کتاب صوتی آلبرت کوچولوی باهوش اثر النور می، داستانی جذاب از تعدادی موش بازیگوش است که به آشپزخانهی آدمها میروند و اتفاقات هیجانانگیزی را رقم میزنند.
در قسمتی از کتاب صوتی آلبرت کوچولوی باهوش میشنویم:
آلبرت موشه و خواهرش وِندا به همراه پسرخالهاش، پیتی به آشپزخانهی آدمها رفتند! پیتی گفت: اون ظرف میوه را میبینید بچهها؟ نقشمون این است که هر کدوممان یه مقدار از اون میوهها را برداریم و توی کیفمان بگذاریم.
بعد کیفهایی که با خودش آورده بود را به آنها داد؛ برای خودش کوچیک بود. برای وندا کوچکتر و آلبرت کوچیکترین!
آلبرت گفت: چرا کیف من از همه کوچیکتره؟
خواهرش گفت: چون تو از همهی ما کوچیکتری…!
پسرخاله پیتی به اون گفت: نگران کیف نباش به جای آن مواظب باش گربه نگیرتت چون تو خیلی کوچولویی…
خلاصه، سه تا موش رفتن روی میزی که ظرف میوه روش بود…
بله





























داستان قشنگی بود و نتیجهی تلاش و کوشش و پشتکار را داشت. فقط این که در داستان اتفاق خاصی نیفتاد و جذاب نبود. اما به هر حال داستان قشنگی بود.
ممنون😊