کتاب دو نما از چپهای جمهوری اسلامی نوشته محمدحسن روزی طلب و وحید خضاب جلد ششم از مجموعه «آنچه گذشت»، به بررسی دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا پرداخته تا به این صورت حداقل دو نما از چپهای جمهوری اسلامی را به خواننده ارائه دهد.
نمیتوان کتمان کرد که در دهۀ نخست عمر جمهوری اسلامی، جو سیاسی کشور، دارای دو طیف اصلی به نامهای جریان راست و جریان چپ بوده و این دو گروه معروف و شناخته شده و جزو اسامی تاریخی به حساب میآیند، جریانهایی که بعدها با توجه به تغییرات حاصل شده در نظرات هر دو گروه، به اسامیای چون «اصلاحطلب» و «اصولگرا» تغییر نام داده و امروز با همین نام در بدنه سیاست کشور شناخته میشوند.
جریان چپ، در دهۀ اول انقلاب قدرت بیشتری را در اختیار داشت و از همین جهت، شناخت آنان در حقیقت به منزلهی پرتو انداختن بر تاریخ آن دوره محسوب میشود. در بین گروههایی که به چپگرایی معروف بودند نام دو تشکل مهم، بیش از بقیه به چشم میآید: سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون مبارز.
کتاب در مقالهی اول، به زمینههای شکلگیری، روند شکلگیری، اختلافات، اوجگیری مشکلات و در نهایت نابودی سازمان مجاهدین انقلاب پرداخته است. محمدحسن روزی طلب در این مقاله با استفاده از برخی اسناد و خاطرات بکر، جذابیت زیادی به کتاب بخشیده است.
در مقالهی دوم، وحید خضاب به بررسی انشعاب مجمع روحانیون از جامعهی روحانیت مبارز تهران پرداخته است.
در بخشی از کتاب دو نما از چپهای جمهوری اسلامی میخوانیم:
تشکیل جامعه روحانیت مبارز تهران به پیش از پیروزی انقلاب باز میگردد. در سال 1356 و همزمان با اوجگیری مبارزات انقلابی مردم، جمعی از روحانیون حاضر در تهران (با پیگیری آیتالله مطهری) بر آن شدند تا به عنوان رهبران عملی فعالیتهای مبارزاتی، متشکلتر عمل کنند. لذا تعدادی از آنان (با حضور افرادی چون خود آیتالله مطهری، آیتالله مهدوی کنی، آیتالله مفتح، آیتالله بهشتی، آیتالله باهنر، آیتالله هاشمی رفسنجانی و...) دور هم جمع شده و اساسنامهای برای تشکل مد نظرشان تنظیم نمودند. بحث بر سر اساسنامه و تصویب آن مصادف شدی با پیروزی انقلاب. البته در ذهن تشکیلدهندگان جامعه روحانیت این امر مسلّم بود که آنها قصد تشکیل یک «حزب» را ندارند، بلکه میخواهند تشکلی جهت منسجم کردن روابط روحانیون ایجاد نمایند و تشکل آنها یک «حزب» نیست و نخواهد بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، این حزب نقش اصلی را در جهتدهی به نیروهای موسوم به «خط امامی» ایفا مینمود و برخی گروههای مطرح دیگر هم (نظیر مؤتلفه) ذیل آن عمل میکردند و به نوعی در آن ادغام شده بودند ولی در عین حال، جامعه روحانیت هم نقش مهمی در خطدهی و کنش سیاسی جامعه ایفا میکرد. البته بسیاری از افراد شاخص حزب جمهوری اسلامی (منجمله چهار نفر از پنج نفر مؤسس آن حزب یعنی آیتالله بهشتی، آیتالله باهنر، آیتالله سید علی خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی) همزمان عضو جامعه روحانیت هم بودند. دلیل دیگر اهمیت جامعه روحانیت در سالهای نخست انقلاب را میتوان در اقبال عمومی گستردۀ مردمی به روحانیون و نظرات آنان جست.
پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز تهران (به عنوان تشکل شاخصی که بسیاری از یاران با سابقه و شناخته شده و مورد اعتماد امام در آن حاضر بودند) نقش بارزتری یافت.
بله
























