فرزاد فرهادیان بابادی در کتاب تحولات مدیریتی مکانیزاسیون و اثر آن بر توسعه پایدار، به راهبردها و اهمیت توسعه پایدار و مدیریت شهری میپردازد.
یکی از بحثهای مهم و کاربردی در سطح جهانی مسئله توسعه پایدار است. سازمان جهانی ملل متحد و ارگانهای مربوط به محیط زیست در دنیا از مهمترین سازمانهایی هستند که در این امر نقش دارند. اولین بار خانم براتلند در اجلاس عمومی سازمان ملل از این اصطلاح استفاده کرد و آن را «آینده مشترک ما» نامید. این مفهوم شرایط انسانی و طبیعی را در فعالیتهای توسعهای در نظر میگرفت.
نیازهای نسل امروز را توسعه پایدار بدون به خطر انداختن نیازهای نسلهای بعدی برآورده میکند. توسعه پایدار علاوه بر دغدغه نسل امروز، دغدغه و فکر نسلهای آینده را نیز دارد و برنامهای بلندمدت برای آن اندیشیده شده که تمامی مسائل فرهنگی، انسانی و زیست محیطی را دربرمیگیرد.
در بخشی از کتاب تحولات مدیریتی مکانیزاسیون و اثر آن بر توسعه پایدار میخوانیم:
آنچه که مسلم است این است که پایداری شهری گونهای از توسعه پایدار است که در محیطها و فضاهای شهری را دربرمیگیرد. این مقوله زمانی تحقق خواهد یافت که اصول و رهیافتهای توسعه پایدار، به عنوان اصلی در مطالعات توسعه شهرها به کار گرفته شود؛ به عبارت دیگر توزیع بهینه خدمات و امکانات به گونهای هدایت شود که به نفع تمامی اقشار و گروههای اجتماعی جامعه گردد و عدالت اجتماعی و فضائی تحقق یابد. پذیرش این اصل که توسعه پایدار مستلزم برقراری عدالت اجتماعی و فضایی در شهرها است. رفع نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی، آسیب پذیری اقشار کم درآمد، توزیع بهینه خدمات و امکانات، توجه به نیازهای اساسی شهروندان، هرچه بیشتر به اهمیت نگرش به توسعه پایدار میافزاید. از آنجایی که روند شهری شدن جهان در کشورهای در حال توسعه با عدم تعادلهای خدماتی و پراکنش جمعیت و رشد بیقواره شهری مواجه بوده است. به طوری که ناپایداری حاصل از این رشد ناموزون به شکل عدم تعادلهای فضایی - اجتماعی با نمودهای فقر شهری اسکان واشتغال غیررسمی، ضعف حاکمیت محلی، آلودگیهای زیستی، نمایان شده است.
بله

















