کتاب قوانین خلاقیت اثر تینا سیلیگ، چارچوبی برای به دنیا آوردن ایدههایتان، حالا هر چه میخواهند باشند، ارائه میدهد.
بدون چارچوبی قدرتمند مانند آنچه برای علوم دارید، نمیتوان برای حرکت پیوسته در فرآیند خلاقیت مهارتهایتان را رشد دهید. تینا سیلیگ (Tina Seelig) در کتاب قوانین خلاقیت (Creativity Rules) نقشهی راهی فراهم میآورد تا شما را از الهامبخشی به اجرایی کردن ببرد. این نقشهی راه چرخهی ابتکار نام دارد و شامل چهار مرحله میشود:
تخیل: در رویا دیدن چیزهایی که وجود خارجی ندارند
خلاقیت: به کارگیری تخیل برای رسیدگی به یک چالش
نوآوری: به کارگیری خلاقیت برای ارائهی راه حلی منحصربهفرد
کارآفرینی: به کارگیری نوآوری برای بزرگ کردن ایدهها
چرخهی ابتکار، چرخهای پاک است. شما با درگیر شدن در اطرافتان شروع میکنید تا نقاط درد را تشخیص دهید، سپس فقط با اندکی انگیزه دست به آزمایش میزنید تا راه حل ارائه دهید. پس از آن فراتر میروید و به شکلی پویا چشماندازتان را تغییر میدهید و چیزی کاملاً مبتکرانه ارائه میکنید. و سرانجام به دیگران الهام میبخشید تا در بزرگ کردن ایدهتان به شما کمک کنند. وقتی مردم از ماجرای ایدهی شما آگاه میشوند، از آن الهام میگیرند و از این رو این چرخه با تخیل، خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی بیشتری ادامه مییابد.
کارآفرینی تنها راهاندازی شرکتها نیست؛ بلکه راهاندازی هرچیزی میتواند باشد. کارآفرینی با ساختن دانش، مهارت و نگرشهایی که لازم است تا مشکلها را فرصت ببینیم و شیوهی به کارگیری منابع به منظور به بار نشاندن ایدهها سر و کار دارد. این امر به همان اندازهای که به کسانی که یک گروه موسیقی راک تشکیل میدهند یا برای سفر دور دنیا برنامه ریزی میکنند مربوط است به آنهایی که در حال راهاندازی یک شرکت جدید هستند نیز ارتباط پیدا میکند.
کارآفرینهای موفق دریافتهاند که نمیتوانند به تنهایی در انجام دادن هرچیزی موفق شوند. پس مجبورند به دیگران الهام ببخشند تا به تیم آنها ملحق شوند، رویای آنها را بخرند و از محصول آنها استفاده کنند. این امر چرخهی ابتکار را از نو شروع میکند، چون کارآفرینها به تخیل دیگران الهام بخشیدهاند.
نویسنده در پایان هر بخش از این کتاب، پروژههایی را پیشنهاد میکند که خواننده میتواند با انجام دادن آنها مفاهیم را تقویت کند. این پروژهها بخش مهمی از تجربه هستند: آنها اولین مرحله برای حرکت کردن از ایده به سمت عمل را مهیا میکنند. برخی از آنها به چند دقیقه تفکر شخصی نیاز دارند، و برای برخی دیگر لازم است کتاب را زمین بگذارید و کار خاصی انجام دهید.
تینا سیلیگ از دانشکدهی پزشکی دانشگاه استنفورد در رشتهی علوم اعصاب مدرک دکترا گرفته و استاد تدریس در دانشکدهی مدیریت علوم و مهندسی در دانشگاه استنفورد و یکی از مدیران برنامهی فناوری کسبکارهای جدید استنفورد است. او نویسندهی پرفروش و بینالمللی کتابهای "کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم" و "در نبوغ: دورهی فشردهی خلاقیت" است.
دکتر سیلیگ در سال 2009 جایزهی آیندهنگری سیلیکون ولی فروم و در سال 2009 جایزهی معتبر گردون را از آکادمی ملی مهندسی به خاطر کارهای پیشگامانهاش در زمینهی آموزش مهندسی در سال 2009 بدست آورده است.
در بخشی از کتاب قوانین خلاقیت میخوانیم:
تخیل در رویا دیدن چیزهاییست که وجود خارجی ندارند. این امر به کنجکاوی، تعهد و به فکر خطور کردن ایدهها نیاز دارد. تجربههای شما، هم واقعی و هم ساختگی بر این مهارت ذاتی اثرگذارند. از این رو، هرچه ورودی شما، شامل مسافرت، کتابها، آشپزی، موسیقی و فیلم بیشتر باشد، تخیلتان قویتر خواهد بود. ایدههای نو و بکر شما میتوانند در آرامش و آسایش کامل در ذهن شما زندگی کنند، یا اینکه آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید. برای مثال، شاید من حیوانی را تصور کنم که چیزی میان یک گربه و یک پرنده باشد، یا منویی که در آن دسر در ابتدا سرو میشود. من میتوانم این فکر و خیالها را پیش خودم نگهدارم یا همانطور که پیش از این گفتم، آنها را با دیگران در میان بگذارم.
خلاقیت، به کارگیری تخیل برای پرداختن به یک چالش است.
ایدههای خلاق نیاز مشخصی را برطرف میکنند و برای جهانیان روشن و آشکار هستند. این ایدهها برای شما جدید هستند، اما لزومی ندارد برای دیگران هم جدید باشند. تمیز دادن تخیل از خلاقیت اهمیت دارد. این قدرت تخیل شماست که افکارتان را از صحنههایی از ساحل دریا انباشته میکند، و این خلاقیت است که خیالپردازی شما را برای نقاشی کردن تصویری از آن صحنه به کار میگیرد. قدرت تخیل است که در رویا یک خودروی خورشیدی را ممکن میکند و خلاقیت سبب میشود تا یکی از آنها در واقعیت ساخته شود.
بله



























