کتاب خاطرات دکتر یوسف صمدزاده نماینده رشت در مجلس شورای ملی نوشتهی منوچهر نظری به زندگینامهی این چهرهی سیاسی و علمی ایران میپردازد و از برخی مجهولات تاریخی کشور پرده برمیدارد.
یوسف صمدزاده خاطرات خود را با ایام کودکی و معرفی خانوادهاش شروع میکند. نثر ساده، روان و صمیمیت این کتاب مطالعهی آن را تجربهی دلچسبی میکند.
یوسف صمدزاده را بیشتر بشناسیم
وی در سال 1306 خورشیدی در شهر رشت به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاه خود به دانشگاه تهران راه یافت و بعد از فارغالتحصیلی در رشتهی دندانپزشکی، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و به دریافت درجهی فوق دکتری جراحی دهان از دانشگاه نیویورک نائل آمد. وی از سال 1350 تا 1354 در دورهی بیست و سوم قانون گذاری، نمایندهی رشت در مجلس شورای ملی بود و به واسطهی تلاش او در مجلس، فرمان تأسیس دانشگاه گیلان در سال 1353 صادر گردید.
در بخشی از کتاب خاطرات دکتر یوسف صمدزاده نماینده رشت در مجلس شورای ملی میخوانیم:
مادرم فاطمه در یک خانوادهی ثروتمند به دنیا آمد. مادر بزرگ ملاریام بر حسب نقل قول بانوی بسیار ثروتمند و دانایی بود. اسنادی از ایشان داشتم که حکایت از دانایی، آشنایی به زندگی روز و دفاع از مطالبات مشروعش داشت. مادرم در سنین کودکی مادر خود را در یک مرگ ناگهانی که احتمالاً بر اثر ایست قلبی بود از دست داد. پس از آن او با ثروت و مایملک بزرگی که از مادر بزرگم به ارث برده بود تنها و بدون سر در دست ماند. او بعد از این اتفاق تلخ تحت مراقبت دو نامادری قرار گرفت که خودشان به خاطر داشتن چندین فرزند و مشغلههای زندگی توجه چندانی به سوادآموزی و رشد و تعالی مادرم نداشتند؛ به همین خاطر مادرم از نعمت سوادآموزی و علم و دانش و آگاهیهای روز محروم ماند.
پدربزرگ مادری ام محتاج محمد طاهر گورابی، مالکی بزرگ و علاقهمند به حضور در جرگهی مؤثرین افراد جامعه بود. شنیده بودم که تلاش بسیاری کرد تا تابعیت دوگانه داشته باشد. یعنی تابعیت ثانوی دولت روسیه که آن زمان معمول شده بود و بعضیها تابعیت روسیه و یا عثمانی را میگرفتند تا ضمن کسب تسهیلات اقتصادی و تجاری از امتیاز آن استفاده کنند.
بله

















