کتاب خلبانان برتر جنگ جهانی دوم نوشتهی حمید عشقی، در ارتباط با صد خلبان مشهور جنگ جهانی دوم، زندگینامه، عملیاتها و رکوردهای آنها است.
جنگ جهانی دوم بدون تردید عرصهی مهمترین نبردهای هوایی تاریخ بشر بوده است. در این جنگ هزاران خلبان از دو طرف در پهنه آسمان به ستیز با یکدیگر پرداختند. برخی از آنان بیش از بقیه درخشیدند و به رکوردهای عجیبی دست یافتند که امروزه حتی با ظهور جنگندههای فوق پیشرفته نیز قابل دستیابی نمیباشد و این امر موجب شده است تا خلبانان برتر این جنگ در صدر فهرست برترین خلبانان تمام جنگها قرار بگیرند.
بر اساس سنتی که از جنگ جهانی اول مرسوم شد هر خلبان که موفق به سرنگونی 5 فروند از هواپیماهای دشمن گردد یا به عبارت دیگر دارای 5 پیروزی هوایی باشد، ملقب به تک خال میشود. عوامل زیادی در موفقیت این تک خالها دخیل بود، از جمله این عوامل میتوان به سطح آموزش، مهارت فردی خلبان در پرواز، روحیه جنگاوری و عملکرد و بازدهی هواپیمای جنگندهای که در اختیار او بوده اشاره کرد.
از نظر تعداد پیروزی نیروهای متحدین و به خصوص خلبانان نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه) دارای بالاترین آمار پیروزی هوایی هستند که بعد از آن خلبانان نیروهای هوایی فنلاند، ژاپن، شوروی، رومانی، لهستان، آمریکا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و... رتبههای بعدی را در اختیار دارند.
در اینجا ذکر دو نکته ضروری است، نخست اینکه هرکدام از نیروهای هوایی درگیر در جنگ جهانی دوم نگرشی متفاوت به کسب پیروزی هوایی داشتند، آلمانها از قانون "هر خلبان یک پیروزی" پیروی میکردند و ثبت هر پیروزی مستلزم سرنگونی و نابودی کامل هواپیمای دشمن، داشتن یک شاهد در آسمان یا تایید سقوط هواپیمای دشمن توسط نیروهای مستقر در زمین بود. این نوع گزارشگیری برای ثبت به کاغذ بازی گستردهای منجر میشد و گاه اتفاق میافتاد که مدتی پس از کشته شدن یک خلبان، پیروزیهای ماههای گذشته وی تایید میگردید.
در حالی که در نیروهای هوایی آمریکا، انگلیس و فنلاند صرفا گواهی یک شاهد برای اثبات پیروزی کافی بوده و ثبت پیروزی اشتراکی نیز معمول بود به این معنا که اگر 3 خلبان انگلیسی همزمان به یک هواپیمای آلمانی شلیک کرده و آن را سرنگون کنند، برای هر کدام از سه نفر یک سوم پیروزی ثبت میگردید. به همین دلیل در شمارش تعداد پیروزی خلبانان کشورهای فوق، به اعداد اعشاریدار نظیر 21.5 نیز برخورد میکنیم. در نیروهای هوایی شوروی و ایتالیا پیروزی اشتراکی به صورت رقم جداگانه ثبت میشد یعنی اگر یک خلبان روس 18 پیروزی فردی و 10 پیروزی اشتراکی داشت، آمار پیروزیاش 10 + 18 ثبت میشد. در نیروی هوایی فرانسه برای هر خلبان شرکت کننده در یک پیروزی اشتراکی، یک پیروزی کامل ثبت میشد.
نکته قابل ذکر دیگر این است که یکی از دلایل بالا بودن پیروزیهای خلبانان آلمانی، درگیر بودن آلمان از نخستین روز شروع تا واپسین روز پایان جنگ در اروپا در تمام جبههها بود. هر خلبان آلمانی از زمان پایان آموزش موظف به انجام ماموریت جنگی بود و این دوره انجام ماموریتهای جنگی فقط با اسارت، مجروحیت شدید، معلولیت یا مرگ وی به اتمام میرسید. تا سالها پس از پایان جنگ، عده زیادی از مورخان به تعداد بالای پیروزیهای خلبانان آلمانی با شک و تردید مینگریستند و این ارقام را زاییده سیستم تبلیغات جنگی وزارت تبلیغات گوبلز میدانستند. اما آمار مستند و ثبت شده پیروزیهای خلبانان آلمانی که چند سال پس از پایان جنگ در دسترس همگان قرار گرفت، مهر تاییدی بود بر درستی آمار پیروزی خلبانان لوفت وافه.
در سوی دیگر بنا بر سیاستهای جاری در ارتش آمریکا خلبانان آمریکایی پس از طی یک دوره زمانی مشخص در انجام ماموریت جنگی در جبهه اروپا یا اقیانوس آرام یا کسب 5 پیروزی به وطن خود باز میگشتند تا در پایگاههای آموزشی به تربیت خلبانان جدید بپردازند. البته خلبانان آمریکایی بنا به درخواست شخصی خود میتوانستند در جبهه به پرواز ادامه دهند. این امر دلیل عمده پایین بودن آمار خلبانان با ارقام پیروزی بالا و فراوانی خلبانان با ارقام زیر 10 پیروزی در میان خلبانان هواپیمایی نیروی زمینی (که بعدها به نیروی هوایی تغییر نام داد) و یگانهای هوایی نیروی دریایی و تفنگداران دریایی آمریکا است.
در بخشی از کتاب خلبانان برتر جنگ جهانی دوم میخوانیم:
والتر کروپینسکی در شهر دومنائو در پروس شرقی به دنیا آمد ولی در شهر براونسبرگ رشد کرد. کروپینسکی دو برادر کوچکتر از خود به نامهای پاول و گونتر نیز داشت. پاول در جنگ جهانی دوم به واحد زیرسطحی نیروی دریایی ارتش آلمان نازی پیوست. زمانی که زیردریایی U-771 آلمان در 11 نوامبر 1944 در سواحل نروژ توسط ناو اچام اس ونتور هدف قرار گرفت و غرق شد، پاول که جزو خدمه آن بود، نیز کشته شد.
کروپینسکی در سپتامبر 1939 به نیروی هوایی آلمان پیوست و از نوامبر 1939 تا اکتبر 1940 به فراگیری اصول پایه هوانوردی پرداخت و سپس وارد دانشکده خلبانی هواپیمای جنگنده شد. پس از اتمام آموزشها کروپنسکی در نوامبر 1940 به اسکادران ششم گروه هوایی اعزام شد. او در نبرد بریتانیا شرکت نمود؛ اما هیچگونه موفقیتی کسب نکرد.
پس از حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی در 22 ژوئن 1941 کروپینسکی که در این نبرد شرکت داشت موفق شد اولین پیروزی خود را در آغازین روزهای عملیات بارباروسا کسب کند او تا دسامبر 1941 موفق به کسب هفت پیروزی شد و در ماه آگوست 1942 تعداد پیروزیهای او به پنجاه پیروزی رسید. این تعداد پیروزی مدال صلیب طلای آلمان را نصیب او نمود و پس ازآن که او موفق به کسب شش پیروزی دیگر نیز شد در 29 اکتبر 1942 به دریافت نشان صلیب شوالیه مفتخر گردید. در ماه مارس 1943 کروپینسکی به درجه نایب کاپیتانی نائل شد و فرماندهی اسکادران هفتم گروه هوایی را کسب نمود. در این زمان اریش هارتمن موفق شد به عنوان بهترین خلبان جنگ جهانی دوم دست یابد و کروپینسکی به عنوان وینگمنِ او منصوب شد و هارتمن با روش حمله از نزدیک که توسط خودِ کروپینسکی ابداع شده بود، موافقت نمود. کروپینسکی در تاریخ 2 مارس 1944 به دلیل کسب صد و هفتادوچهارمین پیروزی مفتخر به دریافت برگ بلوط برای نشان صلیب شوالیه خود شد.
بله























