کتاب پایان نوشته علیرضا رضوی، رمانیست تخیلی و فانتزی با بیانی ساده و روان که روایتگر سیارهای به نام تاس است که در آن خانودهای به نام شولیگسی زندگی میکنند. نویسنده با موضوع سفر در زمان که بیش از قرنهاست آرزوی بشر است داستانی جالب و هیجانانگیز نوشته که خواننده را تا پایان کتاب با خود میکشاند.
در جایی خارج از این کهکشان، یا شاید هم خارج از این دنیا، فاجعهای برای یک خانواده رخ میدهد که این عالم تا به حال آن را تجربه نکرده است.
داستان با روایتگری سیارهای شروع میشود که زمان در آن هیچ جایگاهی ندارد. در واقع تکنولوژی آنقدر پیشرفته است که بعد از ساخت زنجیرهای و همزمان هزاران ماشین زمان که توسط گروهی از روباتهای کارگر شرکت "شوگرز" صورت گرفته دیگر کسی به خودش زحمت نمیدهد که ساعت مچی قدیمی، ولی رنگی و درخشانش را چک کند، و به جای آن، هر وقت دلش بخواهد به زمانی که میخواهد سفر میکند.
صد البته که در این دنیای پیشرفته، دیگر ترسی از پارادوکس پدر بزرگ و نوه و اینجور چیزها وجود ندارد.
در بخشی از متن کتاب پایان میخوانیم:
آقای ویلپت و خانم بیلشن همهی غذاهای موجود در غذادان را مثل جاروبرقی تمیز کردند و در حالی که فریاد میزدند کارپت زود باش وگرنه غذا به تو نمیرسد، همهی صبحانه را دونفری خوردند. غذادان زالارها چیزی شبیه به جعبهی کادو بود تا یخچال، چون غذاها در این سیاره خراب نمیشدند و اصلاً نیازی نبود که ازشان به خوبی نگهداری کنند. بعد از اینکه جعبهی غذادان خالی خالی میشد، دوباره خودبهخود پر میشد. زالارها درواقع اصلاً به غذا و نوشیدنی احتیاج نداشتند، بلکه فقط از روی تفریح به خوردن و آشامیدن میپرداختند. دلیل این بینیازی این بود که بدن زالارها خودش نیازهایش را از طریق قدرت فکر تامین میکرد.
کارپت سر میز غذا آمد ولی دیگر حوصلهی خوردن نداشت، چون خیلی آبنبات از باران گیرش آمده بود و آنقدر شیرینی خورده بود که از خستگی دیگر حال نداشت برای نبودن سهم صبحانهاش روی میز با مادرش بحث کند.
آقای ویلپت متوجه شد که پسرش امروز از روزهای دیگر بیحالتر است و در حالی که چشمهایش را به کارپت دوخته بود، فکری به ذهنش رسید و بعد با خودش گفت:
- مطمئنم که این دفعه حسابی شاد میشه!
خانم بیلشن که حواسش به مجلهی مد و زیبایی «فرشتگان کمینسلند» بود و همزمان با آن داشت ذهن همسرش را چک میکرد، ایدهی نه چندان بکر ویلپت را فهمید و سپس او هم در ذهن خودش گفت:
- شوخی میکنی؟ باورم نمیشه! تو و اینجور چیزا! مثل اینکه امروز قراره تاس از مدار خارج بشه.
بله






















