کتاب خانه پدری شامل مجموعهای از اشعار معاصر به قلم توانمند رباب عبیدی است.
در بخشی از کتاب خانه پدری میخوانیم:
همزبانیهای حال واحدی
تبسمهای پر از آشنایی
همدلی، همراهی و پشتیبانی
چه خوش بود رابطهی خودمانی
اصول و راه و رسم صادقانه
گذشت دوران پر از محنت و رنج قدیم
منش طبع بلند عاشقانه
که زنعمتهای آب و برق و گاز محروم بودیم
با تحمل همدلی و شفقت
روزهای سخت هم چو برق و باد گذشت
خشم دهر دارد کنون ما را به چنگ
تیرمان بدجوری خورده است به سنگ
بیرمق ضعیف و لاغر پیکرش
هر زمان افزون شود درد تنش
چهرهی نورانیاش ماتم گرفته
ز رنجش خانه رنگ غم گرفته
صورتش پرچین و دستانش چروک
بسته چشمانش نشسته او به سوگ
هستیاش زندانی زندان غم
بله























اما نکات مثبتی هم دارد پانوشت، منابع و ماخذ، شناسنامه، مقدمه و سخن آغازین در آن رعایت شده و نویسنده امانت دار خوبی است.
تصاویر پایان کتاب چیزی را که از اسم کتاب انتظار داشتم را به تصویر کشیده بود خانه گرم و دلنشین پدری. هر چند اگر کتاب، داستان زندگی خانم عبیدی بود در خانه پدری، بیشتر با این تصاویر همخوانی داشت.
با سپاس فراوان از بانوی اهل ذوق خانم عبیدی عزیز و عوامل پر انگیزه و تلاشگر کتابراه.