کتاب موش آواز خوان نوشتهی ساحل دیلمقانی دربارهی گربهی بامزهای است که همیشه آرزو داشت روزی بتواند موش شکار کند؛ این اثر با روایتی ساده و روان و تصاویری رنگی برای کودکان گروه سنی (ب) ارائه شده است.
در بخشی از کتاب موش آواز خوان میخوانی:
گربه به موش گفت: «الان برو، فردا دوستانت را بیاور تا آوازت را بشنوم؟ روز دوم: موش با دوستانش آمدند و شروع به تعریف کردن از گربه کردند، گربه خیلی به خود افتخار میکرد و هر روز به آینه نگاه میکرد و عادت شکار موش را فراموش کرد.
موشها روز به روز زیادتر میشدند و صاحبخانه دید که گربه موشها را نمیگیرد او را در قفس انداخت تا تنبیه شود و موش شکار کند. موشها هر روز پیش قفس گربه میرفتند و آواز میخواندند و گربه هم خوشش میآمد و از تعریف موشها خوابش میبرد.
بله

















