مهمان حضور یافتند. طبق برنامه آنها باید بعد از اتمام جلسه با معاون درمان، در جلسه مدیران خدمات پرستاری حضور مییافتند، اما ملاقات آنها به طول انجامید و همه بیش از یک ساعت منتظر آنها نشستند. با شروع جلسه از مدعوین خواستند مشکلات خود را طرح نمایند و یادداشتهایی برداشتند. سپس یکی از وزارتیها سخنرانی از پیش آماده شدهای را ارائه کرد و نویدهایی برای حل مشکلات داد و به سؤالات نیز پاسخ داده شد.
سؤال من از آنها در مورد هدف از بازدید بود. زیرا متوجه شدم آنها در هنگام بازدید از بیمارستان ما یادداشت برداری نکردند، چک لیست نداشتند، مستنداتی هم همراه نداشتند، حتی از ما یک برگ کاغذ برای یادداشت نقطه نظرات نخواستند و نگفتند مشکلات خود را بنویسید و تحویل دهید. آنها پاسخی غیر مرتبط به سؤال من دادند و فقط در لابهلای جملاتشان گفتند که ما در ذهنمان یک چک لیست داریم که طبق آن بازدید را انجام میدهیم.
بله

















