علی اصغر طائی در کتاب آیین مغان، به صورت موشکافانه و دقیق، موضوعاتی در زمینهی مغ، مغشناسی و آیین مغان را مورد بررسی قرار میدهد.
طایفهی مغان جزو یکی از شش طوایف مادها محسوب میشد که مسئولیت روحانیت را برعهده داشت. آنها حتی در حکومت مادها هم وظیفهی روحانیت را به عهده داشتند. تعدادی از مورخین آنان را مانند زُروانیسم میدانستند. دین آنان از ثنویت تقلید میکرد و خدای خیر و شر بر یزدانهای کوچک ارجعیت داشت و او را میپرستیدند. وقتی سلسههای پارسی روی کار آمدند آنها برای رسیدن به قدرت دینی و حکومت پادشاهی تلاش زیادی میکردند.
هنگامیکه دین زرتشت تحت حمایت سلسه هخامنشیان درآمد، طایفه مغان اولین گروهی بودند که برای از دست ندادن نفوذ خود در دربار پادشاهان به دین زرتشت پیوستند؛ به صورتیکه بعضی از مورخان آنها را زرتشتی میدانستند. اما طایفه مغان هیچوقت با زرتشتیان توافق نداشتند و در نهایت کتاب خود، وندیداد را نسک پنجم اوستا وضع کردند.
همواره تاریخ برای انسان جذاب است و جای کنکاش دارد؛ زیرا که آیینهی تمامنمای آینده هم میتواند باشد و انسانها از آن درسهای بزرگی را میتوانند فرا گیرند.
این مجموعه منابع مختلف دست اول و غیره و ذکر مآخذ مربوطه کتاب وندیداد را به صورت فشرده ارائه میدهد. همچنین از حکایات مورخین یونانی، رومی، اروپایی مخصوصا آنان که در چند سده قبل از میلاد زندگی میکردهاند و با مغان هم عصر بودهاند؛ استفاده شده است.
در بخشی از کتاب آیین مغان میخوانیم:
تاریخ قدیم ایران به دورههای مادی، دوره اول پارسی، دوره مقدماتی و سلوکی و دوره دوم پارسی تقسیم شده است.
طبق روایت هرودوت: مادها در عهد قدیم مشهور به (آریان) بودند و بعدها خود را ماد نامیدند. این اقوام از قرن هشتم تا پایان قرن هفتم ق.م اقدام به تأسیس دولتی نمودند که از شمال به رود ارس، از شرق به دریای خزر، از غرب به کوههای زاگرس و از جنوب به کویر تا اصفهان محدود میگشت. در این رابطه محدوده مادها در سه بخش، ماد کوچک شامل آذربایجان (آتروپان)، ماد بزرگ شامل کردستان و نواحی مرکزی ایران و ماداگیانا شامل ولایات ری و اطراف آن تقسیم میشد. این بخشها بعداً در اراضی به عنوان ماد متحد تجمع نموده و اقوام متنوعی به نام قبایل گوتیان و لولوییان را تشکیل دادند. قبایل کوچکتری در کرانه دریای خزر (کاسپی) و نیمه سفلای دره قزل اوزون و نقاط شمالتر آن حکومتهای کوچک وجود داشتند که از طایفه پیلها، کادوسیان و کاسپیان بودند.
قبایل نیمه صحرانشین، ساگاریتان و مرداها نیز در محدوده مادها قرار داشتند. مناطق علیای دره قزل اوزون به سمت شرق تا دشت کویر را سرزمین مادها میخواندند در سرزمینهای شرق ماد عنصر زبان ایرانی رایجتر بود، لیکن در جنوب، نقش اقوام عیلامی و آلپی پررنگتر بود. در مناطق شمالی بین ارس و ارومیه خصوصاً در غرب دریاچه ارومیه اقوام هوریانی و اورارتو سکونت داشتند. عاملی که موجب اتحاد قبایل ماد میشد ایرانی بودن آنان بود.
بله

















