کتاب از چاه به راه به قلم روزبه پیروز، با نگاهی به تحولات اقتصادی جهان به تجربه کشورهایی میپردازد که توانستهاند با تجدید نظر در روش اقتصادی خود، وضعیت معیشت مردمشان را متحول کنند.
مسئله ملی ایران این است که چرا این کشور به اندازه ظرفیتهای فوقالعادهاش به جایگاه واقعی خود در اقتصاد نرسیده و همچنان با بهرهوری اندک، بیکاری، ناکارآمدی، اختلال و تبعیض رو به رو است. این کتاب با بررسی تحولات معاصر نتیجه میگیرد ریشه این ناکارآمدی، انحصار عمیق دولت در اقتصاد و سیطره تفکر دولتی است.
درباره اقتصاد ایران تا به امروز مطالب زیادی گفته و نوشته شده و درباره آن نقدهای فراوانی مطرح شده است. منتقدان با استناد به آمار و ارقام معتقدند اقتصاد ایران در این سالها سیر صعودی نداشته است و در مقایسه با اقتصاد بسیاری از کشورهای در حال توسعه که در سالهای اخیر توانستند پیشرفتهای اقتصادی چشمگیری را تجربه کنند، عقب مانده است. کشورهایی که در گذشتهای نه چندان دور وضعیتی بهتر از ایران نداشتند.
روزبه پیروز در این کتاب در پی یافتن پاسخی برای پرسشهای زیر است:
چرا در ایران مفاسد کلان اقتصادی زیاد است؟ چرا در کشوری که بر اساس تعالیم اسلامی مسلمانان موظف به درستکاری و پاکدستی و رعایت حقالناس هستند، وضعیت فساد نامطلوب است. چرا علیرغم وجود گزینشها و سختگیری و دقت در احراز سمتها و تدابیر امنیتی فراوان از سوی نهادهای امنیتی و حراستی و نظارتی و تعزیرات و بازرسیهای متعدد در ایران و دستگیری و اعدام مفسدان و اخلالگران، تعداد پروندههای اقتصادی و ارقام آنها چشمگیر است؟ و...
روبه پیروز در این کتاب درباره اینکه ریشه نابسامانی وضعیت اقتصادی ایران چیست نیز تحقیق میکند. بسیاری از کارشناسان و مسئولان معتقدند که علت این نابسامانی داخلی است، اگرچه منکر نقش تحریمهای خارجی نیستند. برای رسیدن به این پاسخ لازم است ابتدا نگاهی به تاریخچه تحولات اقتصادی در دنیا و سپس ایران معاصر انداخت و سپس با بهرهگیری از تجربههای جهانی و شرایط بومی کشور بتوان در درجه اول علت این نابسامانی دراز مدت را دریافته و در مرحله دوم راهحلهایی برای آن پیشنهاد داد.
از زبان روزبه پیروز بخوانید:
این کتاب برای من یک ابتکار شخصی و حاصل تجربیات زندگی و فعالیتهای کاری و مطالعات و تحصیلم در کشورهای مختلف بوده است. من درحالحاضر در ایران زندگی میکنم و انتخاب کردم در کشور خودم کار کنم. دلیل آن هم عشق و علاقهام به وطنم است و تصمیم گرفتم هدف اصلی زندگی و فعالیتم توسعه و پیشرفت ایران در زمینه اقتصادی باشد.
نخستین فعالیت اقتصادی من به زمانی برمیگردد که دانشجوی مقطع دکتری در دانشگاه آکسفورد بودم، در آن زمان به همراه همدانشگاهی آلمانیام یک شرکت در حوزه تجارت الکترونیک تاسیس کردیم و پس از آن دکترایم را رها کردم و به تجارت و کارآفرینی مشغول شدم. پس از مدتی، سرمایه شرکت ما به 100 میلیون پوند رسید و به یک شرکت در بازارهای بزرگ دنیا تبدیل شد و من در سن 27 سالگی توانستم برای خودم ثروتی تولید کنم و 150 پرسنل در سه کشور اروپایی داشتیم. زمانیکه تصمیم گرفتیم این شرکت را به بورس ببریم، شرکت مخابرات ایتالیا این شرکت را از ما خرید.
من با 5000 پوند که مادربزرگم به من داده بود، این تجارت را آغاز کردم و بهسرعت توانستم کارم را توسعه دهم؛ در یک اقتصاد خصوصی، شرکتها رشد میکنند و آزادی عمل دارند. بهراحتی میتوان در یک حرفه، مجوز فعالیت گرفت و شرایطی به وجود آورد که سرمایهگذاران تشویق به سرمایهگذاری شوند و چون قوانین کار انعطافپذیر هستند، راحت میتوان استخدام کرد. ما بهراحتی توانستیم بینالمللی کار کنیم و وارد بازارهای دیگر شویم و بوروکراسی و قوانین دستوپاگیر و فسادآور سر راه ما نبود.
در سال 1997 پس از 18 سال برای دیدار خانوادگی به ایران برگشتم. در ابتدا فکر میکردم شاید شرایط اینجا برای من دشوار باشد ولی وقتی وارد خیابانهای تهران شدم، یک هیجان و حس خوب وجودم را فرا گرفت. خیابانهای تهران پر از جنب و جوش و تحرک بود و دیدم مردم اطرافم از نظر ظاهر و زبان و فرهنگ، شبیه خودم هستند. تا آن زمان، جاهایی زندگی کرده بودم که اطرافیانم با خودم متفاوت بودند. این سفر برای من تجربه بسیار شیرین و دوست داشتنی بود و پس از آن مسافرت، بیشازپیش عاشق ایران شدم و تصمیم گرفتم به ایران بازگردم....
کتاب از چاه به راه مناسب چه کسانی است:
این کتاب برای کلیه افرادی که در حوزه اقتصادی فعالیت میکنند و افراد علاقمند به کارآفرینی و راهاندازی استارتاپ مناسب هست. همچنین مرجعی مناسب برای تحلیلگران اقتصادی و دانشجویان است.
در بخشی از کتاب از چاه به راه میخوانیم:
در عصر پهلوی، شکافهای اجتماعی و طبقاتی تازهای شکل گرفت. مقابله دولت پهلوی با «نیروهای اجتماعی سنتی» از جمله روحانیت، عشایر و بازار و حمایت از فرایندهایی که به پیدایش «نیروهای اجتماعی مدرن» انجامید، جامعه ایران را دوپاره کرد و طبقات و نیروهای سنتی و مدرن را در مقابل هم قرار داد... رویهمرفته جامعه ایران بهعنوان جامعهای نیمه سنتی-نیمه مدرن یا در حال گذار دارای صورتبندی و شمار پیچیدهای از شکافهای اجتماعی بوده است.
از یک سو، شکافهای قومی، فرهنگی و منطقهای مربوط به جامعه سنتی کموبیش فعال هستند و ازسوی دیگر شکافهای جامعه مدرن نمودار شدهاند. بهاینترتیب مهمترین طبقات اجتماعی سنتی و اجزای عمده بلوک قدرت عبارتند از: اعضای خانواده سلطنتی، دیوانسالاران عالیرتبه، زمینداران بزرگ، روسای ایلات، تجار عمده و علمای برجسته. در این بخش لازم است به مهمترین تحولاتی که در این طبقات رخ داد، اشاره شود:
مالکان بزرگ (اشراف و خوانین): در عصر قاجار، اشراف و خوانین مقتدرترین نیروی اجتماعی کشور بودند و در انقلاب مشروطه نقش داشتند و در نظامنامه انتخابات مشروطه به اشراف بهعنوان یکی از طبقات ششگانه سهمیهای از کرسیهای مجلس تخصیص داده شد. آنها از زمان سقوط محمدعلی شاه تا کودتای رضاشاه مهمترین طبقه حاکمه بودند.
در دوره رضاشاه ترکیب طبقه ملاک به شکل چشمگیری تغییر کرد. او اراضی برخی خانوادههای ملاک قدیمی را تصرف کرد و آنها را از این طبقه بیرون راند. در مقابل به آنها که اعتماد داشت، زمین و مقامهایی در دولت اعطا کرد. در جریان ثبت اراضی و فروش مستغلات دولتی نیز گروههای جدیدی از افسران ارتش، دیوانسالاران عالیرتبه و نزدیکان دربار و در راس همه آنها رضاشاه از فرصت استفاده کرده و در جرگه مالکان بزرگ درآمدند و رونق خریدوفروش زمین و در پی آن افزایش بیرویه قیمت زمین، تجار را نیز بیشازپیش به خرید اراضی تشویق کرد.
بله


















