کتاب روشهای موثر در تدریس کتابهای دوره ابتدایی به بررسی مفاهیم نظام آموزش و پرورش، الگوی تدریس، روش قصه گویی، برخی از اصول مورد استفاده در کلاس و... میپردازد.
نهادها و افراد مختلفی وظیفه رسالت تعلیم و تربیت را به عهده دارند. انسان از زمانی که متولد میشود آموختن را آغاز میکند و تا پایان عمر آن را ادامه میدهد. بخشی از آموختنیها به نهادها و مؤسسات رسمی از قبیل مدرسه و انجمنها واگذار میشود و بخشی دیگر به صورت غیر عمدی و یا تصادفی در خانواده و جامعه صورت میگیرد. مدرسه و معلمین بیشترین نقش را در این راستا دارند و آنها هستند که باید بتوانند دانشآموزان را به درستی تربیت کنند و آنان را برای کار و شرکت در اجتماع آماده سازند.
مهمترین بخش تعلیم و تربیت دانشآموزان روش تدریس معلمین است. تدریس را میتوان به فعالیتهای دوجانبهای که بین معلم و شاگردان جریان دارد و هدفش یادگیری است تعریف کرد. چنانچه نتیجه این فعالیت منجر به یادگیری شاگرد شود موثر و مفید خواهد بود.
امر تدریس یک عمل متقابل است یعنی معلم بر شاگرد و شاگرد بر معلم تأثیر میگذارد. البته این عمل به صورت غیرمستقیم میباشد. دو عامل روی اثرگذاری معلم مؤثر است: یکی موضوعی که تدریس میکند و دوم نحوهی ارائه دادن درس. از آنجایی که معلم با روح و روان و احساسات افراد سر و کار دارد چنانچه به درستی عمل نکند زیانهای جبران ناپذیری بر جای میگذارد.
کتاب روشهای موثر در تدریس کتابهای دوره ابتدایی (Effective methods in teaching elementary textbooks) بر اساس چنین اندیشهای شکل گرفته است. این اثر در شش فصل تنظیم شده که در پایان هر فصل نیز خلاصهی فصل قرار دارد.
در بخشی از کتاب روشهای موثر در تدریس کتابهای دوره ابتدایی میخوانیم:
در سند راهبردی تحول نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، به طور مستقیم به لزوم تربیت درک زیبایی و تأثیر آن در خلق آثار هنری در دانش آموزان، برای حفظ و تعالی میراث فرهنگی اشارهشده است. در بخشی از این سند آمده است: «دانش آموزان قدرشناسی و درک زیبا شناسانه آفرینش الهی و مصنوعات هنرمندانه بشری، درک مفاهیم فرهنگی و میان فرهنگی و بهرهگیری از قدرت تخیل، توانمندیهای لازم در خلق آثار فرهنگی و هنری را به دست میآورند، و برای حفظ و تعالی میراث فرهنگی، تمدنی و هنری در سطح ملی و جهانی بر اساس نظام معیار اسلامی میکوشند». (هدف کلان 1، 4، 5، 2 و 8)
آموزش هنر در برنامه درسی ملی نیز انعکاس خوبی داشته، آنچنانکه دربند «3/6/4- حوزه یادگیری فرهنگ و هنر»، اهداف و روشهای آموزش هنر برای دانش آموزان آمده است: فرهنگ، مهمترین و غنیترین منبع دستیابی به هویت است و از طریق جهت دادن به شیوه زندگی، امکان هویتیابی را به صورت فردی و جمعی فراهم میکند. فرهنگ شامل: باورها و ارزشها، تاریخ گذشته، مفاخر ملی، آداب و سنتها، قوانین، آثار باستانی، هنر و ادبیات گذشته و معاصر است. حوزه یادگیری فرهنگ و هنر، ناظر به درک معنا و روابط میان پدیدهها (آیه بینی و آیه خوانی)، زیباییشناسی و قدرشناسی نسبت به نشانههای جمال الهی و زیباییها در پیشینه فرهنگی جامعه (نمادها، آدابورسوم، ارزشها، اسوهها و اسطورهها) و حفظ و تعالی آن است. در این برنامه تأکید شده است، که «هنر بهعنوان تجلّی باورهای جامعه از وجوه تمایز انسان با سایر موجودات است، و میتواند به عنوان یکی از بارزههای هویت و به ویژه هویت فرهنگی و معنوی، موجب رشد و ارتقاء تمدن و فرهنگ جوامع باشد».
بله






















