علی ضیاء در کتاب سیگنالهای الکترونیکی در عرصههای نظامی: با تاکید بر تجربیات دفاع مقدس سعی نموده تا سوابق و اقدامات کلی در ارتباط با چگونگی فعالیت جمعآوری و کاربرد اطلاعات سیگنالی را از دید علمی بررسی و کاربرد آن را در جنگهای اخیر تشریح کند. مطالب کتاب بر مبنای اتفاقات روز جامعه جهانی بررسی و مکتوب شده است.
دولت ایران پس از خریداری تجهیزات نظامی پیشرفته (هواپیماها و ناوچهها و ادوات زرهی) به پیشنهاد دولت آمریکا اقدام به تأمین تجهیزاتی برای جمعآوری اطلاعات از کشورهای منطقه نموده و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا سازماندهی، آموزش و تجهیز نیروی هوایی ایران را تحت پروژه آیبکس بر عهده گرفتند. این پروژه در زمان خود از طبقهبندی بالایی برخوردار بوده و همواره سعی میشد تا از درج مطالبی در این رابطه خودداری شود ولی با گسترش علم الکترونیک و شبکههای مخابراتی و مجازی که روزانه دنیایی از اطلاعات محیط پیرامونی را اشاعه میدهد باعث گردیده که علم جمعآوری در جهان گسترش و به اطلاع محققین ذی ربط برسد.
واضح است که پرداختن به امور جمعآوری اطلاعات سیگنالی، توان جنگ اطلاعات در راستای افزایش قدرت سیاسی و نظامی را افزایش و بهترین تکیهگاه جهت دستیابی به قابلیتهای نهفتهای میباشد که مورد توجه طراحان، برنامهریزان سیاست کاری در سامانههای قدرت جنگ اطلاعات، فرماندهان و سیاست گذاران نظامی است.
در بخشی از کتاب سیگنالهای الکترونیکی در عرصههای نظامی: با تاکید بر تجربیات دفاع مقدس میخوانیم:
کودتای 28 مرداد انگلیسی و آمریکایی سال 1332 هجری شمسی میتواند نقطه عطف و عزیمت این جریان باشد. امروزه دیگر کسی در نقش مستقیم انگلیس و آمریکا در کودتای 28 مرداد تردیدی روا نمیدارد. کرمیت روزولت عامل اصلی کودتا صراحتا به نقش خود، آمریکاییها و انگلیس در کودتای 28 مرداد 32 اعتراف دارد. بدین ترتیب باید سازمان سیا و اینتلجنس سروس را طراح و مجری اصلی کودتای 28 مرداد 1332 دانست که با همراهی عوامل ایرانی، دربار و وابستگان به محافل خارجی در ایران، دولت در حال احتضار مصدق را به سقوط کشانیدند و چنانکه دلخواهشان بود، مهرههای سر به راهی جایگزین آن ساختند تا هر آن چه را که میخواهند در فضای سیاسی مطلوب و بدون مشکل کسب کنند.
کودتای 28 مرداد 1332 اهداف کوتاه مدت و بلند مدتی برای آمریکا و سپس انگلیس دنبال میکرد. آئیترین هدف کرد تا از میان برداشتن دولت مصدق بود که بر سر راه نفوذ آنان مشکل آفرینی کرده بود. با نیل به این مقصود، هدف مهم تر تسلط دوباره بر سر پلهای نفتی ایران، در انتظار آنان بود در این میان آمریکا بیش از انگلیس سود برد که تا هنگام به طور جدی از عایدات سرشار نفت ایران بهره مند نشده بود، ضمن اینکه در طی این کودتا کشور انگلیس هم بخش عمدهای از منافع از تف داده را بار دیگر صاحب شد، عقد قرارداد کنسرسیوم نفت در دوره نخست وزیری سپهبد زاهدی، سرآغاز نیل به این هدف استراتژیک اقتصادی و سیاسی بود، اما هدف آمریکا صرفا کسب عایدات و منافع نبود، این بار آنان به جد بر آن بودند تا به عنوان تنها قدرت برتر خارجی در ایران نفوذ کرده، جای پایی استراتژیک که هدف دائمی و بلندمدت آنان را دنبال کند، به دست آوردند. بدین ترتیب هر چه از کودتا میگذشت، نفوذ و قدرت آمریکا در ایران پررنگتر میشد تا جایی که طی یک دهه آتی، این کشور بر بسیاری از اهداف اقتصادی سیاسی و فرهنگی مورد نظر در ایران دست یافته بود و به سرعت در حال تثبیت موقعیت بلامنازع خود در ایران بود به دلیل مرزهای طولانی ایران با شوروی سوسیالیستی. در آن روزگار رقیبی جدی برای آمریکا محسوب میشد، سیاستگزاران این کشور به گسترانیدن هر چه بیشتر حوزههای نفوذ خود در ایران احساس نیاز تمام نشدنی داشتند.
بله


















