کتاب بیهوده میبارد این باران گزیدهای از سرودههای عزیز نسین، مترجم و طنزنویس مشهور اهل ترکیه است.
عزیز نسین (Aziz Nesin) در کتاب حاضر که ترجمهی برگزیدهای از کتاب دو جلدی تحت عنوان Collected Poems است از تنهایی، غم، مرگ و عشق به کودکان سخن میگوید.
او تا سال 1955 به مدت 16 سال بیوقفه شعر سرود. در سال 1955 نخستین کتاب شعرش به نام ده دقیقه با تیراژ 1500 نسخه به چاپ رسید. بسیاری از منتقدین معتقد بودند اشعار این کتاب تحت تأثیر یحیی کمال و فاروق نافیذ بوده و ردپای ناظم حکمت نیز در آنها پیداست. این اظهار نظرها موجب شد تا عزیز نسین کتاب آماده به توزیعش را در حیاط انتشارات بسوزاند اما خوشبختانه دو سه نسخه از آن باقی مانده است.
براساس مستندات موجود، عزیز نسین بعد از سوزاندن اشعارش تا سال 1965 هیچ شعری نسروده است، شاید هم دست از سرودن برداشته بود. اما بعد از این تاریخ که او به عنوان نویسندهٔ طنز و فکاهی شهرت عظیمی کسب کرده بود، شعر بار دیگر جای خود را در زندگی عزیز نسین باز کرد. تأثیر شکست اولیه محو شده بود. با روحیهٔ سرکش منحصر به فردش سعی کرد در شعر به سبک خود دست یابد. او در سال 1984 به این باور رسید که در شعر جایگاهی برای خود پیدا کرده است.
بعد از آن، اشعار عزیز نسین بدون هیچ تقلیدی از دیگران هر دو سال یک بار منتشر شد: از پایان به آغاز (1984)؛ ده دقیقه مانده به عشق، پنج دقیقه مانده به مرگ (1986)؛ پیدا کردن خود (1988)؛ خداحافظی (1990)؛عشق و مرگ (1992) و درد سیواس (1995).
با این حال موج انتقادات از اشعار او بالا گرفت. عزیز نسین به عنوان یک طنزپرداز تثبیت شده بود. صحنهٔ ادبیات ترکیه حتی داستانهای غیرطنز و نمایشنامههای او را برنمیتابید چه برسد به اشعارش. اما او اهمیتی به این نظرها نمیداد و با اعتماد به نفسِ بیپایان، سرودنِ شعر و خواندن را همچنان ادامه میداد. در واپسین روزهای عمرش با چشمانی کمسو و با دشواری فراوان شعر را واژه به واژه و سرسختانه همانگونه که ویژگی شخصیتی او بود، میخواند.
در بخشی از کتاب بیهوده میبارد این باران میخوانیم:
نمیگنجد این قلب در تنم
این تن در اتاقم
این اتاق در خانهام
این خانه در دنیا و
این دنیایِ من در جهان
فرو خواهم ریخت
دردم را درد میکشم در سکوت
سکوتی که در آسمان هم نمیگنجد
چگونه بازگویم این رنج را با دیگران
تنگ است این دل برای عشقم
این سر برای مغزم
که میخواهد ترک بردارد و
از هم بپاشد.
چه خوب میدانم
به هیچکس
توان بازگفتناش ندارم
بله


























