کتاب هایستن لیشت نوشتهی اردلان شامی، روایتی تاریک و تراژیک از جهانی غیرزمینی است که در آن جاهطلبی، خیانت، جادو و قدرتطلبی حاکمان، سرنوشت پادشاهیها را به نابودی میکشاند. اگر به رمان فانتزی تاریک و داستانهای سرشار از نبرد، اژدها و جادو علاقه دارید، این اثر میتواند تجربهای متفاوت و بیرحمانه از یک جهان فانتزی پیش رویتان بگذارد.
دربارهی کتاب هایستن لیشت
کتاب هایستن لیشت اثر اردلان شامی، داستان خود را در سرزمین راکر آیلند روایت میکند؛ جهانی که در آن پادشاهان و جادوگران برای رسیدن به قدرت، از خیانت و جنایت ابایی ندارند. ماجرا با تلاش سفیل، جادوگر دربار، برای دستیابی به سنگ جادویی ایگن بلاد آغاز میشود؛ سنگی که قدرتی شگفتانگیز دارد و سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد.
در کتاب هایستن لیشت، سفیل پس از تبعید به هوپلسولی با موجودی افسانهای روبهرو میشود: اژدهایی عظیم که در قالب شفق قطبی در آسمان پدیدار میشود. او این اژدها را آرورا مینامد و با کمک جادو رامش میکند؛ اما بازگشت سفیل به هولی بلز، به جای اثبات قدرت، به فاجعهای تمامعیار منجر میشود.
اردلان شامی در کتاب هایستن لیشت، روایتی غیرخطی خلق کرده که در آن دیالوگها و اتفاقات، سرنخهایی برای فهم آینده و پایان داستان در اختیار خواننده میگذارند. وجود سنگهای جادویی، اژدها، هیپوگریف و پادشاهیهای رقیب، این اثر را به یک کتاب فانتزی حماسی با فضایی کاملا تاریک تبدیل کرده است.
اگر به دنبال یک رمان حماسی ایرانی با حالوهوای آثار فانتزی مشهور هستید، کتاب هایستن لیشت میتواند انتخابی جذاب باشد؛ اثری برای علاقهمندان به داستان نبرد پادشاهیها و جادوگران و حتی کسانی که در جستوجوی بهترین کتابهای فانتزی تاریک مشابه بازی تاج و تخت هستند.
با خرید کتاب هایستن لیشت نوشتهی اردلان شامی از انتشارات کلید پژوه، وارد دنیایی از یک رمان فانتزی ایرانی میشوید که در آن هیچ قدرتی از پیامدهای جاهطلبی و خیانت در امان نیست.
کتاب هایستن لیشت برای شما مناسب است اگر
- به فانتزی تاریک، جادو و موجودات افسانهای علاقه دارید.
- از داستانهای حماسی با فضای تراژیک و پایانهای غیرکلیشهای لذت میبرید.
- به روایتهای چندلایه و غیرخطی علاقهمندید.
- برای خواندن آثار فانتزی ایرانی با جهانسازی متفاوت کنجکاو هستید.
در بخشی از کتاب هایستن لیشت میخوانیم
صدای با ابهت ملکه النور، ملکهی تایسنزها بود که به سربازان نزدیکش دستور داده بود. ملکه النور بر پشت میز دایرهای بزرگش که وسط آن نقشهی بزرگ راکر آیلند بود، نشسته بود. مشاوران ملکه سه شخص به نامهای ریل و آستین که هر دو به شدت غیر قابل پیش بینی بودند و نفر سوم، خوشفکرترین و سیاست مدارترین شخص کل راکر آیلند یعنی اُریگا بود. ملکه النور با آقایان رابطهی بهتری از لحاظ سیاسی برقرار میکرد و تمام دربارش آقایان بودند. اُریگا شاید مهمترین شخص تایسنزها بود. ملکه النور برای نگهداری او در حکومتش تلاش زیادی میکند چون وجود او قدرت تایسنزها را حداقل یک سر و گردن افزایش داده است. ایدههای استراتژیک خوبی دارد و کامل به نقاط راکر آیلند واقف است اما هیچ وقت خواستهی او مشخص نیست. هدف او برای زندگی مشخص نیست. همیشه میگوید برای پادشاه آستر و ملکهی تایسنزها حاضر است جان بدهد اما حرفش به گونهای است که باشخصیت او یکسان نیست، انگار که چیزی را همیشه پنهان میکند.
ملکه بر پشت صندلیاش نشسته، مثل همیشه لباس جنگی خودش را پوشیده. ریل وآستین وارد میشوند و به ملکه سلام میدهند. اُریگا با کمی تاخیر میرسد. ملکه از روی صندلی بلند میشود و میگوید: شما بنشینید، من نمیتوانم امروز را بنشینم. خبرها را شنیدهاید، مرا در جریان همه چیز قرار دهید.
ریل: ملکه، باید شکست را بپذیریم، پادشاه آستر از بین رفته است.
آستین: البته هنوز مطمئن نیستیم.
ریل: چطور مطمئن نیستی؟
آستین: ممکن است همش توطئه باشه.
النور: چه توطئهای؟ دقیق حرف بزن.
آستین: ممکنه همش یه جور بازی سیاسی باشه.
صدای بلند خندههای اُریگا شنیده میشه.
اُریگا: چطور ممکنه برای یک بازی سیاسی، پادشاه تمامیت ملک غرب را به نابودی بکشاند. چطور ممکن است که دقیقا در روز تولد نوزادش این اتفاق رخ دهد. همهی ما میدانیم که آستر قدرت برتر راکر آیلنده، پس هیچ وقت چنین ریسکی نمیکنه.
بله

















