کتاب سیری در تاریخ هنر و معماری ورامین به قلم نوید کدخدا، ابتدا ویژگیهای معماری ایرانی را بررسی کرده و سپس آثار مهم تاریخی و هنر معماری شهرستان ورامین را مورد مطالعه قرار میدهد.
دشت ورامین ارمغانهای متعددی را به معماری ایران و در کل به جهان معماری عرضه داشته است که متاسفانه خود ایرانیان نیز دقیقاً نمیدانند آنها چه هستند.
مهمترین مقدمه و لازمه شناخت معماری هر سرزمین، شناخت تاریخ و سیر تاریخی و سرگذشت آن کشور یا سرزمین است. بیشک هنر و معماری یک سرزمین و سرگذشت تاریخی آن سرزمین ارتباطی مستمر و پیوسته با یکدیگر دارند.
شناخت معماری در دشت ورامین نیز ملزومات و مقدماتی دارد که یک به یک آنها ذکر خواهند شد. همانطور که اشاره شد، یکی از مهمترین این ملزومات و مقدمات و اولین آنها بررسی شرایط تاریخی در ورامین است؛ بیشک تاریخ ورامین نیز متأثر از تاریخ ایران بوده است که در این مقاله تاریخ ایران و ورامین در حد نیاز ارائه میگردد.
تاریخ معماری در جهان اسلام و در ایران نیز توسط بزرگان عرصه معماری دارای دبستان و شیوههای مختلفی است و بیشک تاریخ معماری در ورامین نیز بایستی بر اساس همین سبکها و دبستانها بررسی شود.
بررسی کتب و پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که تاریخ در دشت ورامین از قرنها پیش از میلاد مسیح وجود داشته است که البته از این دوران اطلاعات تاریخی زیادی در دسترس نیست و در واقع اطلاعات موجود بسیار محدود است؛ البته هر چه به دوران صدر اسلام نزدیکتر شوید اطلاعات نیز افزایش پیدا میکند.
بناها و یا در حقیقت بقایای بناهایی نیز از این دوران در دسترس است که به صورت محدود نیز مورد توجه باستانشناسان قرار گرفته است و کاوشهایی نیز بر روی آنها انجام شده که در قسمتهای مربوط به خود ارائه خواهد شد؛ اما به طور کل اطلاعات، وجود تمدن کهن در این دوران در دشت ورامین را تأیید میکند ولی این اطلاعات بسیار محدود است.
دورهی بعدی تاریخی ورامین از دوره صدر اسلام تا قرن ششم است. این دوران با ورود اسلام به ایران همراه بوده است، تغییرات زیادی با ورود اسلام در ساختار اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جامعه ایران ایجاد شده است. بدون تردید ورامین نیز دستخوش تغییرات زیادی در این دوران بوده است، ورامین به عنوان منطقهای که در نزدیکی ری که از شهرهای مهم ایران بوده است تاثیرات فراوانی از آن میگرفته است.
در بخشی از کتاب سیری در تاریخ هنر و معماری ورامین میخوانیم:
هزاران سال پیش دستهای از نژاد هند و اروپایی در تاریخ ناپیدایی از تیره اصلی خود جدا شد و در سرزمینی از آسیای مرکزی خانه گزید و چون دو ملت هندی و ایرانی از آن پدید آمد، مردم شناسان آنها را نژاد هند و ایرانی خواندند. سپس یک دسته بزرگ از آنها به نام تسکا جدا شد که خود به دو دستهی دیگر تقسیم شد که یکی از آنها نیز آری یا آریا بود.
این تیره پس از چندی به انگیزههای ناپیدایی، شاید به علت افزایش جمعیت و ناسازگاری با محیط بومی به چند دستهی بزرگ تقسیم شده، دستهای از کوههای هندوکش گذشت و به دره و رود سند روی آورد و دستهی دیگر در بسیاری از سرزمینهای خرم و سرسبز میان رودهای سیحون و جیحون به جا ماند. تا اینکه نزدیک به دو هزار تا هزار و پانصد سال پیش از میلاد به ایران کنونی روی آورد.
نخستین جایی که بر پایه نوشته اوستا زاد بوم این تیره بود. سرزمین آییرن ویچه یا ایران ویچ بود که به گمان بیشتر پژوهشگران همان سرزمین خوارزم است. دستههای گوناگون این تیره پس از کوچ بزرگ از ایران ویچ، کم کم در سرزمینهای سعد، مرو و هرات، کابل، هیرمند و سپس در تمام مشرق ایران یعنی خراسان و رود جیحون و ریگزار خوارزم خانه گزیدند. این سرزمین کهنترین جایگاه کوچندگان آریایی بود.
در مرحله دوم کوچ، آریاییان به دامنههای جنوبی البرز و سرزمینهای خرم آذربایجان رو آوردند و تا کوههای قفقاز هم رفتند و تیرهی دیگری از آنان به سرزمینهای جنوبی ایران رو کردند.
آریاییها در کوچ بزرگ خود در برخورد با دیگر تیرهها، همچون برخی ملتهای آن زمان به جنگ و خونریزی نمیپرداختند؛ برای نمونه آشوریها در میانرودان در حملههای خود همه چیز را نیست و نابود میکردند. ولی آریاییها به هر کجا که میرسیدند پس از چیرگی به مردم از در آشتی درآمده و از داشتهها و تجربههای آنان بهره میبردند.
بله
















