کتاب فرهنگ موضوعی آثار چاپی عزیزالدین نسفی نوشتهی بهاره فرخ آشتیانی به بررسی آثار این عارف بزرگ میپردازد و موضوعات آنها را استخراج میکند. این کتاب مرجع برای علاقهمندان به عرفان و تصوف بسیار سودمند خواهد بود.
معرفی کتاب فرهنگ موضوعی آثار چاپی عزیزالدین نسفی:
تصوّف و عرفان یکی از نمودهای اصیل طبع لطیف، ذوق سلیم، عظمت فکر، سعهی صدر، علو همّت و فرهنگ اصیل مسلمانان، بهویژه ایرانیان است، که نشانههای آن در گنجینههای منظوم و منثور برجای مانده از متصوّفه دیده میشود.
عرفان و تصوّف در طول قرون و اعصار دستخوش تحوّلات و تغییراتی گشته است، و تصانیف عرفانی نیز با توجّه به عصر، محیط تولّد و پرورش مصنّف، سلسلهی مراد و مریدی و اندیشههای وی به روشهای مختلف پرداخته شدهاند.
در دورههای نخستین حیات تصوّف، صوفیه - جز چند مورد استثنایی- در آثار و مصنّفات خویش بیشتر به تبلیغ مبانی اعتقادی و احکام و وظایف عملی عرفان، بیان شرح احوال و اقوال و مقامات و کرامات مشایخ، و تشویق سالکان و مبتدیان به تزکیه و تصفیهی نفس با ریاضت و مجاهده میپرداختند.
از اواخر سدهی ششم به بعد، اصطلاحات و تعبیرات فلاسفه و متکلّمان و مسائل فلسفی، مانند: وجود و حقیقت و ذات خداوند، صفات و افعال او، حقیقت انسان، حقیقت عالم، معاد و... وارد آثار صوفیه شد.
عزیز نسفی را میتوان (بنابر نظر استاد زرّینکوب) از پیشروان طریقهی تحقیق علمی در مسائل مربوط به عقاید و مخصوصا تصوّف به شمار آورد، زیرا این عارف وارسته با وجود انتساب به طریقهی کبرویه نوعی سعهی مشرب و تسامح فکری نشان میدهد که بهندرت در میان سلاسل صوفیه دیده میشود.
نسفی با وجود تصنیفات فراوان و ارزنده و مرتبهی والایی که در علم و عرفان دارد همچنان گمنام مانده است و آنچه تذکرهنویسان در آثار خود دربارهی شرح احوال وی آوردهاند یا بسیار مختصر است، یا افسانهسرایی و خیالپردازیای بیش نیست. با این اوصاف کتاب فرهنگ موضوعی آثار چاپی عزیزالدین نسفی تلاش قابل تحسینی است که بهاره فرخ آشتیانی صورت داده است و با این نویسنده با وجود منابع و اطلاعات اندکی در دسترس داشته است تمام سعی خود را میکند تا به آثار این عارف بپردازد.
عزیزالدین نسفی را بیشتر بشناسیم:
عزیزالدّین یا عزیز بن محمّد نسفی در اوایل قرن 7 (ه. ق) در شهر نسف (نخشب) به دنیا آمد. شهر نسف در ایالت «سغد» قرار داشت، که امروزه «قرشی» خوانده میشود. وی در دورهی حیات خویش چندین بار هجرت کرد. نخستین بار از نسف به بخارا رفت و در آن جا به تکمیل معلومات خویش در زمینهی حکمت و فلسفه پرداخت، و در علم طب نیز تبحّر کامل یافت. از آثار نسفی برمیآید که این عارف وارسته، هم با مبانی فلسفه به خوبی آشنا بوده، و هم به درمان بیماران میپرداخته است. کی از وقایع مهم و سرنوشتساز زندگی عزیز نسفی، آشنایی وی با شیخ سعدالدّین محمّد بن مؤیّد بن محمّد بن حمویه (متوفّی به سال 650 یا 658 ه. ق)، از عارفان قرن ششم و نیمه اوّل قرن هفتم هجری است. نسفی بین سالهای 641 تا 649 (ه. ق) به حضور سعدالدّین حمویه رسید. گویا بهکمک او با تصوّف مأنوس شد، و به سیر و سلوک رویآورد.
از میان آثار این شحصیت برجسته و عارف بزرگ میتوان به مواردی مانند کشفالحقایق، الانسان الکامل، منازل السائرین و... اشاره کرد.
در بخشی از کتاب فرهنگ موضوعی آثار چاپی عزیزالدین نسفی میخوانیم:
در سدهی هفتم اندیشههای عرفانی جنبهی فلسفی و کلامی یافت و عمق و وسعت بیشتری پیداکرد. در این دوره، دو مشرب عرفانی وجود داشت: یکی مشرب عرفانی کبرویه که پیروان شیخ نجمالدّین احمد بن محمّد بن عبدالله خیوقی، معروف به شیخکبری یا نجمالدّین کبرا، بودند و مبانی عرفانی را بر محور شریعت تفسیر میکردند و در شرق ایران ساکن بودند؛ دیگر مشرب فکری پیروان محیالدّین بن عربی که در غرب بلاد اسلامی (اندلس) بودند و به تأویل و باطن توجه داشتند و بیشتر اعتقاداتشان به عقاید شیعه نزدیک بود. در قرن هفتم، پیروان این دو مکتب به سوی مرکز ایران آمدند و از تلاقی این دو جریان، مشرب فکری نوی پدید آمد که، سعدالدّین حمویه پیشرو این شیوهی فکری محسوب میشد و پس از وی عزیزالدّین نسفی و ابوالمفاخر یحیی باخرزی-که از مشایخ کبرویّه به شمار میروند- بین تعالیم شیخکبری و محیالدّین عربی پیوند برقرار کردند.
هانری کُوربن مشرب فکری سعدالدّین حمویه و نسفی را «تصوّف شیعی» یا تصوّفی که با تشیّع واقعی آشنا بود، نام مینهد و اعتقاد دارد این همان راهی است که بعد از وی سیّد حیدر آملی، میرداماد و ملاصدرا شیرازی آن را ادامه دادند. از ویژگیهای این شیوهی فکری آن است که، عروج قلبی - روحانی را با ترتیب دقیق فلسفی تشریح و تفسیر میکند.
دربارهی عزیزالدّین نسفی گاهی اوقات چنین تصوّری پیش میآید، که شاید او در برخی از دیدگاههای خویش از اسماعیلیه تأثیر پذیرفته باشد. در کشفالحقایق برخی از آرای وی رنگ و بوی اسماعیلی دارد، بهویژه دربارهی ارتباط صاحب شریعت و قائم قیامت.
از نظر لندلت این که اسماعیلیان بدخشان یکی از آثار نسفی به نام زبدهالحقایق را اثری اسماعیلی دانستهاند، سبب میگردد که در این موضوع، یعنی تشابه آرای نسفی با برخی از عقاید اسماعیلیه بیشتر تأمّل شود. آرایی که وی دربارهی معاد و تعبیرهایی که در باب دوزخ، بهشت عذاب، راحت و... در روز قیامت مطرح میسازد، این تصوّر را که او اسماعیلی بوده است، یا به شدّت به آنها گرایش داشته تقویت میکند.
بله

















یک ابر انسان بودن ایشون قدر خود و ایشان را بسیار بدانید