جلد کتاب کتاب چشمان خاکستریپشت جلد کتاب کتاب چشمان خاکستری
۵۹,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب چشمان خاکستریپشت جلد کتاب کتاب چشمان خاکستری

کتاب چشمان خاکستری

کتاب الکترونیک
138 صفحه
PDF

برای شنیدن کتاب چشمان خاکستری و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب چشمان خاکستری

کتاب چشمان خاکستری، شامل هفده داستان‌ کوتاه از جمله داستان‌های عاشقانه، اجتماعی و... به قلم نسترن لیاقتمند است.

نسترن لیاقتمند در شهری می‌زیست که تنها راه فرار از گرمای طاقت فرسا و شرجی آن، خواندن و نوشتن و نقاشی کشیدن بود.

او می‌گوید: چون هر روز فاصله‌ی انسان‌ها از کتاب و خواندن متن‌های طولانی بیشتر می‌شود سعیم بر آنست که سخن کوتاه کنم، شاید خوانده شوم.

در بخشی از کتاب چشمان خاکستری می‌خوانیم:

مادرم بادام‌ها را با دقت زیر و رو کرد تا بسوزند. بوی بادام سوخته و آب گوشت بز باش تمام خانه را پر کرده بود. بادام‌های سیاه شده را با انبر برداشت و در هاون کوچک مسی انداخت. من هنوز زیر چشمی کارهایش را زیر نظر داشتم، اما ظاهرا سرم توی کتاب بود.

مادر آرام آرام پای دردمندش را به دنبالش کشاند و رفت توی درگاه پنجره‌ی رو به حیاط نشست. عادت داشت بیشتر کارهایش را همان جا انجام دهد و وسط کارها هم هر از گاهی دست از کار می‌کشید و اوضاع باغچه و گل‌های مورد علاقه‌اش را بررسی می‌کرد. شاید هم با نگاه کردن به دست پرورده‌های سبزش خستگی‌اش در میرفت. از حق نگذریم مادر باغبان خوبی بود. حیاط نقلی خانه‌ی ما در سرسبزی و زیبایی زبانزد دوست و آشنا بود. هاون را جلویش گذاشت و نگاهی به باغچه انداخت. زیر لب با خودش حرف می‌زد.

عادت داشت کارهایش را توضیح بدهد و برای خودش برنامه‌ریزی کند. مادر بیشتر وقت‌ها بلند بلند فکر می‌کرد و خیلی مواقع کار من را راحت می‌کرد، چرا که به راحتی می‌فهمیدم چه در سرش می‌گذرد.

شاید هم از تنهایی بود که همیشه هم‌کلام خودش می‌شد. باید شاخه‌های این انگور رو سر و سامونی بدم، بکشمشون روی داربست. دو روز دیگه بار میده درخت زبون بسته، ثمرش حروم می‌شه. مادر همیشه لیست بلند بالایی از کارهایش داشت. از وقتی که یادم می‌آید، او هرگز بیکار نبوده. وقتی حوصله‌ام از این همه کار کردنش سر می‌رفت، شاکی می‌شدم که «کارهای تو کی تمام می‌شن؟؟؟»

لبخند زیبایی می‌زد و می‌گفت: «مادر جون به نظر من‌ زن زندگی هیچوقت بیکار نمی‌شه مگه روزی که زندگی نکنه، یا دیگه زن اون زندگی نباشه. زن جماعت اگر زنیت داشته باشه بیکار نمی‌شه، مگر روزی که دراز به درازش کنن تا بره اون دنیا. تازه مادر خدا رو چه دیدی شاید اون دنیا هم زنا کار داشته باشن.

فهرست مطالب کتاب

دیدار
دل پسند
فال
میکی‌موس
خواب آرام
برفی
آلزایمر
خاکستری
سورمه
سورمه
من دیدم
الی
کیف
آتش
قرار
قلک
نقطه

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب چشمان خاکستری
نویسندهنسترن لیاقتمند
ناشر چاپینشر عطران
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابPDF
تعداد صفحات138
زبانفارسی
شابک978-622-6201-42-1
قیمت کتاب الکترونیک
۵۹,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب چشمان خاکستری بر اساس قرارداد رسمی با نشر عطران در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب چشمان خاکستری

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟