در کتاب نقش و جایگاه دفاتر حمایت حقوقی و قضایی ایثارگران در فرآیند دادرسی نوشتهی بهزاد ثابتی پور کرمانی، معین صباحی گراغانی و علی رضایی، با هدف ارزیابی و تحلیل این دفاتر، سعی شده شناختی از آنها ارائه گردد تا نواقص عملیشان بیان شده و به تبع آن، پیشهاداتی جهت رفع نواقص ارائه شود.
در این کتاب به نقش و جایگاه دفاتر حمایت حقوقی و قضایی ایثارگران در فرآیند دادرسی پرداخته شده است و در جهت ارائه ضوابطی در تشخیص دعاوی قابل پیگیری توسط این دفاتر کاربرد دارد. جایگاه قانونی این دفاتر مطابق ماده 203 قانون استخدامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین براساس بند 11 سیاستهای کلی نظام برای ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار، جهاد و ساماندهی امور ایثارگران میباشد و به منظور تسریع در رسیدگی پروندههای ایثارگران تشکیل شده است.
دفاتر حمایت حقوقی و قضایی ایثارگران که در این کتاب گاهاً به نام مختصر دفاتر حمایت بیان میشوند، به عنوان نهادی است که کارشناسانی را که مستقر در آن هستند، جهت وکالت از ایثارگران، جانبازان و خانوادههای معظم شهدا به دادگاه و حضور در دادرسی معرفی مینماید. در این پژوهش به نوع رابطه حقوقی بین ایثارگران و خانوادههای شهدا با کارشناسان دفاتر حمایت نیز پرداخته میشود.
به دلیل این که درخصوص دفاتر حمایت تاکنون هیچ گونه نگارش مفصلی اعم از کتاب، پایاننامه و حتی مقالهای صورت نگرفته و به تبع آن در خصوص مبنای تأسیس و علت پیدایش اینگونه دفاتر نیز صحبتی به میان نیامده است، در این مبحث از تحقیق ابتدا به مبانی، منابع و اهداف دفاتر حمایت و سپس به سازمان و ساختار این دفاتر پرداخته خواهد شد.
در بخشی از کتاب نقش و جایگاه دفاتر حمایت حقوقی و قضایی ایثارگران در فرآیند دادرسی میخوانیم:
در باب ضرورت تعریف واژهی اختیار باید گفت اختیار در معنی برگزیدن چیز نیک است. در حال حاضر جای آن را انتخاب گرفته است. در معانی دیگری نیز به کار رفته است آزادی عمل، قدرت انجام دادن کار به اراده خویش، حالتی است قائم به شخص که به واسطهی آن صفت و حالت بعضی از آثار و افعال خود را بر بعضی دیگر ترجیح میدهد و برحسب دواعی خاصی که حاصل میگردد بعضی از کارها را بر بعضی دیگر رجحان میدهد.
در اصطلاح نیز واژهی اختیار در چند معنی به کار رفته است. رویارویی اضطرار و اکراه در حقوق مدنی میگویند عاقد یا مقر باید عاقل و بالغ و مختار باشد. منظور از واژه اختیار در این تحقیق این است که قدرت و توانایی فرد در انتخاب اعمال یا عدم اعمال امری به صورت نامحدود نیست، بلکه این قدرت و توانایی توسط معیارهایی محدود شده است. بنابراین میتوان گفت فرد در اعمال امور ممنوعیتی ندارد و برای اعمال یا عدم اعمال آن امور باید مصلحت و غبطه موکل رعایت نماید. واژهی اختیار همان طور که گفته شد در معانی مختلفی به کار رفته است که از جمله آن حالتی است قائم به فاعل که به واسطهی آن حالت و صفت بعضی آثار و افعال خود را بر بعضی دیگر ترجیح میدهد و برحسب دواعی خاصی که حاصل میگردد بعضی از کارها را بر بعضی دیگر رجحان میدهد. ملاحظه میگردد همان طور که از این تعریف نیز بر میآید امور و کارهایی که شخص در انجام آن مختار است، البته نه به این معنی که توانایی نادیده انگاشتن آنها را داشته باشد، بلکه در اعمال یا عدم اعمال آنها باید به معیار مصلحت و غبطهی موکل توجه گردد.
بله




















