کتاب نقش معنای زندگی در رهایی از احساس تنهایی به قلم رقیه حاجی رستملو راهنمایی تاثیرگذار برای شناخت معنا و مفهوم زندگی و نقش داشتن آن در تنهایی انسان است و به شما در رهایی از احساس انزوا و تنهایی کمک میکند.
احساس تنهایی از برآورد شناختی انسان درباره کیفیت و کمیت روابط عاطفی و اجتماعی خویش ناشی میشود و تجربهی ذهنی مخرب و ناخوشایندی محسوب میشود. این موضوع مسالهای بسیار مهم است که بیتوجهی به آن میتواند اثرات مخربی را برای فرد و جامعه در پی داشته باشد. مطالعات متعدد نشان داده است که احساس تنهایی آثار جدی در روابط اجتماعی و فردی جوانان دارد.
این احساس، تجربهای ناخوشایند در زندگی محسوب میشود که در آن فرد فکر میکند متمایز از دیگران است و با طیف گستردهای از آسیبهای روانشناختی از جمله اضطراب، عصبانیت، افسردگی و... مواجه میشود که حتی احتمال دارد منجر به خودکشی شود. احساس تنهایی، احساسی درونی و حالتی است که ممکن است با واقعیت دنیای بیرون یکی نباشد بلکه مسبب آن ارزیابی فرد از روابط اجتماعی خود و مقایسه وضعیت فعلیاش با وضعیت مطلوب و آرمانی خویش است و این مقایسه و نحوه ادراک باعث بروز تنهایی و انزوا شده و در نتیجه انسان رفتارهایی نظیر اجتناب از تماس با دیگران را از خود نشان میدهد.
احساس تنهایی، مجموعهای پیچیده از عواطف، ارزیابیها، آشفتگیها و تجربه هیجانات منفی است که از کمبودهای ادراک شده فردی در روابط خصوصی و اجتماعی ناشی میشود. تجربه تنهایی مسالهای جهانی است که همه انسانها کم و بیش آن را تجربه کردهاند.
شیوع بالای تنهایی میتواند از تغییرات رشدی و اجتماعی در طول سالهای نوجوانی سرچشمه بگیرد. رشد فیزیکی و شناختی، اختلال در مفهوم خود شناسی، نیاز به تشخیص و استقلال در جوانان، میتواند باعث بروز احساس تنهایی شود. از طرفی ویژگیهای شخصیتی مانند کمرویی، مهارتهای اجتماعی بد، انتظارات اشتباه در مورد روابط اجتماعی و نارضایتی فرد از روابط اجتماعیاش میتواند باعث بروز احساس تنهایی شود.
از آن جایی که نظام ارزشی هر جامعه متفاوت است و شناخت مبانی ارزشی، محوریترین اعتقادات فرد را تشکیل میدهد، لذا ضرورت انکار ناپذیر جست و جو و واکاوی معنای زندگی بیش از پیش خود را در جوامع نشان میدهد.
کتاب «نقش معنای زندگی در رهایی از احساس تنهایی» در 9 فصل به واکاوی موضوع تنهایی و این که این احساس از کجا نشات میگیرد، چرا در جوامع امروزی شیوع بالایی پیدا کرده و عواقب این احساسات چیست میپردازد و در این بین اندیشه و دیدگاههای تعدادی از فیلسوفان و اندیشمندان بزرگ دنیا در باب این موضوع نیز ضمیمه کتاب شده است.
خواندن کتاب نقش معنای زندگی در رهایی از احساس تنهایی به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب برای کسانی که احساس تنهایی و انزوا میکنند و یا در زندگی با خلأ روحی و عاطفی مواجه هستند و همچنین علاقهمندان به کتابهای روانشناسی و فلسفه توصیه میشود.
در بخشی از کتاب نقش معنای زندگی در رهایی از احساس تنهایی میخوانیم:
در ادبیات کلمه" احساس تنهایی" ساخته شده است تا درد و رنج ناشی از تنها زیستن را برساند. کلمه" تنهایی" ساخته شده است تا شکوه و زیبایی تنها بودن را نشان دهد. بسیاری از افراد برجسته در زمان خلوت با خود میتوانند به بصیرتهایشان برسند.
تفاوت کوچک اما قابل توجهی میان تنها بودن و تنهایی وجود دارد و این دو مقوله نباید با هم آمیخته شوند. تنها بودن یعنی خودتان بودن؛ ممکن است زمانیکه فرد تنها است احساس تنهایی نداشته باشد. تنها شرط مهم برای تنها بودن این است که کسی کنار فرد نباشد اما احساس تنهایی زمانی است که وی از تنهایی رنج ببرد و بخواهد با افراد ارتباط اجتماعی داشته باشد ولی توانایی ایجاد آن را نداشته باشد، در این صورت ممکن است زمانی که فرد تنها است احساس تنهایی کند و حتی ممکن است زمانی که تنها هم نیست باز احساس تنهایی بکند.
افراد بسیاری هستند که عنوان میکنند حتی زمانی که در جمع هستند و با افرادی احاطه شدهاند، احساس تنهایی میکنند. تارک دنیاها، راهبهها و دیگر افراد مذهبی وقت خود را صرف تفکر و صحبت با خدا میکنند. تنهایی بخش مهم و جدایی ناپذیر زندگی آنان میباشد. به عبارت دیگر تنهایی به معنی تنها بودن نیست. افراد میتوانند از تنها بودن خود لذت ببرند، همچنین امکان دارد به رغم حضور دیگران در دورو برشان احساس تنهایی بکنند.
تنهایی و تنها بودن با یکدیگر رابطه دارند. با اینکه این امکان وجود دارد که افراد با آدمیان زیادی تماس دائمی و منظم داشته باشند ولی در عین حال از لحاظ عاطفی، احساس تنهایی بکنند، لیکن غلبه بر احساس تنهایی بدون تماس منظم با دیگران کار دشواری است. افراد تنها احساس ناراحتی میکنند زیرا معتقدند که تنهایی آنها ناشی از ضعفهای خودشان است که نمیتوانند آنها را کنترل کنند.
بنابراین میتوان در میان انبوه جمعیت احساس تنهایی کرد. زمانی که در روابط اجتماعی دلخواه و موجود فرد، ناهمخوانی وجود داشته باشد وی احساس تنهایی میکند. تنهایی تجربهای ذهنی است که متاثر از ارزیابیهایی وی است، وقتی انتظارات فرد از روابط اجتماعیاش برآورده نمیشود، این ذهنیت به وجود میآید. بر این اساس و با توجه به تفسیرهایی که افراد از تجربه تنهایی خود میکنند میتوان به ذهنی بودن تنهایی پی برد.
بله


















متاسفانه با خوندن ۴۰ صفحه از کتاب از خوندنش پشیمون شدم. نحوه نگارش کتاب از یک کتاب ترجمه هم ضعیف تر هست. از نویسنده ایرانی انتظار میره کتاب فارسی رو روان تر و واضح تر بنویسن تا راحت تر مطلب انتقال داده بشه.
البته شایدم کتاب هست نتیجه ترجمه مقالههای متفاوت برای همین بی کیفیته.
من تصمیم گرفتم تیترها و عناوین رو بخونم و کتاب رو بذارم کنار