کتاب برای دلم اثر مجتبی نصیری، مجموعهای از اشعار عاشقانه و اجتماعی است که با بیانی زیبا و دلنشین به رشتهی تحریر درآمده.
در بخشی از کتاب برای دلم میخوانیم:
چشم مخمور تو میسوزد دلم را باز کن
بانگاه دلنوازت دلبری آغاز کن
گوش جان آزرده میدارد نوای قهرتو
نغمهای دیگر به غیر از بیوفایی ساز کن
چون نظر کردم به رخسار پری آسای تو
توبه بشکستم ز نادیدن حجابت باز کن
غمزہ و ناز تو را با قیمت جان میخرم
ناز کن ای دلبر رعنا برایم ناز کن
گوهر نایاب سنت از چه رو پنهان کنی
پرده را سویی بزن افشای رمز و راز کن
بیمهابا بر رخ زیبا نظر باید نمود
غرق در بوسه سراپای بت طناز کن
مقصد خود دان فراسوی وصال گلرخان
همچو عنقا از زمین بر ماوراء پرواز کن
مهر مهرویان مرا از بیش و کم آزاد کرد
وصلت دنیا سراب است پشت بر این غماز کن
غم مخور گر از فصول عمر تو پنجاه رفت
باب دیگر از کتاب زندگانی باز کن
عهد من، صبر و سکوت و علم و تقوی هست و جهد
هر چه خواهی ای فلک از نیک و بد آغاز کن
بله













