جلد کتاب کتاب مردها هم گریه می‌کنند
۱۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب مردها هم گریه می‌کنند
کتاب الکترونیک
24 صفحه
EPUB
انتشارات متخصصان

برای خواندن کتاب مردها هم گریه می‌کنند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب مردها هم گریه می‌کنند

کتاب مردها هم گریه می‌کنند نوشته مجید درری رمضانی، داستان پستی و بلندی‌های زندگی مردی به نام هلموت را روایت می‌کند.

در بخشی از کتاب مردها هم گریه می‌کنند می‌خوانید:

«در آخرین ملاقات شما چه اتفاقی افتاد؟» هلموت به روز جدایی که فکر کرد؛ کمی عصبی و غمگین شد و گفت: «مادر در جشن سالگرد ازدواج شهردار که دوست صمیمی پدر بود شرکت داشتیم و با هلن و خانواده‌اش سر یک میز نشستیم. صبحت از شور و شوق جوانی و خاطرات جوانی بود. مادرم رو به پدر و مادر او گفت: «هلموت بعد از مرگ پدرش هیچ‌گاه مرا تنها نگذاشت. او مردی مقتدر و رها از وابستگی است.» و بعد نگاه سردی به هلن کرد و گفت: «هیچ عشقی را حائز و بالاتر از عشق به مادر نمی‌داند.» همه مدتی ساکت شدند. بعد مادر هلن با خنده‌ای عصبی به من نگاه کرد و گفت: «ماجرای اولین باری که به هلن گفتی دوستش داری و به او علاقه‌مندی را برایمان بگو!» سکوت سنگینی حاکم شد. من هر چه فکر کردم یادم نیامد که هیچ‌گاه علاقه‌مندی‌ام را ابراز کرده باشم، دستپاچه و من‌من‌ کنان گفتم: «الآن اولین بار را یادم نیست و بعد ساکت شدم.» مادرم خنده تمسخرآمیز کم رنگی بر لب داشت و مغرورانه نگاه می‌کرد و دیدم که هلن شانه هایش پایین افتاد. به فکر فرو رفت و تا آخر میهمانی حتی یک کلمه هم حرف نزد.

دکتر پرسید: «دقیقا چه چیزی نمی‌گذاشت به او ابراز عشق کنی؟» احساس می‌کردم اگر بگویم عاشق هلن هستم، دیگر مردی استوار و محکم نیستم! نمی‌دانم! من هیچ‌وقت احساسم را برای کسی بیان نکرده‌ام راستش اصلاً بلد نیستم، می‌ترسم.» هلموت ادامه داد: «روز بعد که هلن را دیدم نامه‌ای به دستم داد و رفت و دیگر او را ندیدم»

دکتر گفت: «و احتمالاً، شروع کردی به توجیه ماجرا و اینکه او دم‌دمی مزاج و هوس‌باز است و کسی در این روزگار دنبال عشق و این‌طور چیزها نیست و...»

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب مردها هم گریه می‌کنند
نویسندهمجید درری رمضانی
ناشر چاپیانتشارات متخصصان
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات24
زبانفارسی
شابک978-622-99239-1-7
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب مردها هم گریه می‌کنند بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات متخصصان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب مردها هم گریه می‌کنند

هدی میرزامحمدی
۱۴۰۳/۰۵/۲۲
داستان زن ستیزی بود. داستان غیر واقعی بود. این مرد قبلا دوستت دارم را هم از پدر هم از مادرش شنیده بود. حتی عشق و علاقه سربازانش را داشت. پس بلد بود که بگوید. کسی که به او ابراز علاقه نشود نمی تواند یاد بگیرد و منتقل کند. مادر را بد نشان داد گفت مادر زنی بد خلق بوده. ولی ابدا اینطور نبودچون مادر و عاشق پدرش بود حتی صبور بود. قبلا هلموت کوچک بوده پس شاید دعواهای مادر و پدر بی دلیل نبوده و پدر واقعا مشکلی داشته. شاید به همین دلیل خانه را زن و فرزند را ترک کرد و رفت. بعد از مدتها که مادر تنها فرزندش را بزرگ کرده بی خبر برگشت. ژولیده و خسته. شاید مشکل از پدر بوده مادر دست تنها سعی کرده بود پسرش را قوی بزرگ کند چون پسر او پدر نداشته و مادر مجبور بوده جای خالی پدر را پر کند. اینها باید در نظر گرفته شود قسمت دوم که مشکل در آن جا بود که زمانبندی هندی بود. نامه باز نشده دقیقا زمان دو ماه را نشان می داد و دقیقا این اتفاق در ارتش برای هلموت باید در همین زمان بیافتد که او برای درمان به خانه بیاید. نویسنده خواسته انتهایی غیر قابل پیش بینی به تصویر بکشد که متاسفانه داستان غیر واقعی و هندی تمام شد اگر قبلا هلموت نامه را خوانده بود می توانست منطقی باشد این زمانبندی. چون هر لحظه را در نظر داشته و وقتی به انتهای دو ماه رسیده استرس و ترس قلب او را به درد آورده است. نکته سوم معمولا نقاش ها موسیقی دان ها و کسانی که ساز می زنند با نقاشی و ساز نواخت من احساسات خود را تخلیه می کنند. خیلی خیلی کم پیش میاد که یک موسیقی دان بخاطر بروز ندادن احساساتش احساس خفگی کند. معمولا کسانی که در بیان احساسات مشکل دارند نقاش می شنوند یا ساز می زنند. این نکته تناقض داشت با حال این مرد ارتشی.
سیروان ناصرآبادی
۱۳۹۸/۰۸/۲۰
داستان خیلی قشنگ و تاثیر گذاری بود ولی به نظرم آخر داستان خوب تموم نشد و جا داشت که بیشتر ادامه پیدا کنه
رضا
۱۴۰۵/۰۳/۱۶
کتاب خوبی بود داستان کوتاه و قابل تاملی داشت خسته نباشید به مجید درری رمضانی
ادامه نقد و نظرات کتاب مردها هم گریه می‌کنند...
👋 سوالی دارید؟