کتاب آئینهای عصر سیاه مغول - جلد اول نوشتهی رویا مدیری، ابتدا اوضاع سیاسی و اجتماعی حکومت چنگیزخان را مورد بحث و بررسی قرار داده است سپس شرح کوتاهی از آثار و زندگی علاءالدین عطاملک جوینی ارائه میدهد.
علاءالدین عطاملک جوینی، فرزند بهاءالدین و برادر شمسالدین محمد بود و اجدادش همه از دبیران و نویسندگان خردمند شمرده میشدند.
عطاملک به اقتضای مسئولیتهایی که بر عهده داشت، به بلاد قلمرو مغول از جمله مغولستان، ایغور، ترکستان و خراسان مسافرتها کرد. در ضمن همین سفرها بود که عطاملک نسبت به احوال مغول اطلاع کافی یافت. اطلاعات مربوط به دورهی چنگیز را از معمرین مغول شنید و به ثبت و ضبط آنها پرداخت و ظاهراً از مآخذ و اسناد کتبی آنها استفاده کرد تا بتواند مقدمات تدوین کتابی جامع را در تاریخ مغولان فراهم آورد.
اطلاعات مندرج در تاریخ جهانگشای دربارهی مغولان از قبیل: تاریخ قوم ایغور، قراختائیان، خوارزمشاهیان و فتوحات چنگیز در هیچ کتاب دیگری به دست نمیآید و همهی کسانی که بعد از جوینی تاریخ این وقایع را نقل کردهاند، به تصریح یا بدون تصریح مطالب خود را از تاریخ جهانگشای گرفتهاند و همین برای نشان دادن اهمیت کتاب مذکور در حوزهی مباحث و تحقیقات تاریخی کافی است.
علاوه بر این، کتاب تاریخ جهانگشای مجموعهای ارزشمند از فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی و حاوی نکات برجستهای در حوزهی مسائل سیاسی و اجتماعی است. تحلیلهای سیاسی و اجتماعی جوینی در ضمن بیان وقایع، اهمیت فراوان دارد. همچنین آشنایی با تاریخ و فرهنگ و روحیات و آداب و رسوم مغولان نیز از دیگر فواید این کتاب است.
در بخشی از کتاب آئینهای عصر سیاه مغول - جلد اول میخوانیم:
رفتار مغولان با مردم منطقهی تصرف شده از نحوهی نبرد آنان بیشتر زیان وارد میآورد. بیتردیدد همین رفتار بود که نخست موجب ویرانی مناطق وسیع شد و این ویرانی برای ایلخانان در دورانهای بعد ایجاد شکلات فراوانی کرد، خواه انتقامجویی برای قتل سفرا و یا از بین بردن امکان هر نوع شورشی در پشت سر فاتحان موجب این ویرانی شده بود، اما به هر حال سنگدلی مغولان نفرت جهانیان - و حتی مردم مشرق زمین که سرد و گرم روزگار را چشیده بودند - برانگیخت.
چون مغولان بر شهری دست مییافتند، ساکنان آن شهر را مجبور میکردند، که برج و بارو را ترک کنند و در خارج شهر در محلی گرد آیند. در آن جا مردم را از روی جنسیت و سنشان تقسیم بندی میکردند و از میان مردان استادکاران (اُرد) و آنان را که مهارتی دیگر داشتند (از جمله کشاورزان) به عنوان «غنیمت» خاص فرمانروا جدا میکردند و این مردان «در مشرق» در خدمت خان مغول درآمدند. مأموران دستگاه کشوری نیز گاه گاه دوباره به کار گمارده میشدند. سرنوشتی فلاکت بار در انتظار سایر مردم بود: آنان را – پس از افشاء محل داراییشان - سنگدلانه میکشتند و نعش آنها را طعمهی حیوانات میکردند. یکی دیگر از امکانات این بود که آنها را برای انجام مقاصد جنگی به کار میگماردند به ندرت پیش آمده است، که مغولان به راندن مردم از شهر اکتفاء کرده باشند. زنان و کودکان را ظاهراً به بردگی میکشیدند اما در واقع آنان نیز اغلب به دست مغولان سنگدل جان میسپردند.
بله

















