کتاب رهبری اثربخش: چرا مدارس بدون آن نمیتوانند بهبود یابند به قلم حیدر تورانی، مدل مفهومی رهبری اثربخش را در مدرسه مورد مطالعه قرار داده، سپس تواناییها، شایستگیها و قابلیتهای مورد نیاز آن را شرح میدهد.
بین مشاغل بسیاری که در حوزههای مختلف وجود دارد، مدیریت و رهبری مدرسه در گروه مشاغل دشوار و پرمسئولیت قرار دارد. کسانی که این مسئولیت را بر عهده دارند اغلب در ابتدای مسیر به این سختی و دشواری توجه چندانی ندارند. مدیریت مدرسه همچون شنا کردن در خلاف جهت آب است و از این رو میطلبد تا افرادی با انگیزه، توانمند و با اعتماد به نفس عهدهدار آن شوند. چرا که شنا کردن در جهت آب از ماهی مرده هم برمیآید. زمانی که همه چیز فراهم باشد مدیریت، آنچنان هم کار سخت و طاقتفرسایی نخواهد بود.
اگر شما بتوانید با حداقل سرمایهگذاری در ورودیهای سیستم مدرسه، نگاه و تصویر بزرگ، انگاره و نگرش مثبت، توسعه اعتماد جمعی و مواردی از این قبیل را ایجاد کنید، به طوری که ذینفعان از عملکرد شما و بازدهی آن رضایت داشته باشند میتوانید بگویید که کار بزرگی انجام دادهاید.
در بخشی از کتاب رهبری اثربخش میخوانیم:
رفتار شهروندی سازمانی، همانند اعتماد جمعی، هنگامی عملکرد بهتری دارد که تبدیل به یک هنجار درون گروهی و
درون سازمانی بشود. همانند سایر هنجارهای گروه، این امری زمان بر و نیازمند پرورش است. یک مجموعه از عوامل
زمینهای مشابه، تسهیل کننده و ایجادکننده رفتار شهروندی سازمانی و اعتماد جمعی هستند.
این عوامل شامل زمینه های محیطی مدرسه، جامعه در تمامی سطوحش، مورد توجه قرار دادن مدرسه از لحاظ تاریخچه، جایگاه معلمان، مدیران، دانش آموزان و والدین هستند. تاریخچه و جو مدرسه به خودی خود بر شهروندی سازمانی تأثیرگذارند، هنجارها، اعتقادات و نگرشهای گروههای دارای نقشهای متنوع درون مدرسه نیز این گونهاند.
رفتار تحولی و قابل اعتماد بودن مدیر به احتمال زیاد موجب رفتار شهروندی سازمانی معلمان میشود. البته مدیران باید بهترین شهروند سازمان و متعهد به مدرسه و در همه جا الگو باشند. البته شیوه بسیار حیاتی دیگری که مدیران میتوانند از طریق آن فرهنگ مدرسه، که شهروندی سازمانی نیز جزئی از آن است را تحت تأثیر قرار دهند، دقت فوق العاده زیاد در گزینش معلمان جدید است.
تمام ویژگیها و شرایط مدارس موفق به وسیله تمایلات، صلاحیت و تعهد معلمان به کار مدرسه تحت تأثیر قرار میگیرند. تجربه نشان میدهد که فرایند گزینش معلم معمولاً به خوبی انجام نمیشود و تصمیات استخدامی اغلب کم مایه و براساس شواهد موثق اندک است. به ندرت از معلمان خواسته میشود تا مهارتهای تدریسشان را نشان دهند، مصاحبهها سرسری است، بررسی توصیه نامهها کمی بیش از یک راستی آزمایی از طریق ضربان قلب است. هنوز از طریق گزینش معلمان جدید است که مدیران میتوانند نفوذ شگرفی بر آینده یک مدرسه داشته باشند.
بله

















