کتاب هوش معنوی نوشتهی عفت زارع، در مورد موضوع معنویت که دل مشغولی همیشگی انسانهاست، صحبت میکند.
همانطور که میدانید در سالیان اخیر دین و معنویت هر دو، مورد توجه جوامع قرار گرفتهاند. هم اکنون ابراز علاقه به دین در عموم کشورهای اسلامی از جمله کشورهای خاورمیانه، آفریقا و همچنین خاور دور مانند مالزی و سایر نقاط جهان چنان واضح است که از آن به بیداری اسلامی یاد میشود.
مردم کشورهای مسیحی نیز که دهها سال از گروههای بیدین در جهان بودهاند، در سالیان اخیر دوباره گرایش قابل ملاحظهای به دین و معنویت نشان دادند. حتی در جوامعی مانند آمریکا نوعی تشنگی نسبت به امور معنوی از جمله دین دیده میشود. مسائلی از قبیل بیمعنا شدن زندگی، احساس خلأ اخلاقی، اسارت بشر در دست تکنولوژی، تماس غرب با مذاهب مشرق زمین، آگاهی روز افزون انسان معاصر به دین و معنویت در این امر دخیل بوده است.
در بخشی از کتاب هوش معنوی میخوانیم:
آگاهی از نفس، به عنوان زمینه و بستر بودن یا نیروی زندگی تکاملی خلاق را در بر میگیرد. هوش معنوی به شکل هشیاری ظاهر میشود و به شکل آگاهی همیشه در حال رشد ماده، زندگی، بدن، ذهن، نفس و روح در میآید. بنابراین هوش معنوی چیزی بیش از توانایی ذهنی فردی است و فرد را به ماوراء فرد و به روح، مرتبط میکند. علاوه بر این، هوش معنوی فراتر از رشد روانشناختی متعارف است. بدین جهت خود آگاهی شامل آگاهی از رابطه با موجود متعالی، افراد دیگر، زمین و همه موجودات میشود. (وگان،2003)
آمرام معتقد است هوش معنوی شامل حبس معنا و داشتن مأموریت در زندگی، حس تقدس در زندگی، درک متعادل از ارزش ماده و معتقد به بهتر شدن دنیا میشود. (آمرام، 2005:15)
هوش معنوی برای حل مشکلات و مسائل مربوط به معنای زندگی و ارزشها مورد استفاده قرار میگیرد و سوالهایی همانند «آیا شغل من باعث تکامل من در زندگی میشود؟» و یا «آیا من در شادی و آرامش روانی مردم سهیم هستم؟» را در ذهن ایجاد میکند. (ویگلزورث،2004 به نقل از: سهرابی، 1385)
بله

















